مربيگري نه، بليت بختآزمايي!
بالاخره عصر ديروز و پس از سه جلسه غيبت، سروكله زلاتكو كرانيكار، سرمربي كروات پرسپوليس همراه با دستيارش توميسلاوايوكوويچ در تمرينات اين تيم پيدا شد تا حداقل از لحاظ ظاهري، قرمزها سروشكل طبيعي يك تيم را داشته باشند و آماده حضور در داربي بزرگ پايتخت شوند.
به نوشته گل؛ اينكه به چه علت مرد كروات پس از تحمل اولين باخت فصل مقابل پيكان از سوي مديرعامل بركنار شد و چگونه كميته فني روز شنبه با شنيدن توضيحات كرانيكار راي بر ابقاي او داد و چرا كرانيكار بهرغم پس گرفتن حكم شفاهي بركنارياش از سوي انصاريفرد باز هم حاضر به شركت در تمرينات نشد، سوالاتي است كه جواب هر يك از آنها نياز به بررسيهاي زيادي دارد كه هيچكدام در حوصله اين مقال نميگنجد ولي اصل مطلب در مورد وعده داده شده به مرد كروات پيرامون ادامه كار در پرسپوليس به شرط پيروزي در داربي روز جمعه است.
اول اينكه اين وعده از سوي حبيبكاشاني مشاور عالي رييس سازمان تربيتبدني در ديدار صبح ديروز با كرانيكار داده ميشود كه هيچ توجيهي در مورد رعايت سلسله مراتب مديريتي نميتوان براي آن قايل شد.
حبيب كاشاني كه در تنها سال حضورش در پرسپوليس اين تيم را به قهرماني ليگ هفتم رساند، چهره موجه و مقبولي نزد طرفداران و قرمزهاست ولي باز هم دليل نميشود در حالي كه هيچ سمت رسمي ندارد عملا روي دست مديرعامل و كميته فني باشگاه بلند شده و كرانيكاري را كه از حرف آنها تمكين نكرده، به بازگشت به تيم ترغيب كند و در اين ميان سوال جديد در مورد نقش كاشاني در پرسپوليس و قدرت و اختيار مديريت باشگاه ايجاد ميشود؟
آيا شايعات در مورد تفويض اختيارات رييس مجمع باشگاه يعني علي سعيدلو به حبيب كاشاني صحت دارد؟ اگر چنين نيست آيا عملا كرانيكار عادت نميكند كه مديران مافوق خود را دور زده و براي هر مورد و مشكلي سراغ سرچشمه قدرت برود؟
اما مورد دوم درباره قول داده شده به كرانيكار مبني بر ادامه حضورش در پرسپوليس به شرط پيروزي در داربي روز جمعه است. همين قول شفاهي و پذيرش آن از سوي مرد كروات كه باعث بازگشت او به تمرينات تيم شده است، فينفسه شاهد ديگري بر دخالت و حضوري فراتر از مشاور عالي رييس سازمان در چارت مديريتي باشگاه پرسپوليس است ولي سوال بعدي اين است كه با چه رويكردي چنين قول و تضميني به كرانيكار داده شده است؟
روي كاغذ و در مقايسه با نتايج اخير دو تيم، وضعيت استقلال به مراتب بهتر از رقيب سنتي است ولي همه ميدانند كه اين مورد و مواردي مشابهي چون موازنه نفرات، مسايل تاكتيكي و ... خيلي در اين بازي ويژه تاثير ندارد و به دفعات در داربيهاي قبلي ديده شده كه تيم به ظاهر ضعيفتر در سايه مواردي چون وضعيت روحي بهتر، استفاده بهينه از موقعيتها و شرايط ويژهاي كه ممكن است در جريان بازي بر سكوها و درون زمين حاكم شود، موفق شده رقيب قويتر را از پيش رو بردارد.
اصلا هم غيرقابل باور نيست كه پرسپوليس در اين مسابقه بتواند استقلال را شكست دهد ولي آيا در اين صورت تمام مشكلات تاكتيكي قبلي و اشتباهات كرانيكار رفع ميشود و او از مرحله دريافت اولتيماتوم و بازي مرگ و زندگي ناگهان تبديل به پادشاه بيتاج و تخت شهر قرمزها ميشود؟
آيا مديراني كه ادعاي برنامهريزي اصولي و كار ريشهاي در ورزش ايران دارند، قرار است چنين رويهاي در پيش بگيرند و با يك نتيجه حاصل شده در شرايط ويژهاي چون داربي يا به اين طرف ديوار بيفتند يا آن طرف؟ آيا داستان وعده به كرانيكار قديميترها را ياد بليت بختآزمايي نمياندازد؟
اصلا فرض بر اين ميگيريم كه كرانيكار با پيروزي در داربي فعلا ابقا شود آيا تضميني وجود دارد كه در هفتههاي بعد هم چنان نتيجه بگيرد كه همه راضي به ادامه حضورش شوند؟
پرسپوليس در سه بازي قبل از داربي فقط صاحب دو امتياز شده و حتي در صورت پيروزي بر استقلال چنانچه در سه بازي بعدي هم تنها دو امتياز به دست آورد آيا همين جناب كاشاني ميتواند او را روي نيمكت قرمز رنگ نگه دارد؟ واقعا نميدانيم اسم اين نوع مديريت را چه بگذاريم، ثانيهاي يا ا...بختكي يا تصادفي يا روزمره يا ...هر چه باشد هيچ نشاني از تعاريف مختلف علم مديريت از نوع و نقش آن ديده نميشود.


