پاي صحبت نيكولا آنلكا، مهاجم احيا شده فوتبال فرانسه؛
چلسي قدرتمندتر ميشود
او از سيستم استفاده نوبتي و چرخشي از نفرات تيم به طور كامل و بيشتر از اسلاف خود بهره ميگيرد. به اين ترتيب به همگان بازي ميرسد، هر چند اين امر گاه براي يك نفر از 20 دقيقه فراتر نميرود، اما حاصل آن رضايت كليه نفرات است و كمتر صداي اعتراضي را ميشنويد. تا به حال تغييرات زياد در تركيب چلسي و استفاده نوبتي از نفرات جواب هم داده است.
کد خبر: ۶۶۸۳۹
| | 2034 بازدید
مهاجم مشهور نوك فوتبال فرانسه و جواني كه ابتدا در 16 سالگي جلب نظر كرد و در 17 سالگي توسط آرسن ونگر مربي هموطنش به آرسنال جذب شد و در عين جواني 2 فصل فوقالعاده را در لندن گذراند، در 2 فصل اخير چيزي شبيه يك تولد مجدد و شكوفايي تازه را در چلسي گذرانده است.به نوشته جام جم و به نقل از پایگاه خبری فیفا؛ او در 31 سالگي نميتواند همان قدر غافلگيركننده باشد كه در سالهاي 1997 و 98 در هايبري بود، اما ايام استمفورد بريجي او نيز جالب و موفق و حاكي از پختگي مردي است كه در سالهاي ميانه و در حد فاصل اين دو مقطع سري پرشور داشت و اسباب دردسر خودش و بروز برخي ناآراميها در تيمهاي محل استخدامش (رئال مادريد، پاري سنژرمن، منچسترسيتي، ليورپول و فنرباغچه) شد.
او اينك (پاييز 2009) مردي آرام، كم حاشيه و متمركز بركارش است و ترجيح ميدهد ذهن و توانش فقط صرف وظايف شغلي و مسووليتهاي ورزشياش شود و اثري از تنشهاي زندگي او در سالهاي پاياني دهه 1990 و آغازين دهه جاري نيست و او حتي فصل پيش با 19گل زده آقاي گل ليگ برتر انگليس هم شد.
برنده اصلي اين ماجرا چلسي است كه در سيما و حركات او مردي را يافته است كه ميتواند بهترين مكمل و حتي جانشين براي ديديه دروگبا، ستاره ساحل عاجي و چشم و چراغ 5 سال گذشته اين باشگاه لندني باشد.
كارلو آنچلوتي ايتاليايي كه 4 ماه و اندي است جاي گاس هيدنيك را در استمفورد بريج گرفته جاي ثابتي را به آنلكا در تركيب تيمش داده و او نيز در حال كامل كردن تلاش يارانش از طريق گلزني و همراهي آنها در زمان حمله و مشاركت بيش از پيش در بازي تيمي چلسي است. راستي اين مهاجم 91/1 متري قوي هيكل به كدام سو ميرود؟
اين روزها گلهاي حساس و متعددي براي چلسي ميزنيد. اوضاع روبه راه است. اين طور نيست؟
برآوردتان صحيح است، چون دورههاي بد را نيز در گذشته گذراندهام، قدر شرايط فعلي را ميدانم. براي رسيدن به اين مرحله اضافه بر تمرين و تلاش جسماني بايد به لحاظ روحي و فكري هم خودم را تقويت ميكردم. در اين ميان درخشش در مسابقههاي مهم ارزش بيشتري دارد، زيرا فزونتر از ديگر ديدارها هم مورد توجه قرار ميگيرد. مثل ديداري كه بتازگي با پورتو داشتيم و آن را با تك گل من برديم. 20 دقيقه آخر آن مسابقه به خاطر بازي خوب و تلاش زياد پورتو براي ما بسيار سخت بود و خسته هم شده بوديم. اين اولين بازيمان در فصل جاري جام قهرمانان باشگاههاي اروپا بود و در نتيجه فتح آن اهميت زيادي داشت.
امكان ندارد حضور و درخشش شما بدون توجه به مساله شركت يا غيبت ديديه دروگبا در بازيهاي چلسي مورد توجه و بررسي قرار گيرد. آيا اين نكته موجب كمبود توجه به شخص شما نميشود؟
هر كس جا و سهم ويژه خود را دارد و من و دروگبا به اين مساله و اين كه حتما در ارتباط با يكديگر و در مقام مقايسه با هم سنجيده شويم، عادت كردهايم. هر موقع كه ديديه در بازيهاي ما به دلايلي مثل مصدوميت و محروميت مسائلي كه اين فصل بهكرات روي داده غايب بوده، فقدان وي را بشدت حس كردهايم. برخلاف تصورات قبلي من و او به بازي با يكديگر عادت كرده و با هم هماهنگ شدهايم و ميتوانيم به طور همزمان در تركيب چلسي حاضر شويم و موفق هم باشيم.
لوئيس فيليپه اسكولاري و گاس هيدينك (مربيان برزيلي و هلندي سابق چلسي) نيز در اين زمينه كوشش ناموفق زيادي داشتند.
اين مساله به هر شكل و با هر پيشينهاي كه بوده باشد، اينك ثمر داده و ما با هم بخوبي كنار ميآييم. نظر كارلو آنچلوتي اين است كه من پشت سر او بازي كنم و اگر لازم شد، براي توپگيري حتي تا خط مياني هم عقب بنشينم. نوع حركت ما در زمين و در محوطه جريمه حريفان نيز براساس موقعيت هر كداممان در لحظه رسيدن توپ مشخص ميشود و هر كدام براساس لحظه و موقعيت، تصميمگيري و اقدام ميكنيم.
و در روزهايي كه در نوك حمله تنها هستيد....
اين يك بحث جداست در آن روزها مجبورم حتما در پيشاني خط حمله مستقرشوم و بيشتر به فكر زدن ضربات آخر باشم. حتما ميدانيد كه اين اصلا براي من تجربه تازهاي نيست. من در بيشتر عمر ورزشيام سانتر فوروارد بودهام و در همين چلسي نيز به عنوان مثال فصل پيش در حدود 15 مسابقه نوك حمله اين تيم بودم.
آيا شخصا و براساس باورهاي خودتان و پيشينه 15 سال بازي در سطح اول اين ورزش با سيستم 2 مهاجم هدف كه آنچلوتي در حال پياده كردن آن در استمفورد بريج است، موافقيد.
مخالفتي ندارم. فكر ميكنم آزادي و حيطه باز حركت موجود در آن براي مهاجمان مسالهاي باشد كه هر فورواردي را راضي كند؛ البته براي من تجربهاي به كلي غريبه نيز نيست، زيرا وقتي در فنرباغچه تركيه هم بودم، اين تيم از سيستمي از همين دست سود ميجست. وقتي محيط حركتتان بزرگتر و بازتر باشد، بديهي است بهتر و بيشتر ميتوانيد پا به توپ شويد و با آن به حركت در آييد و ريتم و روال بازي را بهتر حس كنيد.
آنچلوتي بجز اين مساله چه تغيير خاص و قابل ذكري را در چلسي به وجود آورده است؟
او از سيستم استفاده نوبتي و چرخشي از نفرات تيم به طور كامل و بيشتر از اسلاف خود بهره ميگيرد. به اين ترتيب به همگان بازي ميرسد، هر چند اين امر گاه براي يك نفر از 20 دقيقه فراتر نميرود، اما حاصل آن رضايت كليه نفرات است و كمتر صداي اعتراضي را ميشنويد. تا به حال تغييرات زياد در تركيب چلسي و استفاده نوبتي از نفرات جواب هم داده است.
كارلتو را چگونه آدمي يافتهايد؟
همه ما روش كار او را پسنديده و از كار با او لذت بردهايم و اين چه به لحاظ كار حرفهاي و نگاه شغلي بوده و چه از ديدگاه فردي و انساني، يك اثر چنين رضايتي اين است كه بازيكنان هر چه دارند رو ميكنند تا طرحهاي آنچلوتي به بار بنشيند و تيم برنده شود. او آرام و متين است و اهل كارهاي نمايشي نيست. زياد و با صراحت حرف ميزند و ميداند كه چه ميخواهد و چگونه بايد به آن رسيد. وقتي مربي از اين دست داشته باشيد، كل كارها آسانتر ميشود. آرامش او مثال زدني است و اين باور را به شما ميدهد كه كنترل اوضاع در دست اوست و جايي براي نگراني نيست و كارها روبهراه خواهد شد كه براي بازيكنان يك تيم هيچ چيز الزاميتر و مهمتر از اين نيست. هرچه باشد او در مقام سرمربي تيم ميلان 2 بار جام قهرمانان باشگاههاي اروپا را برده و يك مرتبه هم نايب قهرمان آن شده است؛ بنابر اين او تجربه لازم را براي رساندن چلسي به همان مدارج دارد و در بالاترين درجات و زير بار مسووليت شديد كار كرده و جواب داده است. پس چرا در چلسي نتواند؟
شروع چلسي در اين فصل و در 2 ماه نخست فصل عالي بوده است.
بله. خودمان هم انتظار نداشتيم و كارلتو هم آن را متوقع نبود. اين كه در چارچوب 3 جام بسيار متفاوت به ميدان بياييد و همه مسابقههايتان را ببريد، اغلب از تيمهاي بزرگ هم برنميآيد و ما ميتوانيم از اين نيز قدرتمندتر و موفقتر باشيم. با اين حال آنچه تا اين مقطع از فصل جاري روي داده، اصلا بدون زمينه و مقدمه نبوده و پشتوانهاي داشته است. چلسي ماههاي پاياني فصل گذشته را هم بسيار قوي و موفق پشت سر نهاد و از اين ديدگاه آنچه در اين فصل روي داده، صرفا ادامه و استمراري برآن ماهها بوده است. كاري كه كارلتو با موفقيت انجام داده، استمرار بخشيدن و متنوع كردن كار هيدينك در مقطع پاياني فصل گذشته بوده كه البته كار آساني نبوده است.
آيا مشكلاتي هم در اين روند تحمل كردهايد؟
اگر جز اين بود ديدارهايمان با پورتو در ليگ قهرمانان اروپا و استوك سيتي در ليگ انگليس گره نميخورد. يادتان باشد ما بازي با استوك را فقط با گلزني در وقت تلف شده برديم؛ البته فتح برخي مسابقهها با دشواري و رنج هم بهرههاي خود را دارد، زيرا يك تيم را كار آزمودهتر و عنصر مقاومت را در آن تشديد ميكند. وقتي برخي ديدارهاي خود را در اين شرايط و اين شاخصهها ميبريد، اعتماد به نفس و حس تكامل بيشتري مييابيد و ميفهميد كه تيمتان پختهتر شده است. فصل پيش برخي از اين ديدارها از همين دست را فتح نكرديم و اين لابد بدين معناست كه نسبت به آن موقع پيشرفت داشتهايم.
و يك پرسش درباره تيم ملي فرانسه، تساويهاي اخير با روماني و صربستان، رفتنتان به مرحله پليآف انتخابي جام جهاني 2010 را تقريبا قطعي كرده است. چه تدبيري براي اين مساله داريد؟
ما در ديدار با صربستان بسيار خوب بوديم و تساوي در بلگراد مثل يك برد است. ميتوان وجوه مثبت ماجرا را هم ديد، بخصوص كه معتقدم در برابر روماني هم بد نبوديم و فقط با يك گل به خودي تن به تساوي داديم. اگر قرار باشد از طريق پلياف به آفريقاي جنوبي برسيم، حتما قسمت همين بوده است. مخالفتي با آن نداريم. مهم اين است كه برسيم!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


