صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جنگ يا آتش بس؟

خاورميانه پس از کنفرانس دمشق
کد خبر: ۶۶۷۵
| |
4062 بازدید
علي منتظري

روند تحولات منطقه خاورميانه، اوضاعي غير عادي و ناآرام است. اگر از عراق و افغانستان که شاهد جنگ حقيقي بين طرف‌هاي آمريکايي ـ اروپايي (ناتو) با طرف‌هاي محلي است بگذريم، اوضاع و احوال جاهاي ديگر نيز آرام و قرار ندارد. دست‌كم در جاهايي که ما به شکلي با آن‌ها ارتباط داريم، چه ارتباط سياسي و چه ارتباط عاطفي و چه ارتباط استراتژيک در قالب پيمان‌هاي غير مکتوب، هيچ‌کدام حال و روز خوشي ندارند. اين همه، نشانه‌هاي خوبي براي آينده منطقه خاورميانه نيست و بوي خوبي از آن به مشام نمي‌رسد.

در آن سوي عراق، در کشور سوريه يک تحول امنيتي، نظامي بسيار مهمي رخ داده است. عماد مغنيه (حاج رضوان)، يکي از رهبران مقاومت اسلامي لبنان در دمشق ترور شد تا در پيامد آن تحولاتي جديد شکل گيرد که يکي از عناصر عادي اين پيامد، سکوت مطلق بسياري از دولت‌هاي عربي و دوست سوريه بود. پيشتر از آن در ارديبهشت گذشته، بدون هرگونه پاسخي از سوي دمشق، نقطه‌اي در شمال سوريه در «تل ابيض» مورد هجوم هواپيماهاي اسرائيل قرار گرفت و بسياري از کشورهاي عربي نيز جانب سکوت و احتياط را در پيش گرفتند. کمي آن طرفتر در لبنان، بحران سياسي اين کشور بر سر انتخاب رئيس‌جمهور لبنان همچنان به سوي بحراني‌تر شدن پيش مي‌رود و تاکنون کشته‌ها و مجروحان بسياري از خود بر جاي گذاشته است. در جنوب اين کشور، ارتش اسرائيل پس از «‌جنگ سي و سه روزه‌»، قواي موشکي و زميني خود را بازبيني کرده و خود را در يک جنگ رواني دايمي براي آغازي دوباره قرار داده است.

در بلندي‌هاي جولان نيز تحولات نظامي گوناگوني ديده شده است. با آن که همه وزراي خارجه کشورهاي اروپايي با نام «‌حل بحران سياسي لبنان‌» و «‌انتخاب رئيس‌جمهوري جديد‌» براي اين کشور پا به بيروت مي‌گذاردند، اما همه مي‌دانند که نگاه نخست اين سفرها، «‌حل و فصل مقاومت اسلامي‌» لبنان بوده است و چون تا کنون فرمولي براي آن پيدا نکرده‌اند، هم سفرهايشان شکست خورده و هم ديوار «‌بن بست‌» را بر سر طرف‌هاي سياسي لبناني بر پا کرده‌اند.
در اين ميان، بازنده‌ترين طرف سياسي بين‌المللي «‌وزارت خارجه فرانسه‌» بود که پس از سفر‌هاي پي در پي وزير خارجه‌اش، نه تنها چيزي به دست نياورد و گره‌اي را نگشود که بر اين گمانه دامن زد که با يک «‌تردستي آمريکايي‌» و براي «‌سر به ديوار کوبيدن سياست خارجي فرانسه‌»، وارد يک بازي از قبل شکسته خورده شد.

قوت و قدرت اين گمانه از تلاش جديد دولت فرانسه که بيشتر به منظور حفظ آبروي از دست رفته در لبنان است، در فلسطين اشغالي و در سفر اخير برنار کوشنر پيداست که نااميد به دنبال دست يافتن به راهكاري براي پايان بخشيدن به رنج مردم در محاصره فلسطيني افتاده است.
روز گذشته، «ديويد ساترفيلد» مرد اسرائيلي اما با نفوذ وزارت خارجه آمريکا، آب پاکي را نه تنها بر دستان فرانسه که بر دستان اتحاديه عرب ريخت و از طرح و فرمول اتحاديه عرب براي حل بحران لبنان به استهزا و ريشخند ياد کرد و تأکيد نمود، آمريکا از طرح اتحاديه عرب حمايت نمي‌کند. اين در حالي است که قرار است تا در ماه آينده ميلادي، کنفرانس سران عرب پس از سال‌ها در دمشق برگزار شود و باز هم قرار است تا طرح اتحاديه عرب براي حل بحران لبنان تا پيش از اين کنفرانس عملي شده و لبنان با رئيس‌جمهور جديدش در اين کنفرانس حاضر شود، به ويژه آن که جريان 14 مارس لبنان و در پيشاپيش همه «‌سعد حريري‌» تأکيد کرده است که برپايي کنفرانس سران عرب بدون حضور رئيس‌جمهور لبنان، هيچ طعمي ندارد.

گفت‌وگوهاي ديروز حسني مبارک، رئيس‌جمهور مصر و پادشاه اردن ملک عبدالله درباره لبنان نيز به آن «‌طعم‌» اشاره کردند و اين نگاه را که لبنان به عنوان «‌حاضر غايب‌» در کنفرانس شرکت کند، به شدت نکوهش کردند. پيش از اين ديدار، سفر زنجيره‌وار سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان به کشورهاي مصر، فرانسه، آلمان، انگليس، روسيه و آمريکا نيز مزيد بر علت شد تا ابرهاي تيره بر فراز دمشق پيش از برگزاري کنفرانس سران به حرکت در آيند، ابرهاي تيره‌اي که بعيد نيست تا تندباد لغو اجلاس سران و يا مشارکت نكردن برخي از سران عرب در اجلاس دمشق را درپيش داشته باشد.

براي آن که اين فرضيه شکل بگيرد، حتي تا آن جا در توجيهات خود پيش رفته‌اند که ترور «‌حاج عماد مغنيه‌» در دمشق را نشانه ناامني در سوريه قلمداد مي‌کنند! اين در حالي است که بسياري از چهره‌هاي سياسي ضد ايران، سوريه و مقاومت اسلامي لبنان، تأکيد دارند که ترور حاج رضوان، يک معامله پنهان بين سوريه و آمريکا در آستانه کنفرانس سران عرب بوده تا اين بار، مقاومت را به مسلخ معاملات ببرند؛ بنابراين، اگر اين گونه است، پس چرا از هم اکنون زبان‌هاي آشنا، براي برگزار نكردن کنفرانس سران عرب در دمشق به فرياد درآمده است؟ پس چرا در نهان و آشکار شرط برقراري اين کنفرانس، «‌انتخاب رئيس‌جمهور جديد لبنان‌» تعيين شده است؟ پشت صحنه اين فشار سياسي، تحکيم شروط آمريکايي بر سوريه است تا در سياست‌هاي خود در قبال مخالفان دولت لبنان و به ويژه مقاومت اسلامي در لبنان تجديد نظر کند.

معناي همه اين معماها، صحنه‌گرداني‌ها و خيمه شب بازي‌ها در نهايت به اسرائيل و تامين امنيت آن باز مي‌گردد. وقتي کنفرانسي با حضور رهبران کشورهاي دور و نزديک در يک کشوري برگزار مي‌‌شود، به عنوان يک عامل قدرت در ديپلماسي داخلي و خارجي آن کشور به شمار مي‌رود، اما در حالي که روزشماري برگزاري کنفرانس سران عرب در سوريه آغاز شده، برگزاري اين کنفرانس در دمشق، به يک فشار و عامل بحران براي اين کشور از سوي هم‌کيشانش تبديل شده است تا سوريه در انزواي بيشتري فرو رود. همزمان با اين روند، آمريکايي‌ها و اروپايي‌ها به رهبري فرانسه، راه افزايش فشار بر گلوگاه سوريه و هدايت او به سوي انزوا و تحريم‌هاي جديد عليه او را آغاز کرده‌اند تا تقريبا مسيري همچون مسير ايران در مصاف با ابرقدرت‌هاي جامعه بين‌المللي پيدا کند، اما در همين هنگام، تعيين «‌مرز ائتلاف‌ها‌» و يا «‌اردوگاه‌هاي سياسي متفاوت‌» بيشتر از هر زمان ديگري روشن‌تر شده‌اند:

از يک سو، مقاومتي فراگير در منطقه شکل گرفته است که عناصر اصلي آن را ايران، سوريه و مقاومت اسلامي در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطين تشکيل مي‌دهند و از سوي ديگر، ائتلاف آمريکا و اروپا و هم‌پيمانان منطقه‌ايش است که هم زورشان بيشتر است و هم زرشان. با اين همه، تاكنون اوضاع و احوال منطقه به مذاق گروه دوم خوش نيامده و همين امر آنها را هر روز از روز گذشته غضبناکتر مي‌کند؛ آتش غضبي که يک بار بر سر مردم عراق و گاه بر سر مردم فلسطين و گاه بر سر مردم لبنان نازل مي‌شود. براي شکاف در حلقه اول، حلقه دوم هيچ ترديدي ندارد که راه اصلي پاره کردن آن، يا جدايي ايران است و يا جدايي سوريه و هيچ راه سومي ندارد، حتي حمله به مقاومت اسلامي لبنان نيز نمي‌تواند راه جايگزين يا سوم باشد.
همه تلاش‌هاي فعلي نيز اکنون بر سر همين است تا سوريه از ائتلاف حلقه اول جدا شود تا زمينه سقوط کامل ائتلاف را در منطقه فراهم کنند، اما پرسش اينجاست که اگر از اين ترفند نيز چيزي عايدشان نشد، آنگاه جام غضب خود را بر سر چه کسي يا چه کساني خالي خواهند كرد و چه دستاوردهايي به دنبال خواهد داشت؟... و چه بسا با اين پيش‌زمينه‌هاست که اين ديدگاه شکل گرفته که تا وقتي جورج بوش قدرت را در اختيار دارد، نمي‌توان احتمال اقدام نظامي آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران را منتفي دانست؛ اقدامي که بدون هيچ‌گونه شک و ترديدي دامنه نتايج آن از فلسطين تا افغانستان را شامل مي‌شود.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟