ديروز کجا بوديم و امروز کجاييم!
يک بازگشت به عقب ساده کافي است تا با نگاهي گذرا به شکل مديريت فدراسيون فوتبال در دوران محمد دادکان و مقايسه آن با وضعيت کنوني، متوجه چرايي ناکاميهاي فوتبال ملي شويم. سالها پيش در ساختمان تصميم گيري فوتبال، بارزترين نکته منفي در مديريت، تک محور بودن در تصميم گيريها و تک صدايي در تمامي ارکان بود.
به نوشته قدس؛ اينکه محمد دادکان تا حدي سر خود را شلوغ مي کرد که در طول 24 ساعت شبانه روز 18 ساعت از زمان خود را وقف فوتبال مي ديد، در طول زمان اثراتي منفي بر عملکرد همين مرد داشت. ترديدي در تواناييهاي مثال زدني دادکان که لحظه به لحظه از زمان کنار رفتنش از فوتبال بيشتر درکش مي کنيم، نيست و امروز مي فهميم همين ضعف دادکان در زير سايه قرار دادن ساير مديرانش با چه تدبيري اتخاذ مي شد.
امروز، ابهامات ديروز را از بين مي برد. کنفرانس مطبوعاتي اختصاصي مهدي تاج که مقابل چند رسانه گزينشي برگزار شد، چه سود و خبري براي اين فدراسيون فوتبال داشت؟!
مهدي تاج در روزي که همه چيز در اتاق علي کفاشيان در مورد داوران در حال بررسي و مباحثه بود، صرفاً براي دور نماندن از دايره اخبار و قرار گرفتن در کانون توجهات عمومي، مقابل خبرنگاران نشست و لب به جملاتي باز کرد که نه تازگي داشت که در روزنامه ها خريداري پيدا کنند و نه چيزي بر دانسته هاي اهالي فوتبال مي افزود که مخاطبي را جذب کند.
ديروز از رفتار دادکان در خودمحوري اش به ستوه آمده بوديم و امروز مي بينيم نبود مديري مقتدر که در فدراسيون فوتبال، بر عملکرد زير مجموعه اش نظارتي مدبرانه داشته باشد و رفتار هر عضو و جزيي در فدراسيون را کنترل کند، چه بر روز ساختمان تصميم گيري فوتبال ايران مي آورد. بخش عمده اي از وقت، هزينه و انرژي فوتبال ايران صرف تبليغات رسانه اي مرداني مي شود که تمام ادله حضور خود در ساختمان سئول را مطرح شدن خود مي دانند.
مهدي تاج بي آنکه از نتيجه مذاکرات کفاشيان با عنايت در مورد داوري اطلاعي داشته باشد و يا حتي کوچکترين خبري از نتيجه تعاملات قطبي با باشگاهها در اختيار داشته باشد، مقابل خبرنگاران مي نشيند و ... آيا اين صرف کردن از بيت المال نيست؟!
مي توان به خوبي فهميد چرا تيم ملي در ساده ترين دوران ممکن براي صعود، به جام جهاني نمي رسد و تيم ملي جوانان روزگاري اسفبار را طي مي کند. مي توان درک کرد چرا وضعيت برنامه ريزي ليگ تا اين حد نگران کننده است و هزاران ناکارايي ديگر در بخش کلان و مديريت اين فوتبال به چشم ميآيد!
محمد دادکان را مقايسه کنيد با علي کفاشيان... کاريزماي شخصيتي اين دو در هيچ ترازويي نمي گنجد! تاج را با نوآموز قياس کنيد... به کدام يک رأي مثبت مي دهيد؟ همين تفاوتهاست که مردان را از هم متمايز مي کند و البته وضعيت فوتبال امروز را عقب افتاده تر از ديروز به نمايش در مي آورد. تا ديروز بخش اعظمي از انرژي و توان ما صرف تلاشهاي تبليغاتي مرداني نمي شد که بي رخصت بالا دست خود هر رفتاري را انجام مي دهند.


