راز تخريب سيدحسن خميني
هنگامي كه خبر فتواي امام خميني(ره) درباره «سلمان رشدي» و كتاب «آيات شيطاني» او به هند رسيد، در ميان مسلمانان اين كشور قيامتي برپا شد و موج اعتراضات و تظاهرات خياباني به حدي بود كه حزب كنگره را كه در آن زمان قدرت را در دست داشت، نگران كرد؛ در زد و خوردهاي بزرگ خياباني در بمبئي، شماري از مسلمانان كشته شدند. تظاهرات بيشتر شهرهاي بزرگ اين كشور را در بر گرفته بود.
مسلمانان شيعهمذهب هند در مقايسه با جمعيت مسلمان اين كشور كه بنا بر آمارهاي دولتي، 130 ميليون و به ادعاي جامعه مسلمان، 250 ميليون نفر است، آنچنان زياد نيست. نكته مهم در اعتراضات مسلمانان به سلمان رشدي، نويسنده هنديتبار كتاب «آيات شيطاني»، اتحاد مثالزدني شيعه و سني در اين موضوع بود.
به ياد دارم خبرنگار يكي از خبرگزاريها در مصاحبهاي با يك مسلمان اهل سنت، از علت حمايت او از فتواي يك مرجع شيعه پرسيد و آن مسلمان غيرتمند هندي با شجاعت گفت: امروز امام خميني پرچم دفاع از رسول اكرم(ص) را به دست گرفته و اين وظيفه همه مسلمانان است كه از او و فتوايش حمايت كنند؛ حمايت از خميني، حمايت از پيامبر اسلام است و در اين مسئله، هيچ فرقي بين شيعه و سني نيست.
آيتالله خامنهاي، رهبر انقلاب، تعبيري درباره امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي دارند كه شايد يكي از زيباترين و نغزترين تفسيرها درباره عظمت امام(ره) و جايگاه ايشان در انقلاب اسلامي است. ايشان گفتهاند: «اين انقلاب بي نام خميني در هيچ جاي جهان شناختهشده نيست». معناي ديگر اين سخن حكيمانه آن است كه در دورترين نقاط جهان، آوازه انقلاب اسلامي، تنها و تنها با نام امام خميني(ره) شناخته ميشود و اگر اين نام را از انقلاب برداريم، آن را در جهان بيگانه كردهايم.
امروز نام «خميني» در ايران و جهان، مترادف است با انقلاب اسلامي؛ اين بزرگترين رويداد قرن بيستم، رويدادي كه آثار و ثمرات آن، مرزهاي ملي را درنورديد و مسلمانان جهان از جاوه در شرق تا سواحل اقيانوس اطلس در غرب را عزت و كرامت بخشيد، به آنان هويت داد و قدرتهاي سلطهگر و زورگو را به كرنش در برابر عظمت اسلام واداشت.
پيام امام(ره) و انقلاب به مسلمانان محدود نشد و گزافه نيست اگر ادعا كنيم امام(ره) احياگر معنويت در جهان و ايستادگي مستضعفان و مظلومان و محرومان در برابر قلدران و زورمداران و سطلهگران است. ترديد نداشته باشيد هرجاي جهان مقاومتي در مقابل ستمگران ديده ميشود، الهامگرفته از انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) است.
درباره امام خميني(ره) و آوازه او در جهان، کتابها ميتوان نوشت، ولي قصد ما در اين مختصر، پرداختن به اين موضوع نيست. غرض از طرح اين خاطره نيز ورود به موضوعي است که به نظرم نميتوان به سادگي از آن گذشت.
در آستانه سيامين سالگرد انقلاب و در حالي که در جاي جاي ايران اسلامي، ياد و خاطره خميني کبير زنده نگاه داشته شده و ميليونها عاشق آن امام سفرکرده، خالصانه و صميمانه عشق و وفاداري خود را به آرمانهاي رهبر کبير انقلاب اعلام ميکنند و مسلمانان و مستضعفان جهان نيز همصدا با ايران در اقصي نقاط جهان با بزرگداشت انقلاب اسلامي، ياد و خاطره رهبر انقلاب را گرامي دارند، زمزمه جغدهايي نيز به گوش ميرسد. اينان که نميتوانند امام(ره) را هدف مستقيم خود قرار دهند، تيرهاي زهرآگين را به سوي يادگار امام روانه کردهاند تا با تخريب چهره او، قداست نفوذ امام(ره) و خاندان او را زير سؤال ببرند.
نفوذ امام(ره) در قلبهاي صدها ميليون انسان آزاده در جهان، تنها به اعتبار روحيه انقلابي و سازشناپذيري او در مقابل قلدران نبود. اين يک روي سکه است. اتکال او به خداوند، ايمان عميق او به اسلام و اينکه «الاسلام يعلو ولا يعلي عليه» و طهارت نفس، عرفان و سادهزيستي او، بعد ديگري از ويژگيهاي امام بود که به آساني قلبها را به تصرف خود در آورد. کدام رهبر را سراغ داريم که مراسم تشييع او، باشکوهتر از استقبالش باشد؟ در همان هند که در آغاز سخن بدان اشارتي رفت، خدا ميداند صبح روز 14 خرداد چه خبر بود. در کشمير، صف عزاداران خميني به کيلومترها ميرسيد.
شکستن حريم و حرمت اين خاندان و يادگاران امام به تيغ افترا و تهمت، به چه معناست و تيرهاي زهرآگين چه نيات شومي را در سردارند؟
سيدحسن خميني تنها يادگار امام(ره) نيست. او توليت آستان مقدس امام خميني و مسئول حفظ، تنظيم و نشر آثار امام خميني است. آثار امام(ره) يعني تاريخ و پرونده انقلاب. از اينها گذشته جايگاه و قدر و منزلت اين سلاله پيغمبر نزد بزرگان نظام، همان ياران نزديک امام، بر هيچکس پوشيده نيست. او در دامان امام و در خانه او بزرگ شده و از انفاس قدسي روح خدا بهره جسته است و در کنار اصالت خانوادگي، مقام علمي برجستهاي در حوزه علميه قم است.
نام سيدحسن خميني، زندهکننده نام پدر و جد بزرگوارش نزد ملت است. هر کس به سيماي او مينگرد، خاطره امام(ره) را در خود زنده ميکند و به همين دليل از احترام بالايي نزد ملت برخوردار است. توهين به سيدحسن خميني با بستن دروغ و مطالب کذب، توهين به خاندان مطهر و در رأس آن هدف قرار دادن امام خميني(ره) است. چه چيزي آنان را بر آشفته کرده است که اينچنين به تهمت و دروغ و افترا زبان گشوده و قلم راندهاند؟ اگر اظهارنظر او در خصوص ردصلاحيتهاي گسترده است که اين تنها حرف سيدحسن خميني نيست. ياران و دوستان نزديک خودتان نيز زبان به اعتراض گشودهاند و اگر بيان و نقل و قولي از وصيتنامه امام خميني(ره) است، چه کسي صالحتر از او براي آن؟ سيدحسن خميني بالاترين مقام در مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني است.
البته مقصود ما آن نيست كه اگر كسي انتسابي به خانواده امام(ره) پيدا كرد، داراي ملكه عصمت ميشود و ديگر هرگونه انتقاد از او جايز نيست، بلكه آنان كه به چنين امانتي مفتخر ميشوند، خود بيش از هر كس ديگر بايد حرمت امام(ره) را نگه دارند و البته ديديم كه يكي از اعضاي اين خانواده در همان زمان امام(ره) به انحراف رفت و خميني كبير(ره) نيز با او برخوردي سخت نمود.
اما ظاهراً هدف، سيدحسن خميني نيست. آنان ميخواهند با علامت سؤال گذاشتن روي يادگار امام، نسبت به خود حضرت امام خميني در دل مردم ترديد ايجاد نمايند. اين حرکت از مدتها قبل آغاز شده است. همانگونه كه درباره مرحوم سيداحمد آقا گفت، برخوردهايي كه با او انجام ميشود، ناشي از دشمني با من است.
اما چرا مسئولان دولتي و مقامات قضائي در مقابل اين حرکت خزنده و اتهامات سخيف سکوت کردهاند؟ کساني که يک مطلب را در روزنامهها و سايتها برنميتابند و فرياد «وا اسلاما» سر داده و به فوريت آن روزنامه يا سايت را به تعطيلي ميکشانند، چرا در برابر اين مطالب وقيح سکوت پيشه کرده و اجازه ميدهند برخي با مطالب کذب و دروغ از سوي يک نويسنده بي نام و نشان در سايت نزديک به مقامات دولتي اينگونه در باره يادگاران خميني کبير به دروغ و افترا متوسل شده و سخنپراکني کند؟
آقاي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي که عدم درج مطلبي در خصوص پرتاب سفينه ايراني را برنتابيده و با درج سرمقالهاي در روزنامه دولت اين حرکت را ناشي از تقابل سياسي گردانندگان روزنامه با دولت نهم اعلام ميکند چرا به عنوان مسئول اول نشريات مجازي با اين موضوع برخورد نميکند؟
عزيزان، خميني و خاندان مطهر خميني، متعلق به همه ملت است. سرمايهاي است بس عظيم و گرانقدر. اين سرمايه را پاس بداريم و مثل کسي نباشيم که «بر سر شاخ بن ميبريد» قرآن ميفرمايد: «واتقوا فتنه لا تصيبن الذين ظلموا منکم خاصه واعلموا ان الله شديد العقاب». انفال – 25
به نظر اين جانب اين صف آرايي در مقابل نوه آن بزرگوار به خاطر كم رنگ نمودن حضور انديشههاي ايشان و تقويت جايگاه خودشان است.
در اين ميان جناب سيد حسن خميني با درايت و هوشمندي و استفاده از سخنان ايشان تذكري به جا و تاريخي دادند.
در هر صورت مسولين اين نظام بايد تيشه از دست اين افراد بگيرند كه كه ريشه ديگر دوام نميآورد.
از هر كه تقد و درد دل داشتهباشيم، بزرگواري حاجآقاي سيدحسن خميني و بي غرضي ايشان، بر هيچكس، حتي كساني كه خود مغرض و سياست بازند، پوشيده نيست. دفاع شما ارزنده است. ولي كافي نيست. اميد دارم با حركتي سازنده و موثر، روش تخريبي برخي انسان نماها نابود شود. به قولي اگر اهل خردند، هدايت شوند ولي اگر اهل جدلند، به حال خود واگذار و اگر اهل ناصوابند به لطف عدل اسلامي و سيستم قضا، به ياري مدعي العموم، ريشه اين افراد خشكانده شود و نابود گردند.





