زد و خوردهای مشهور دربی
یکی از حسن های داربی این است که از توی دعواهایش بعدا رفاقت شکوفه ميزند!
به گزارش گل؛ 28 دي سال 1369 (پرسپوليس يك- استقلال يك) پیوس به استقلال گل زد، محرمی به جای دویدن دنبال گلزن، به سمت عابدزاده برگشت و مشتش را به صورت خاصی درآورد و.....!
یک محرمی بود که صدتا نیکی و اکبرپور و هاشمی نسب باید پیشش لنگ ميانداختند. او و عابدزاده بعدها در پرسپولیس دو روح شدند در یک جفت جوراب!
15دي سال 1373 ( پرسپولیس 2 – استقلال 2 ) محرمی و قلعه نويی دو دوست و همبازی دوران کودکی که مثل داداش و مداد تراش بودند توی داربی اقداماتی کردند! یکدفعه مشت مجتبی رفت سمت پای چشم امیر قلعهنويی و او از حال رفت! ( آنها بعدا همبازی نشدند ولی 360 درجه فرق کردند و کل یوم به پیشکسوت محترم تبدیل شدند).
8 اسفند سال 1378 (پرسپوليس دو- استقلال صفر). مهدی هاشمی نسب در نقش بروسلی ظاهر شد و نصف تیم استقلال را توی محوطه جریمه رسما کتک زد، یکسال بعد به استقلال رفت و با همه آنها رفیق فابریک شد و گفت ای بابا! گذشته ها در پیته!
9 دي سال 1379 ( پرسپوليس دو- استقلال دو ) پرویز برومند بازیگر نقش فیلم «عجب مشتی زد» شد، پایان رافت در این فیلم نقش یک قربانی را به خوبی بازی کرد، حمید استیلی بت اخلاق، با محمد نوازی بت اخم حسابی همدیگر را نوازش کردند! (آنها امروز متعصبان همدردی هستند که از باشگاههای محبوبشان دورند!)
14 آبان سال 1384 ( استقلال يك- پرسپوليس صفر). دقایق آخر بازی علی علیزاده برای پرسپولیس وارد زمین شد، پنجاه متر دوید و پاهای حسین کاظمی را قلم کرد و مقداری این دو به هم محبت کلامی کردند و حالا در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی ميکنند!
19 اسفند سال 1384( پرسپوليس صفر- استقلال صفر) شیث رضایی و واحدي نیکبخت که در استقلال بودند، هی روی خط طولی به همدیگر ميگفتند قربونت برم موقشنگ! اون یکی ميگفت بابا بدن! بابا سرسینه! و البته آنها به چیزهای دیگری هم اشاره کردند که نميشود گفت! نیکبخت و شیث سال بعد یک روح شدن در سه بدن! (همراه با مامانی)
9 مهر سال 1388، بچه ها دعوا نکنید! یه وقت خین و خین ریزی میشه و اونوقت آقای شریفی عصبانی ميشه ها! ممکنه برید کمیته انضباطی لپ همه تون رو بکشه!


