کاش کرانچار طعمه نمیشد
حاکمی با پهلوانش در راهی ميرفتند که ناگاه شیر درندهای به آنها حمله ميکند. حاکم و پهلوان هر دو با سرعت شروع به دویدن و فرار ميکنند. پس از طی مسافتی، پهلوان نفسزنان به حاکم ميگوید که: «فایدهای ندارد. با سرعت شیر امکان نجاتی برای ما نیست.» حاکم در حالی که به دویدن ادامه ميداد، گفت: «من نمیخواهم جلوتر از شیر باشم، قصدم پیشی گرفتن از توست.»
به نوشته دنیای فوتبال؛ آنچه از آقای کرانچار تا به امروز دیدهایم شخصیت و رفتاری است پسندیده که علیرغم همه مشکلات، مقصر جلوه ندادن دیگران و تأثیرگذاری فنی با وجود موانع و کمبودهای احتمالی از جمله آنان است. یادمان نرود که آقایان مدیر پرسپولیس، ابتدا به بازار رفتهاند و از مایحتاج و مواد اولیه، هر چه دوست داشتهاند، خریدهاند،
آنگاه آشپزی را به نام کرانچار آورده و به او گفتهاند با این مواد همان غذايی را که ما ميخواهیم بپز، بدون آنکه از او بپرسند که آیا اساسا پرتقالی که خریدهاند به درد پختن قورمهسبزی ميخورد یا نه.
آقای انصاریفرد با تصمیم عجولانهاش در عزل کرانچار، نخواست پرسپولیس را از مشکلات برهاند. بلکه او در این مقطع تنها و تنها قصد داشت از سرمربی تیمش جلوتر باشد و شاید هم او را طعمه شیر کند.
همانگونه که قبلا از علی کریمی و هدایتی جلو زد و یا...و برای بعد هم که یقینا خدا بزرگ است. کرانچار مانند پهلوان قصه ما فکر ميکرد که هدف همه یک چیز است و وقتی که صادقانه گفت با این وضعیت به جايی نمیرسیم، فهمید که هدف، طعمه کردن او بوده است و بس.


