صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گونه‌شناسي اجتماعي روحانيت معاصر شيعه

حميد پارسانيا
کد خبر: ۶۱۹۷
| |
5376 بازدید
1- گونه‌شناسي نظري - اجتماعي
گونه‌شناسي روحانيت را از ابعاد و منظرهاي مختلف مي‌توان انجام داد. برخي از نوع‌بندي‌ها در طول يکديگر بوده و بعضي در عرض هم مي‌باشند و بعضي ديگر متداخل هستند.
گونه‌شناسي نظري ناظر به نوع‌بندي‌اي است که به لحاظ ديدگاه‌هاي نظري واقع مي‌شود و در قبال نوع‌بندي ديگري مي‌تواند باشد که به لحاظ رفتار علمي رخ مي‌دهد. بين نظر و عمل گرچه همواره تعامل و پيوند برقرار است ولکن اين تعامل به معناي پيروي هميشگي نظر از عملي و يا عمل از نظر نيست و در بسياري از موارد بين اين دو مي‌تواند به دلايل مختلفي فاصله رخ دهد.
گونه‌شناسي نظري يا عملي در قبال نوع ديگري از نوع‌بندي مي‌تواند قرار گيرد که ناظر به موقعيت اجتماعي – تاريخي و فرهنگي بوده و وزن‌کشي اجتماعي مي‌کند . ممکن است در گونه‌شناسي نظري يا عملي، هيچ يک از تيپ‌هاي رفتاري و يا انواع نظري ‌اي سخن به ميان آيد که به لحاظ واقعيت اجتماعي فاقد وزن و جايگاه خاصي بوده و به حساب نمي‌آيند.
برخي از گونه‌ها ممکن است منحصر در فرد يا افراد انگشت‌شماري باشند که در برخي از شرايط در انزواي اجتماعي و فرهنگي به سر برده و در شرايط ديگر در اثر زمينه‌ها و انگيزه‌هاي مختلف اجتماعي مورد استقبال جريان‌ها و يا گروه‌هاي گوناگون قرار گيرند.

عنوان گونه‌شناسي نظري در اين نوشتار در مقام خارج کردن گونه‌شناسي عملي بوده، و نظر به توان و حضور اجتماعي نيز ندارد.
گونه‌شناسي نظري روحانيت در اين نوشتار دو ويژگي ديگر نيز دارد، اول: منحصر به حوزه انديشه سياسي و اجتماعي بوده و ثانياً به دوره معاصر محدود بوده و امتداد آن را تا مشروطه پي مي‌گيرد.

نکته مقدماتي ديگري که بايد مورد توجه قرار داد اين است که گونه‌شناسي نظري روحانيت و يا گونه‌شناسي عملي و يا هر نوع گونه‌شناسي ديگر گرچه ناظر به مسائل عيني و خارجي است و لکن به اين معنا نيست که گونه‌هاي شناسايي شده به صورت مجرد و ناب در خارج محقق هستند و به بيان ديگر افراد خارجي اشخاصِ مجرّد و تام گونه‌هاي شناسايي شده نيستند، زيرا اولاً: افراد انساني در آن واحد مي‌توانند ابعاد شخصيتي متفاوت و حتي گاه متناقض داشته باشند و لذا در صورتي که بخشي از انديشه ويا عمل آنها در ذيل نوعي خاصي از رفتار ويا عمل قرار گيرد، الزاماً ديگر ابعاد شخصيت و يا رفتار آنها چنين نخواهد بود. ثانياً: انسانها تا هنگامي که در زندگي دنيا به سر مي‌برند بر مبناي حرکت جوهري داراي شخصيت سيال و متحرکي مي‌باشند، و به همين دليل ممکن است در طول زمان نوع انديشه و يا رفتار خود را تغيير داده و حتي مصداق از براي گونه‌هاي مخالف و متناقض رفتار و يا انديشه گردند.

2- انديشه‌هاي مبتني بر سنت و رويکرد مدرن
روحانيوني که در تاريخ معاصر ايران به لحاظ انديشه‌هاي اجتماعي و سياسي فعال بوده و اظهار نظر کرده‌اند در يک تقسيم‌بندي اولي يا در چارچوب سنت نظري شيعي به اظهار نظر پرداخته‌اند و يا آن که در خارج از اين سنت انديشيده‌اند.
مراد از سنت نظري شيعي، سنت کلامي، فلسفي، عرفاني و فقهي است و کساني که خارج از اين سنت بوده‌اند يا آن که در حاشيه جريان منور‌الفکري و روشنفکري سخن گفته‌اند و يا از ديگر جريان‌هاي فکري غير شيعي دنياي اسلام اثر پذيرفته‌اند، جريان منور الفکري و روشنفکري به لحاظ نظري؛ صورتي معرفتي و به لحاظ عملي؛ چهره‌اي فعال و اجتماعي دارد و اين جريان به نوبه خود در هر دو بعد نظري و عملي در حاشيه دنياي مدرن در تاريخ معاصر ايران و ديگر کشورهاي اسلامي و بلکه در کشورهاي غير غربي شکل گرفته است. آشنايي روحانيون ايران با انديشه‌هاي مدرن در تاريخ معاصر به استثناي دهه اخير اغلب به وساطت آشنايي منورالفکران و روشنفکران بوده است و به همين دليل روحانيوني که در خروج از سنت اعتقادي و يا فقهي تشيع به انديشه‌هاي مدرن تشبّه ورزيده‌اند اغلب در حاشيه جريان منورالفکري و روشنفکري قرار مي‌گيرند.

مرحوم مجتهدي، (که جامعه مذهبي و روحاني تهران در اين ايام – بهمن 68 – در ماتم از دست دادن اوست) در عبارت طنزآميز خود از روحانيوني که خارج از سنت کلامي و فقهي تشيع از ديگر جريان‌هاي فکري دنياي اسلام اثر مي‌پذيرفتند با عنوان منّي (بر وزن سني )ياد مي‌کرد و توضيح او درباره اين گروه آن بود که اين گروه گرچه شيعه هستند ولکن سنگ تسنن را به سينه مي‌زنند.
در دوره معاصر ايران، افرادي که در انديشه اجتماعي سياسي منّي باشند نيز بيشتر در يک موضع منورالفکرانه و يا روشنفکرانه از چارچوب سنت فکري تشيع خارج شده و از همين موضع نيز تشبّه به اهل سنت ورزيده‌اند و به همين دليل تفکر اجتماعي، سياسي اين گروه را نيز اغلب نمي‌توان به جريان‌هاي تاريخي اهل سنت ارجاع داد. يعني انديشه اجتماعي آنان، به شيوه‌هاي تاريخي تفکر اهل سنت و جماعت اعم از کلامي نظير اشعري يا معتزلي و يا فقهي نظير مالکي و حنبلي باز نمي‌گردد.

اين گروه اغلب تشبّه به آن بخش از جريان‌هاي معرفتي اهل سنت ورزيده‌اند که خود نيز تحت تأثير انديشه‌هاي مدرن شکل گرفته‌اند.
بنابراين روحانيوني که تفکر اجتماعي آنان در خارج از سنت کلامي فقهي شيعه شکل گرفته، اغلب در همان گروهي قرار مي‌گيرند که انديشه آنان در تأثر از حضور انديشه‌هاي مدرن در جوامع اسلامي از جمله ايران است.
از آنجا که منورالفکري يا روشنفکري در ايران به لحاظ تاريخي بيشتر با يک جنبه غير ديني و يا دين‌ستيزانه پديدار شده قرار گرفتن برخي از روحانيون در حاشيه اين جريان به تدريج ظرفيت نوعي از منورالفکري و يا روشنفکري را نيز تقويت کرد.

خصوصيت اصلي اين نوع از روشنفکري ديني اين است که اولاً خارج از سنت تاريخي تشيع و در چارچوب سنت فکري دنياي مدرن به مسائل اجتماعي و سياسي پيرامون خود مي‌نگرد و ثانياً در اظهارات و بيانات خود اغلب از نمادها و پوشش‌هاي ديني نيز استفاده مي‌کند.
از آنچه بيان شد، نوع‌بندي نظري روحانيت سياسي معاصر را به لحاظ نظري بايد به دو گونه اصلي قرار داد. اول: روحانيوني که در چارچوب سنت و اصول کلامي ـ فقهي تشيع به مسائل اجتماعي خود نگريسته و اظهار نظر نموده‌اند و دوم: روحانيوني که در چارچوب انديشه‌هاي سياسي دنياي غرب و در حاشيه جريان روشنفکرانه متأثر از آن قدم زده‌اند.

هر يک از دو گونه فوق به نوبه خود به اقسام و انواعي ديگر تقسيم مي‌شوند:
3- گونه‌هاي انديشه سنتي
گونه نخست که در چارچوب اصول کلامي و فقهي شيعه مي‌انديشيده‌اند به لحاظ‌هاي مختلف تقسيم‌بندي‌هاي گوناگوني را مي‌پذيرند و برخي از اين تقسيم‌‌بندي‌ها متداخل هستند. از جمله تقسيماتي که نسبت به انديشه‌هاي اين گروه مي‌توان بيان داشت موارد زير است:
اول: به لحاظ نوآوري به سه دسته تقسيم مي‌شوند:
الف: با نظر به مسائل اجتماعي معاصر خود با حفظ اصول و سنتهاي فکري شيعي داراي نوآوري هستند؛
ب: خود فاقد نوآوري مي‌باشند و لکن از انديشه‌هاي نوآوران حمايت مي‌کنند؛
ج: به نقل و اظهار انديشه اجتماعي پيشينيان اکتفا ورزيده‌اند.

دوم: از جهت سطح انديشه ، انديشه‌هاي اجتماعي و سياسي به سه بخش تقسيم مي‌شوند:
الف: در سطح فلسفه اجتماعي و سياسي بوده و در مقام تبيين مسائل و امور اجتماعي است، اين نوع انديشه‌ها از موضعي کلامي – فلسفي، عرفاني، علمي و مانند آن بيان مي‌شوند؛
ب: در سطح هنجاري وفقهي مي‌باشد؛
ج: تلفيقي از دو بخش فوق است. يعني برخي از روحانيون در هر دو سطح به اظهار نظر پرداخته و فعاليت نظري داشته‌اند.

سوم: به لحاظ نوع رويکرد نسبت به محيط اجتماعي وسياسي خود نيز به سه دسته قابل قسمت هستند:
الف: توجيه‌گر يا محافظه‌کار؛
ب: اصلاحي انتقادي و تحول خواهانه؛
ج: انقلابي، راديکال و براندازانه.

انديشه‌هاي اجتماعي بسياري از روحانيوني را که در صد ساله اخير تلاش نظري و يا عملي داشته‌اند مي‌توان در ذيل برخي از اقسام و انواع ياد شده شناسايي نمود، مانند: اتحاد اسلامي سيد جمال‌الدين اسد آبادي، تحريم تنباکو ميرزاي شيرازي، مشروطه ميرزاي نائيني و يا آخوند خراساني، مشروعه شيخ فضل‌الله نوري و سيد کاظم يزدي، مخالفت يا موافقت مدرس و کاشاني با مشروطه و يا جمهوري، حکومت اسلامي نواب صفوي، ولايت فقيه امام خميني، فلسفه‌ها و انديشه‌هاي اجتماعي علامه طباطبايي، شهيد مطهري، آيت‌الله جوادي آملي، آيت‌الله مصباح، شهيد صدر و انديشه‌هاي سياسي شهيد بهشتي، رباني شيرازي و....

4- انديشه‌هاي نوآورانه مدرن
مشي فکري روحانيون در حاشيه انديشه‌هاي مدرن از جهت نوآوري سه قسم مي‌باشد:
الف: اکتفا کردن به تکرار و بازتوليد انديشه‌هاي مدرن بدون هيج تصرف؛
ب: نوآوري بر مبناي تفکر مدرن؛
ج: حمايت از حرکت‌هاي نوآورانه در اين مسير.

گروه دوم که داراي نوآوري هستند به نوبه خود به دو گونه تقسيم مي‌شوند. گونه نخست نوعي است که با حفظ اصول تفکر مدرن به تلفيق انديشه‌هاي مدرن با مفاهيم ديني مبادرت ورزيده، يعني کوشيده است تا نظريات و تئوري‌هايي را که دنياي غرب در عرصه‌هاي مختلف مسائل و علوم اجتماعي وسياسي پديد آورده است در قالب نمادها و عبارات و مفاهيم ديني ارائه دهد. نوآوري‌هاي اين گروه در ارائه نظريه‌اي اجتماعي و يا سياسي بر اساس اصول و مباني اعتقادي و کلامي تشيع و يا بر مبناي فقه اجتماعي و سياسي شيعي و يا اسلامي نيست بلکه در کوشش براي نشان دادن سازگاري، هماهنگي و يا حتي ديني اسلامي و شيعي بودن نظريات و انديشه‌هايي است که از دنياي غرب و به وساطت منورالفکران و يا روشنفکران به آنان رسيده است.

اين نوع از نوآوري با آن که مختص به روحانيون نبوده و برخي از روشنفکران در بعضي از مقاطع تاريخي معاصر مستقيماً در اين مسير گام گذارده‌اند، ولکن پيوستن برخي از روحانيون به اين جريان در گسترش نوعي از روشنفکري ديني که در چارچوب اصول و بنيان‌هاي روشنفکري مدرن به بازخواني و حتي بازسازي مفاهيم و مباني ديني مي‌پردازد. کمک شاياني نموده است، يعني موجب شده است تا انديشه‌هاي منورالفکرانه و يا روشنفکرانه مدرن از طريق آنان به قلمرو فرهنگ عمومي وارد شود و اين حقيقتي است که گرچه در بخشي از تاريخ معاصر مورد غفلت منورالفکران و روشنفکران بوده و لکن از آغاز مورد توجه برخي از آنان قرار گرفته بود.
ملکم خان با توجه به همين حقيقت بود که بر ضرورت تأثيرگذاردن بر روحانيون تأکيد داشت و خود مي‌کوشيد تا انديشه‌هاي منورالفکرانه خود را از اين طريق بسط دهد.
برخي از روحانيوني که در چارچوب اصول و سنت کلامي يا فقهي شيعي مي‌انديشند با توجه به حقيقت فوق گاه نسبت به آثاري که در حاشيه جريان منورالفکري و روشنفکري به بسط نوآورانه و يا ترويج انديشه‌هاي مدرن در قلمرو فرهنگ عمومي کمک مي‌کردند، حساسيت‌هاي تندي نشان دادند.

موضع‌گيري شهيد مطهري نسبت به آثار گروه فرقان و برخي از روحانيوني که در دهه پنجاه به توجيه ديني مفاهيم مارکسيستي مي‌پرداختند نمونه‌اي از اين حساسيت است.
گونه دوم از روحانيوني که در حاشيه جريان‌هاي واسطه به انتقال نوآورانه تفکرات و انديشه‌هاي اجتماعي مدرن پرداخته‌اند کساني هستند که به قلمرو نظريه‌ها و انديشه‌ها وارد نشده‌اند و در صدد توجيه و يا پوشش ديني دادن به نظرياتي که بر اساس بنيان‌هاي نظري مدرن شکل گرفته‌اند، برنيامده‌اند بلکه کوشيده‌اند تا آن انديشه‌ها را در حوزه مسائل اجتماعي، فرهنگي، تاريخي و تمدن اسلامي و تشيع به کار گيرند، اين گروه در واقع دنياي اسلام و تشيع را به صورت ابژه و موضوع براي دانش و انديشه اجتماعي مدرن در آورده‌اند. و فعاليت فکري و انديشه‌هاي اين گروه در قياس با فعاليت روشنفکران و منورالفکراني که مؤثر بر انديشه آنان بوده‌اند داراي دو ويژگي متقابل است.
ويژگي نخست اين است که: انديشه اين گروه به دليل حاشيه‌نشيني نسبت به روشنفکراني که خود در حاشيه تفکر مدرن قرار گرفته‌اند، اغلب از دقت نظري کمتري برخوردار است. ويژگي دوم اين است که اين گروه به رغم حاشيه‌نشيني نسبت به گروه مرجع خود به دليل آشنايي نزديکتر و بيشتر نسبت به موضوعاتي که نظريه‌ها را در تحليل آن موضوعات به کار مي برند، يعني به دليل انس و آشنايي بيشتر به موضوعات ديني در کاربرد نظريات مدرن نسبت به موضوعات ديني قوي‌تر و حتي گستاخ‌تر عمل مي‌کنند.

5- سطوح حاشيه‌نشيني
حاشيه‌نشيني به لحاظ سطح انديشه نيز به سه نوع: الف: بنيادين، ب: هنجاري و يا فقهي و ج: تلفيقي قابل تقسيم مي‌باشند.
به لحاظ تاريخي بيشترين حجم انديشه اجتماعي و سياسي روحانيوني که در حاشيه انديشه‌هاي مدرن گام برداشته‌اند در خروج از بنيان‌ها و اصول کلامي و فلسفي، شيعي بوده و در حد تبيين فلسفه‌هاي سياسي و انديشه‌هاي اجتماعي مدرن مربوط به اين سطح متوقف مانده است و بسياري از کساني که در اين سطح اظهار نظر کرده و يا تأليف نموده‌اند يا در بعد فقهي و هنجاري سکوت کرده و يا آن که در چارچوب سنت فقهي شيعي انديشه و عمل نموده‌اند.

با اين همه حاشيه‌نشيني نسبت به انديشه‌هاي مدرن در سطح فقهي و هنجاري در محدوده فتاواي فقهي و اجتماعي وجود دارد ولکن اين نوع حاشيه‌نشيني کمتر صورت نظري عميق پيدا کرده، و بيشتر در حد تشبه ورزيدن‌هاي ظاهري و صوري بوده است. تشبه ورزيدن‌هاي ظاهري و صوري به اين معناست که فرد از بين انظار مختلف فقهي که در چارچوب سنت استنباط شيعي وجود دارد، بدون توجه و يا التزام به روش استنباط، از موضع حاشيه‌نشيني نسبت به انديشه‌ها و بلکه نسبت به فرهنگ عمومي دنياي مدرن گزينش فتواي مي‌کند، اين امر در سطح روحانيوني که کمتر از قدرت استنباط فقهي برخوردارند بيشتر جهت در هم شکستن صولت فشاري رخ مي‌دهد که از ناحيه فرهنگ غرب، بر فقه اسلامي وارد مي‌شود. ولکن در سطح روحانيوني که در مسند فتوي قرار مي‌گيرند. بيشتر از مکانيزمي تبعيت مي‌کند که شهيد مطهري از آن با عنوان عوام‌زدگي مرجعيت ياد مي‌کند.

مرجع در هنگام فتوا به دلايل مختلف غير فقهي همواره در معرض اثرپذيري از فرهنگ عمومي مخاطبان و مقلدان خود مي‌باشد. خطر عوام‌زدگي در دوره‌هاي گذشته تاريخي به تأثيرپذيري فتاوي از تمنيات مقلديني محدود مي‌شد که در حوزه فرهنگ بومي و تاريخي رفتار مي‌کردند.
گسترش فرهنگ غرب در جوامغ غير غربي و از جمله شيعي زمينه تأثيرپذيري فتاواي اجتماعي را از ناحيه تمنيات مدرن مخاطبين پديد مي‌آورد. و در اين ميان بيشترين تأثير را آن دسته از مديران اجتماعي خواهند داشت که با صرف نظر از دغدغه‌هاي نظري به تحولات مدرن جامعه خود دل بسته‌اند. در اين شرايط مي‌توان روحانيوني را ديد که آشنايي با لايه‌هاي عميق تفکر مدرن و يا فلسفه‌ها و انديشه‌هاي سياسي غرب ندارند، بلکه بعضاً فاقد تخصص نسبت به سطوح عميق فلسفي، کلامي سنت شيعي نيز مي‌باشند. ولکن تحت تأثير القائات آگاهانه و يا غير آگاهانه مقلدين خود از فتاوايي سخن مي‌گويند که ارکان هنجاري دنياي مدرن بر آنها استوار است. اين گونه از مفتيان بدون آن که علقه و يا توجهي به هويت فرهنگ و تمدن غرب داشته باشند، با فتاواي خود به گسترش و بسط فرهنگ مدرن در حوزه زندگي عمومي جامعه کمک مي‌کنند.
عملکرد اين گروه نظير عملکرد کساني است که در سطح بنيادين از طريق کمک گرفتن از نمادهاي مذهبي به انتقال مفاهيم معرفتي و وجودشناختي و يا فلسفه‌هاي اجتماعي مدرن کمک مي‌کنند. با اين تفاوت که فعاليت نظري يکي به حذف سنت کلامي شيعي در سطوح عميق نظري منجر مي‌شود و فعاليت‌هاي فتوايي ديگري به بسط فرهنگ مدرن در زندگي عمومي ياري مي‌رساند.

صورت تلفيقي حاشيه‌نشيني در دو سطح کلامي و فقهي آگاهانه‌ترين و کامل‌ترين نوع حاشيه‌نشيني نسبت به انديشه‌هاي اجتماعي مدرن است . کساني که با عدول از سنت کلامي شيعي به قلمور مسائل فقهي وارد مي‌شوند، به لحاظ منطقي نمي‌توانند به شيوه‌هاي سنتي استنباط فقهي وفادار بمانند. به بيان ديگر نوآوري‌هاي اين گروه براي حل مسائل اجتماعي از نوع نوآوري‌هاي اصولي و فقهي نيست، بلکه نوآوري آنان در تخريب شيوه‌هاي استنباطي است.
به دليل اين که ثقل آموزش‌هاي روحانيون بر فقه و اصول استوار است، روحانيوني که عدول از سطوح بنيادين معرفت ديني سنت شيعي را به سطوح فقهي نيز سريان مي‌دهند، ارتباط نظري خود را با فرهنگ روحانيت قطع شده مي‌يابند، چه اين که جامعه علمي روحانيت نيز ارتباط نظري خود را با آنها گسسته مي‌بيند، اين گروه اگر تحت تأثير عوامل عاطفي و يا اغراض اجتماعي و سياسي، زي ظاهري روحانيت را حفظ نکنند، ارتباط ظاهري خود را نيز با روحانيون قطع کرده و از لباس خارج مي‌شوند.

6- رويکردهاي اصلاحي و انقلابي مدرن
حاشيه‌نشيني به لحاظ نوع رويکرد سياسي خود سه صورت محافظه‌کارانه، انتقادي و انقلابي دارد.
از آنجا که محافظه کاري و انتقادي و انقلابي بودن يک انديشه چه در سطوح بنيادين و چه در سطوح هنجاري و فقهي امري نسبي و اضافي بوده و در قياس با محيط اجتماعي و انديشه مقابل آن معنا پيدا مي‌کند، اتصاف انديشه اين گروه از روحانيون به هر يک از اوصاف فوق نيز از اين قاعده پيروي مي‌کند.

نکته‌اي که موجب پيچيدگي اين نوع از تقسيم‌بندي نسبت به جريان‌هاي حاشيه‌نشين مي‌شود، دوگانگي موقعيت يک انديشه در متن و حاشيه است اين امر موجب مي‌شود تا پيچيدگي و دشواري اين تقسيم‌بندي درباره غير روحانيون يعني در مورد روشنفکراني که مستقيماً به انتقال مفاهيم مدرن به حوزه اجتماعي خود مي‌پردازند نيز صادق باشند.
برخي از انديشه‌ها که نسبت به محيط فرهنگي و معرفتي خود صورتي محافظه‌کارانه دارند، هنگامي که به محيط فرهنگي ديگري وارد مي‌شوند، موقعيتي اصلاح‌طلبانه و انتقادي و يا براندازانه و انقلابي پيدا مي‌کند.

انديشه‌اي که در يکي از سطوح بنيادين و يا غير آن قرار دارد، هنگامي که از متن فرهنگي و معرفتي خود خارج شده در متن فرهنگ جديد، کارکردهاي اجتماعي و فرهنگي نويني که مغاير با کارکردهاي اجتماعي پيشين آن است پيدا مي‌کند، انديشه‌اي که از متن فرهنگ محيط خود برنخواسته و از حاشيه فرهنگ رقيب وارد شده است، گاه به دليل خصلت حاشيه‌نشيني اوصاف پيشين خود را نيز که در اضافه به فرهنگ سابق معنا پيدا مي‌کند با خود به همراه مي‌آورد مثلاً فلسفه‌هاي سياسي ليبرال که در جامعه ليبرال دموکراسي غرب، نقش محافظه‌کارانه و يا اصلاح‌طلبانه دارند. هنگامي که به حوزه يک فرهنگ ديني وارد مي‌شوند که بر اساس يک فلسفه سياسي شيعي شکل گرفته ، بدون شک به لحاظ نظري نقش محافظه‌کارانه يا حتي انتقادي و اصلاح‌طلبانه ندارد، بلکه نقشي انقلابي و براندازانه دارند. لکن اين فلسفه سياسي در اين محيط نيز با همان عنوان پيشين خود وارد مي‌شود.

پيچيدگي فوق مانع از اصل تقسيم‌بندي صورت‌هاي نظري انديشه‌هاي اجتماعي و سياسي روحانيون نيست بلکه زمينه تنبّه به اين حقيقت را فراهم مي‌آورد که اين تقسيم‌بندي نسبت به محيط فرهنگي اسلامي و شيعي به صورت حاشيه‌اي و تقليدي نبايد باشد، بلکه با نظر به کارکردهاي نوين آن در محيط جديد بايد انجام شود و اگر اين نکته مورد توجه قرار گيرد، به اين حقيقت نيز پي برده مي‌شود که انديشه‌هاي مدرن به رغم تنوع و اختلافاتي که با يکديگر دارند و به رغم اوصافي که در قياس با يکديگر از جهت وفاق و يا تضاد پيدا مي‌کنند، هنگامي که از چارچوب تفکر مدرن خارج شده و به حوزه انديشه ديني و خصوصاً شيعي وارد مي‌شوند، با همه تشابهات صوري که در بسياري از موارد در سطوح هنجاري و يا فقهي با حوزه معرفت ديني مي‌توانند پيدا کنند، از تضاد و تقابلي بنيادين با انديشه سنتي برخوردارند.
تقابل بنيادين به لحاظ نظري و منطقي بين دو گونه انديشه مبتني بر سنت تاريخي تشيع و انديشه مبتني بر تفکر مدرن وجود دارد و اين تقابل بنيادين معرفتي مانع از هم نشيني ديدگاه‌ها با توصيه‌هاي مختلف رفتاري و يا شکل‌گيري گونه‌هاي مختلف عملي نيست.

7- امتياز گونه‌هاي متني و حاشيه‌اي
انديشه‌هاي اجتماعي و سياسي روحانيون در هر يک از دو جريان اصلي:
الف: مبتني بر سنت کلامي و فقهي شيعي؛
ب: متأثر از جريان‌هاي معرفتي مدرن، از تنوع و تکثر دروني نيز بهره‌مندند ولکن تفاوت مهم در اين دو نوع تکثر در اين است که تکثر و تنوعي که مبتني بر اصول و سنت تاريخي تشيع است، تنوعي متني است يعني به حسب انديشه‌ها، مسائل و تحولات اجتماعي بومي پديد آمده است و حال آن که تکثر مربوط به جريان حاشيه‌اي اغلب خصلتي حاشيه‌اي دارد و يا دست کم بخش قابل توجه آن از اين خصلت بهره‌مند است.

خصلت تنوع حاشيه‌اي مسائل نظري در اين است که اين تنوع محصول تفکر و انديشه افراد در مواجه با مسائل محيطي و فرهنگي خود نيست، بلکه بازتاب تفکر و انديشه‌اي است که در محيطي ديگر رخ داده است، تکثر و اختلاف حاشيه‌اي ريشه‌دار عواملي اجتماعي جامعه‌اي که در حاشيه در آن بروز پيدا مي‌کند، ندارند. اين اختلافات ريشه در متن جامعه‌اي دارد که حاشيه‌ را بيرون از خرد پديد آورده است و به همين دليل افرادي که در متن يک جريان حاشيه‌اي هستند بدون آن که موقعيت حاشيه‌اي آنها تغيير کند، به دنبال تحولاتي که در جريان مرجع رخ مي‌دهد تحول مي‌يابند. اين نوع از تحول در حقيقت يک تحول دروني و واقعي نيست، بلکه انعکاس و بازتاب يک تحول خارجي است که از يک منظر واحد و ثابت داخلي نشان داده مي‌شود.
به عنوان مثال تا هنگامي که در قرن بيستم جريان‌هاي سياسي انتقادي و يا راديکال بر فضاي روشنفکري دنياي مدرن سيطره داشت، جريان روشنفکري حاشيه‌‌اي را نيز در کشورهاي غير غربي از جمله ايران به صورت چپ و راديکال به دنبال مي‌آورد. ولکن بعد از افول روشنفکري در کشورهاي غربي و غلبه انديشه‌هاي ليبرال سايه اين جريان در حاشيه نيز افول کرد و به دنبال آن انديشه‌هاي ليبراليستي در متن و حاشيه فرهنگ غرب فعال شد.

آمد و شد انديشه‌هاي سياسي راديکال و محافظه‌کار يا انديشه‌‌هاي چپ و راست براي دنياي غرب يک تحول متني است ولکن آمد و شد اين انديشه‌ها در کشورهاي متأثر از فرهنگ غرب حاشيه‌اي است.
تفکر حاشيه‌اي عوامل اجتماعي، فرهنگي و تاريخي خود را دارد و کساني که در اين موضع مي‌نشينند، چه از قبيل روشنفکران غير غربي‌اي ‌باشند که مستقيماً آموزه‌هاي مدرن را منتقل مي‌کنند و يا آن که از روحانيوني باشند که در حاشيه آنان قرار مي‌گيرند، براي گذار از تفکر چپ سوسياليستي به راست ليبرال نيازي به تحولات و تغييرات اجتماعي بومي و دروني ندارند و بلکه از موضع ثابت خود، تنها تغييرات بيروني را نشان مي‌دهند و به همين دليل است که در مثل ايران افرادي در طي دهه‌هاي مختلف، جريان‌هاي معرفتي متنوع و گوناگوني را ارائه داده و يا حتي رهبري مي‌کنند بي‌آنکه موقعيت اجتماعي آنها تغيير کرده باشد و يا آن که تأملات عميق نظري، تحولي جوهري را در هويت آنان به دنبال آورده باشد.

اين نوع از تنوع و تکثر حاشيه‌اي، در بين روحانيون حاشيه‌نشين نيز وجود دارد مثلاً همان افرادي که در دهه‌هاي چهل و پنجاه در حاشيه جريان روشنفکري غالب به تفسيرها و قرائت‌هاي مارکسيستي از مفاهيم ديني و قرآني مشغول بودند از سالهاي پاياني دهه شصت و در دهه هفتاد به قرائت‌هاي ليبرال از قرآن و مانند آن مشغول گشتند.
حاشيه‌نشيني يک موقعيت ثابت اجتماعي است که تحت تأثير عوامل نظري و فرهنگي خود به وجود مي‌آيد. کساني که در اين موقعيت قرار مي‌گيرند منعکس کننده متن و تحولات مربوط به آنند و به همين دليل نه تغييرات متني را مي‌توان به آنان نسبت داد و نه تغييرات متني را از نظر به آنان مي‌توان به راستي تحليل کرد و يا شناخت.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار