حدادي:دیگر در هر مسابقه شركت نميكنم
هيچوقت به برادران صميمي به چشم رقيب نگاه نكردهام، آنها مثل برادرم هستند. اما از طرفي ركورد من در حد جهان است، ولي ركورد آنها از آسيا فراتر نميرود اين موضوع خود اصل رقابت را زير سوال مي برد، اما به هر حال هر كسي كه آمادهتر باشد در مسابقات ورودي بازيهاي آسيايي گوانگجو ركورد بهتري را ثبت خواهد كرد و بدون شك به اين مسابقات اعزام ميشود.
کد خبر: ۶۶۰۸۱
| | 3242 بازدید
احسان حدادي ميخواهد از باخت در المپيك، پل پيروزيهاي بعدي را بسازد. ورزشكاري كه هر چند يك سالي از صحنه رقابتها دور است، اما اكنون و پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهت آماده است تا ديگر بار دست به ديسك شده و پرتابهاي بلندش را از سر بگيرد. قهرمان آسيا و ركورددار جوانان جهان حالا به نيكي دريافته كه بايد از فرصتها استفاده بهتري كند تا مفت و بسادگي ميدانهاي بزرگ را از كف ندهد. براي همين ميخواهد حساب شده در صحنههاي پيشرو و از جمله بازيهاي آسيايي گوانگجو حاضر شود تا براي المپيك لندن، دورخيز مناسبي كرده باشد. المپيكي كه از هم اينك به آن فكر ميكند تا با اين انديشه بزرگ، به فرداهايي روشن بينديشد.
شنيدهايم بتازگي تمرينهايت را آغاز كردي.
بله. پس از 23 ماه مصدوميت، بالاخره طلسم شكسته شد و اولين دوره تمرينهايم را آغاز كردم، البته شدت آن بسيار كم است، چرا كه هنوز دوران نقاهتم تمام نشده است.
پس به همين دليل در مسابقههاي جهاني برلين شركت نكردي؟
بله. خيلي مشتاق بودم در اين مسابقهها پرتاب كنم. حضور 30 پرتابگر برتر دنيا سطح اين مسابقهها را به طور چشمگيري بالا برده بود. اين مسابقهها پس از المپيك بزرگترين ميدان محك پرتابگران است و دوست داشتم ناكامي المپيك پكن را در جهاني برلين جبران كنم كه متاسفانه اين امكان برايم فراهم نشد.
المپيك پكن يادآور خاطرات تلخي براي توست. آيا تا امروز توانستهاي اين خاطرات را به فراموشي بسپاري؟
(چهرهاي غمگين به خود ميگيرد) در اين مدت تمام تلاشم همين بوده، به هر حال من براي مدال طلا رفته بودم وهفدهم شدم اين يعني اوج بدشانسي و ناكامي.
البته خودت هم بيتقصير نبودي، به علت اينكه پيك آمادگي تو قبل از المپيك اتفاق افتاد، اين در حالي بود كه بايد در المپيك به آمادگي صددرصد ميرسيدي؟
درسته، ولي شما اين را هم در نظر بگيريد كه من اصلا نميخواستم به المپيك بروم. چراكه مصدوم بودم، ولي مرا به زور به المپيك بردند. براي اين حرفم نيز شاهد دارم. از طرفي من قبل از المپيك تنها در 5 مسابقه شركت كرده بودم، اين در حالي بود كه رقباي من همگي بالاي 20 مسابقه به خود ديده بودند، اما با اين حال من قبل از المپيك در تمرينهايم بالاي 69 متر پرتاب ميكردم كه اين ركورد يعني پرتاب بالاي 70 متر در المپيك و مدال طلا، با تمام اين حرفها اگر در المپيك مصدوم نبودم، حتما طلا ميگرفتم.
بزرگترين درسي كه احسان حدادي از مسابقات المپيك گرفت چه بود؟
اينكه وقتي مصدوم هستم، به هيچ عنوان در هيچ مسابقهاي شركت نكنم و مطمئن باشيد اين درس بزرگ را هيچوقت فراموش نميكنم.
در يكي از مصاحبه هايت با دلخوري اعلام كردي كه جايي مي روم كه براي ركوردهايم ارزش قائل باشند و بعد از المپيك هم ديگر در مسابقههاي رسمي شركت نخواهي كرد؟
خب، شايد هر كسي جاي من بود واين همه بلا سرش مي آمد همين حرف را ميزد. بله من اين حرف را زدهام و پاي آن نيز ميايستم و تنها به المپيك لندن فكر مي كنم. البته شايد در بازيهاي آسيايي گوانگجو هم شركت كنم، اما غير از آن از تمامي مسابقات رسمي معذرت خواهي ميكنم.
در مسابقات جايزه بزرگ چه؟ آنجا هم شركت نخواهي كرد؟
مطمئنا شركت ميكنم، مسابقات جايزه بزرگ نه تنها از نظر مادي هزينههاي ورزشكاران را تامين ميكند، بلكه حضور پرتابكنندگان مطرح در آن، سطح فني مسابقات را به طرز چشمگيري بالا ميبرد. پس نميتوان از چنين مسابقههايي بسادگي چشمپوشي كرد.
در سال چند مسابقه جايزه بزرگ برگزار ميشود؟
بيش از 110 مسابقه كه 7 تاي آنها مربوط به مسابقات گلدن ليگ است و بقيه آن بين مسابقات گرند پريكس و سوپر گرند پريكس تقسيم ميشود. گردكانتر هر سال در 30 جايزه بزرگ شركت ميكند و در هر كدام از آنها بيش از 30 هزار دلار درآمد دارد، اما من سال گذشته تنها توانستم در 5 مسابقه جايزه بزرگ شركت كنم.
آيا اين درآمدزايي در ليگ برتر كشورمان نيز مصداق دارد؟
(لبخند تلخي ميزند) به هيچ عنوان، كل درآمدي كه در ليگبرتر ايران دست پرتابكنندگان را ميگيرد، سالانه 20 ميليون تومان است و اين رقم براي ورزشكاري كه خود را براي المپيك آماده ميكند يعني هيچ.
پس مهمترين علت عدم حضورت در ليگ برتر همين موضوع است؟
نه فقط اين موضوع، متاسفانه امكانات ورزشي ما در رشته پرتاب ديسك بسيار محدود است و از طرفي هم رقابتها در سطح پاييني برگزار ميشود. به نظر من تمام اين موارد به نوعي انگيزه حضور در معتبرترين مسابقات كشورم را از من ميگيرد. به همين دليل هم ترجيح ميدهم در ليگ برتر حضور نداشته باشم.
يعني ميخواهي بگويي كه مشكلات سال گذشته تو با تيم نفت تهران در اين تصميمگيري دخيل نبوده؟
(به فكر فرو ميرود) بايد بگويم بيتاثير نبوده، به هر حال وقتي كه هيچ نهادي خود را مسوول حمايت از قهرمانان ورزشي نميداند، كار به جايي ميرسد كه باشگاه به خود اجازه ميدهد هر وصلهاي را به ورزشكار بچسباند. سال گذشته كه عضويت تيم نفت تهران را داشتم، مصدوم شدم اما مجبور بودم در مسابقه گرند پريكس كه در اشتوتگارت آلمان برگزار ميشد شركت كنم، چرا كه من در 5 دور اين مسابقات مقام اول را كسب كرده بودم ودر دور فينال كه دور ششم آن به شمار ميرفت، بايد به عنوان ليدر شركت ميكردم. اين موضوع برايم مهم بود، چراكه اگر در اين دور شركت نميكردم، جايزهاي به من تعلق نميگرفت. با اينكه در دور فينال به علت مصدوميت ششم شدم اما توانستم جايزه نقدي قابل توجهي را از آن خودم كنم. متاسفانه وقتي به ايران بازگشتم متوجه شدم مسوولان تيم نفت اعلام كردهاند كه حدادي به درد ما نميخورد. آنها گفته بودند كه او مصدوم نبوده و تنها وانمود ميكرده كه دستش آسيب ديده است. خب حالا عاقلان قضاوت كنند باشگاهي كه مبلغ قراردادش كفاف هزينه رفت و آمد مرا نيز نميداد پشت سر من اين همه فلسفه بافت و مرا متهم كرد. حالا شما توقع داريد در ليگي حضور داشته باشم كه تنها جنبه تخريبي دارد؟
البته جداي از اين بحثها معضلي كه هميشه گريبانگير مسابقات مواد مختلف دووميداني كشورمان بوده خلا ناشي از عدم استقبال تماشاچيان اين رشته بوده است.
به جرات بتوان گفت كه متاسفانه دووميداني به رغم اقبال خوشي كه در جذب تماشاچي در دنيا دارد در كشور ما هنوز نتوانسته تماشاگران خود را به ورزشگاه بكشاند، اين موضوع در مسابقات خارجي براي شما مشكلي ايجاد نميكند.
المپيك شوخي نيست، اما متاسفانه ما حضور در آن را شوخي گرفتهايم
مساله خوبي را عنوان كرديد. بايد بگويم كه در ابتدا وقتي براي مسابقات بينالمللي وارد ورزشگاه مملو از تماشاچي كشورهاي خارجي ميشديم استرس شديدي به سراغمان ميآمد، حتي در بعضي مواقع اين استرس در عملكرد بچهها تاثير منفي نيز ميگذاشت. گرچه اين مساله به مرور عادي شد اما به هر حال بايد چارهاي براي اين معضل انديشيد.
مهمترين مسابقاتي كه قبل از المپيك لندن در پيش رو داري، بازيهاي آسيايي گوانگجوست، كسب ركورد ورودي اين بازيها از يك سو و گذشتن از سد برادران صميمي كه جديترين رقيبت به شمار ميروند از سوي ديگر باعث شده براي رسيدن به گوانگجو به زحمت بيفتي، در اين مورد صحبت ميكني؟
هيچوقت به برادران صميمي به چشم رقيب نگاه نكردهام، آنها مثل برادرم هستند. اما از طرفي ركورد من در حد جهان است، ولي ركورد آنها از آسيا فراتر نميرود اين موضوع خود اصل رقابت را زير سوال مي برد، اما به هر حال هر كسي كه آمادهتر باشد در مسابقات ورودي بازيهاي آسيايي گوانگجو ركورد بهتري را ثبت خواهد كرد و بدون شك به اين مسابقات اعزام ميشود.
كارشناسان معتقدند كه رشتههاي دووميداني بعد از فوتبال و تنيس خاكي يكي از پر درآمدترين رشتههاي ورزشي است، اين موضوع چقدر صحت دارد؟
كاملا درست است. من هميشه گفتهام در رشتههاي دووميداني تمام سختيها به قبل از قهرماني محدود ميشود و وقتي وارد دنياي قهرماني بشويد، ديگر درآمدزايي يكي از مهمترين شاخصههاي آن ميشود. ببينيد براي نمونه گردكانتر در حال حاضر 12 اسپانسر مالي دارد كه در تمام شرايط حمايتش ميكنند. جالب است بدانيد كه وي براي هر يك متر ركوردش هزار دلار از اسپانسرهايش دريافت ميكند خب اين يعني تجارت، اما متاسفانه در كشور ما حتي فوتباليستها هم در مقايسه با همنوعانشان در دنيا مبلغ كمي دريافت ميكنند چه برسد به ما.
آيا احسان حدادي كه روزي در كلاس پنجم ابتدايي توپ را چنان به دروازه هندبال كوبيد كه ديرك آن شكست، فكر مي كرد زماني به يكي از قهرمانان پرتاب ديسك دنيا بدل شود؟
راستش نه، من دووميداني را دوست داشتم اما هيچوقت ذهنم سمت و سوي پرتاب ديسك نرفت. به هر حال تمام اينها را مديون آقاي نوحنژاد هستم. او اولين بار مرا براي رشته پرتاب ديسك معرفي كرد.
و اما انتهاي آرزوي احسان حدادي؟
فقط و فقط مدال طلاي المپيك
و در پايان حرفي اگر باقي مانده.
آقاي عليآبادي به ما قول داده بودند كه بابت هر ركورد در آسيا 25 ميليون تومان جايزه بدهند، اما تنها پول 2 ركوردم را در يافت كردم البته آقاي احمدينژاد هم گفته بودند يك دستگاه ماشين هديه خواهند داد كه البته اميدوارم اين قولها هر چه زودتر عملي شود.
اما حرف آخرم، تشكر ميكنم از كساني كه به هر نحو باعث شدند تا امروز من در جايگاه احسان حدادي با شما مصاحبه داشته باشم.
گزارش خطا