بیداری شیرهای باسک
در فصلی که همه پیشبینیها بر کورس 2 اسب ترکتاز لالیگا (رئال و بارسا) متمرکز شده، یک شیر سرزده وارد معرکه شده است. منظورم از شیر آتلتیک بیلبائو است که در 3هفته نخست هر 9 امتیاز ممکن را جمع کرده و حالا نزدیکترین تعقیبکننده 2 غول مدعی است.
به نوشته وطن امروز؛ خفاشهای والنسیا هم به پاراگراف اول لالیگا خیلی نزدیک شده بودند ولی اسپورتینگ خیخون با گل تساویبخش در آخرین دقیقه بازی یکشنبه مستایا جشنشان را بهم زد. اما به هیچ وجه انتظار نمیرفت شیرهای باسک (لقب آتلتیک بیلبائو) از همان آغاز مدعی باشند بویژه که در فصول اخیر آنها همواره در تقلای فرار از سقوط بودهاند، البته اگر منصف باشیم باید اعتراف کنیم که در این 2 فصل آخری آنها در نیمفصلهای دوم بازیهای خوبی انجام میدادند که حاصلش 2 رتبه یازدهم و سیزدهم است به علاوه مدال نقره جام پادشاهی اسپانیا.
اما اینکه آنها هر 3 بازی نخستشان را ببرند آن هم به موازات عملکرد خوبشان در لیگ اروپا (که مجوز حضور در آن به لطف قهرمانی بارسا در لالیگا به نایبقهرمان جام پادشاهی اعطا شد) چیزی نبود که کسی بتواند پیشبینی کند.
سخن گفتن از موفقیت در اروپا شاید در حضور بارسا و رئال کمی خندهدار باشد اما برای بیلبائو همین که آنها به مرحله گروهی لیگ اروپا (جام یوفای سابق) رسیدهاند و هفته گذشته در نخستین گام این مرحله «آستریا وین» را شکست دادند یک موفقیت بزرگ است، آن هم در شرایطی که انجام بازیهای فوقالعاده قارهای برای تیمی با منابع محدود مثل آتلتیک حکایت از آن دارد که اجزای این تیم بخوبی روغنکاری شدهاند و نتیجه چیزی نیست جز بهترین آغاز سرخ و سپیدهای باسک در 21 سال اخیر، یعنی بهترین عملکرد پس از دورانی که بیلبائو قدرت مهمی در فوتبال شبهجزیره ایبریا محسوب میشد و حتی بهتر از سالهای پایانی دهه 1990 که آنها با سرمربیگری لوئیس فرناندس در لالیگا سوم شدند و به لیگ قهرمانان راه یافتند، البته فقط تا اینجای کار که 3 هفته گذشته و بیلبائو برای بازی هفته چهارم امشب در جزایر قناری میهمان تنهریف است.
به همه اینها باید ظهور یک نسخه جدید باسکی از وین رونی را افزود؛ ایکر مونیاین 16 ساله! پنجشنبه گذشته او یک گل به وینیها زد و یک گل دیگر ساخت تا عملا دفاع تیم اتریشی را دچار وحشت کند و اعتماد به نفس را از بازی میهمان بگیرد. درست مثل رونی در بدو ظهورش، مونیاین صورتی دارد که از سن خودش بیشتر نشان میدهد و باز هم درست مثل نسخه انگلیسیاش انگار زاده شده که فوتبال بازی کند.
او جوانترین بازیکن و گلزن تمام دوران آتلتیکبیلبائو است ولی شاید مقدر نباشد که مدت زیادی در سنمامیس بماند. نیاز آتلتیک به تغییر ورزشگاهش هنوز معطل مانده ولی برای رقابتی ماندن تیم، آنها شاید زودتر از آنکه دیر شود پول مورد نیاز برای این کار را پیدا کنند. ایکاش که مونیاین نوجوان فقط یک جرقه نباشد.
کوچک، گریزپا و باهوش، اینها برای خوآکین کاپاروس، سرمربی تیم موهبتهای کمی نیستند. مردی که اغلب به داشتن ذهنیت تدافعی و ریسکپذیری اندک متهم میشود. اما کاپاروس شنبه گذشته این بچه را از کمرکش نیمه دوم به زمین فرستاد تا پیروزی 3 بر 2 بر ویارئال را به چنگ آورد. البته نه یک ویارئال قدرتمند بلکه تیمی که پس از جدایی پلگرینی و نیهات، جوهرهاش را گم کرده است.
آنها البته هنوز کیفیت لازم برای بازگشت به بالای جدول را دارند. اگر بخواهیم دوباره به موضوع اصلیمان آتلتیکبیلبائو برگردیم خالی از لطف نیست که به جانشین پلگرینی در نیمکت ویارئال اشاره کنیم. ارنستو بالبرده که در دوران بازیگریاش برای بیلبائو برای خودش یک سازمان بود و اگرچه به خاطر تجربه سرمربیگری با همین بیلبائو و بعدتر با اسپانیول (که تا فینال جام یوفا رفت) مربی مجربی محسوب میشود ولی این شنبه در بازگشت به خانه قدیمیاش سن مامیس با تیم جدیدش واقعا معذب به نظر میرسید.
تنها نکته منفی این روزها در آتلتیک طراحی وحشتناک پیراهنهایی است که برای لیگ اروپا میپوشند. برای تیمی که ورزشگاهش در مجاورت یک شاهکار معماری مثل موزه گوگنهایم بیلبائو است، این پیراهن به معنای یک تلفیق غلط از ایدههای همیشگی نوآورانه بیلبائوییهاست.
معلوم نیست طراح این پیراهن وقتی سرگرم خلق آن بوده چه حال بدی داشته بویژه با آن بطری بزرگ و بیتناسبی که پشت لباس صورتیشان نقش بسته و منظرهای ایجاد میکند که انگار کمر بازیکنان آتلتیک زیر سنگینی آن خم شده است. البته شاید حریف اتریشی وقتی دیده میزبانانش 90 دقیقه تمام بطری به دوش میدوند، جا خورده و دست و پایش را جمع کرده باشد!


