صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نخبگان "رمضان" را دريابند

آيت‌الله محی‌الدين حائری شيرازی
کد خبر: ۶۱۳۲۵
| |
5274 بازدید

در كليه‌ی مسائل مربوط به انسان اگر قبل از ورود به بحث، انسان تعريف نشود، نتيجه‌گيری پايه‌ی محكم و اساسی نخواهد داشت. بايد از تعريف انسان به‌عنوان موجودی كه "ما فی‌الشرايط"، محكومِ "ما فی‌الانسان" او است سود بجوئيم؛ زيرا اگر "ما فی‌الشرائط" بر "ما فی‌الانسان" غالب باشد، بحث اختيار و تكليف بی‌معنی است.

بصيرت، نتيجه‌ی استفاده كردن از تمام ظرفيت "ما فی‌الانسان" است تا "ما فی‌الشرائط" در استخدام "ما فی‌الانسان" گردد. "بَل الانسان علی نَفسِه بَصيرة و لَو ألقی مَعاذيره1؛ بلكه انسان خود بر نيك و بد خويش آگاه است هر چند پرده های عذر بر(چشم بصيرت) خود بيفكند" پس نخبگان جامعه كه به تعبير قرآن، ائمه‌ی اجتماع اعم از اين‌كه امام متقين باشند يا ائمه‌ی "مريدون الی النار"، حجت بر آن‌ها تمام شده است. بنابراين "الذين انعمت عليهم و مغضوب عليهم" هر دو بصيرند و می‌دانند چه می‌كنند. در اين وسط، ضالين بين اين دو دسته دست‌به‌دست می‌شوند. درصد كمی در هدايت و ضلال امامت دارند و بقيه تابع اين دو دسته‌اند.

"مغضوب عليهم" از راه تحريك عصبّيت در ضالين، آن‌ها را به خودشان می‌كشانند ولی "والذين انعمت عليهم" با تحريك فطرت انسانی بخشی از ضالين را مستبصر می‌كنند. اين‌كه قرآن سفارش می‌كند كه "و لاتُجادلوا اهل الكِتاب الّا بالّتی هی اَحسَن2؛ تو و پيروانت با اهل كتاب جز با جدال احسن جدال نكنيد." برای احتراز از تحريك شدن نفسانيت در حين مجادله است. وقتی هادی غفلت كرد و در حين مجادله عصبی شد و جهل حاكم بر عقل گرديد، فطرت طرف مقابل بوی حق نمی‌شنود كه بيدار گردد، بلكه طبيعت او استشمام نفسانيت می‌كند و موضع می‌گيرد، ولی اگر در حين مجادله، هادی عصبانی نشود و عقل و فطرت حاكم بر جهل و طبيعت باشند، عقل و فطرت طرف مقابل بوی آشنا می‌شنود و بيدار می‌گردد و به متقين می‌پيوندد.

اما چگونه می‌توان از فرصت رمضان برای بصيرت نخبگان و سايرين سود جست؟ چون انسان‌ها مجموعه‌ی روزها را روزه دارند و شب‌ها برنامه بازگشت به خود دارند، شرائط به سود هاديان است. هم تبليغ‌كننده و هم تبليغ‌شونده فطرت بيدارتری دارند. هادی كمتر عصبی می‌شود و مستمع شامه‌ی بهتری برای استشمام رايحه‌ی حقيقت دارد لذا هادی در كار خود موفق‌تر می‌شود.

"اِدفع بالّتی هی اَحسَن فاذا الّذی بَينَك و بَينَه عَداوة كَانّه وليٌ حَميم3؛ بدی را با نيكی دفع كن، ناگهان (خواهی ديد) همان كسی كه ميان تو و او دشمنی وجود داشت، گويی دوست صميمی (و قديمی) توست" تنها فاسق‌های جامعه هستند كه دشمنی در مقابل بدی آن‌ها صحيح است. چراكه آن‌ها واكنش مثبت و خوب طرف را حمل بر ضعف و عجز می‌نمايند و گستاخ‌تر می‌شوند.

بقيه مردم چنين نيستند؛ انقلاب وجدانی پيدا می‌كنند و اصلاح می‌گردند. كسی كه نص در فسق است جز با استخفاف مطيع نمی‌شود. اين‌ها محدودند. "فَاسْتخَفّ قومَه فاطاعوه إنّهم كانوا قوماً فاسقين4؛ پس (با اين تبليغات دروغ و باطل) قومش را ذليل و زبون داشت، تا همه مطيع فرمان وى شدند؛ همانا آنان مردمى فاسق و نابكار هستند". تنها انسانی كه با فطرت خود در ستيز است، كليد رام‌سازی او تهديد و ترساندن است. در گرماگرم دعوا هرگونه محبتی ضايع می‌شود، چون موج فاسقين پاسخ ناروايان می‌دهند اما وقتی غليان فرو نشست، تفاوت‌ها آشكار می‌شود و به هر دسته مناسب با شأن او می‌توان رفتار كرد. در قبل از اسلام، بسياری از جنگ‌ها در ماه‌های حرام فرصت اصلاح می‌يافت و همان آتش‌بس موقت به صلح می‌انجاميد.

برای بهتر استفاده كردن از رمضان بايستی مواظب حرف‌های نسنجيده‌ی انسان‌های مطرح و سرشناس بود. چون شهرت و عنوان خاص خود را دارند، كلام‌شان موج ايجاد می‌كند. وقتی اين تلاطم بی‌موقع، لجن‌های ته‌نشين شده را مجدداً به‌هم زد، فضای زلال شده دوباره تار و تاريك می‌شود و فرصت رمضان را هدر می‌دهد. بعضی فكر می‌كنند هرچه دل‌نشين‌تر صحبت كنند، ريشه‌ی باطل را بهتر سوزانده‌اند. حكما و علمای قوم، با متانت خود جو را آرام كرده‌اند اما كم‌ظرفيت‌ها به اشتباه افتاده‌اند كه فرصت، فرصت انتقام است. تند می‌رانند غافل از اين‌كه باطل با تندروی اهل حق، لباس حق به‌جانب مظلوميت می‌پوشد و صالحان به اشتباه می‌افتند اما با تندروی اهل باطل، لباس حق به‌جانب مظلوميت از او گرفته شده، شناسايی می‌شود و صالح از او فاصله می‌گيرد.

در قضايای اخير ضرری كه "نفوذ" به نظام زد حتی در ماجرای انفجار حزب جمهوری هم نزد. چون كشته شدن اخيار، موجب شناسايی اشرار شد. چراكه از راه دشمنی وارد شده بود. اما "نفوذ" در مسائل اخير از راه دوستی وارد شده بود و در پوشش ضعف نظارت و يا عدم آمادگی، خود را پنهان كرد و نظام را به خشونت متهم نمود.

طرح دشمن اين بوده و هست كه با القاء توهم تقلب، عصيان بيافريند تا وقتی عصيان خونين شد و از هر دو طرف خون ريخته شد، آن‌گاه طرفين را به خون‌خواهی بكشاند. اين خون‌خواهی به حركت پروانه‌ی پَنكه می‌ماند كه قبل از حركت قابل كنترل است ولی بعد از شدت گرفتن قابل كنترل نيست. ماه رمضان اين شدت را گرفته است. نبايد دعوا شدت بگيرد. در شدت دعوا حق گم می‌شود و عقل كار نمی‌كند.

"قال رسول‌الله(صلی‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم): "عِرض المؤمن كَدَمِه؛ آبروی مؤمن هم‌بهای خون اوست". در جريانات اخير، مسئله‌ی خون‌خواهی اگر شدت می‌گرفت مثل افغانستان، عراق و پاكستان، قرائت‌های مختلف از اسلام به‌جان هم می‌افتادند. در اين قسمت هم‌ عِرض و خون مثل هم عمل می‌كنند. وقتی عِرض كسی هتك شد، تعصب در او تحريك می‌شود و وقتی تعصب تحريك شد، بصيرت كاهش می‌يابد.

به قول سعدی:

حقيقت سرايی است آراسته
 هوی و هوس گرد برخاسته
نبينی كه هرجا كه برخاست گرد
 نبيند نظر گرچه بيناست مرد

هتاكی دوستان و كسانی كه گمان می‌كنند با هتك‌حرمت‌ها ريشه‌ی طرف خواهد خشكيد، غافل از آن‌كه "كل شی جاوز حدّه، انعكس ضده"، هر چه طرف هتك شود و خون دهد، موجه‌تر می‌شود و در باطل خود محكم‌تر می‌شود و گرايش به او افزايش می‌يابد. هر چه هتك كند و خون بريزد، عريان‌تر می‌شود و منزوی‌تر می‌گردد. بيان حقايق روشن غير از هتاكی بی‌منطق است. انسان با داشتن دوست كم‌ظرفيت نياز به دشمن ندارد.

هر دسته بايد بدانند تندروی عاقبت ندارد؛ "والعاقبه للمتقين". اتكا به گزارش‌های بی‌اساس و دامن‌زدن به شايعات، آتشی است كه قبل از پرتاب منفجر می‌شود و عامل خود را گرفتار ضايعات می‌كند. همان‌گونه كه بسياری از سازندگان مواد انفجاری و يا كاربران آن با انفجار قبل از پرتاب آن آسيب می‌بينند، شناسايی شده و شبكه‌ی آن‌ها كشف می‌شود، رهبران جريان‌ها هم وقتی سوار مركب اخبار و گزارش و نقل‌قول‌ها می‌شوند، به سرنوشت عمروليث در جنگ با سامانيان دچار می‌شوند كه اسب او از كنترلش خارج شد و او را به ميان سامانيان برد؛ دستگير و زندانی شد بی‌آن‌كه هنوز جنگی اتفاق افتاده باشد. اين اتفاق بزرگ‌ترين پيروزی برای طرف مقابل بود همچنان‌كه در حوادث اخير شاهد طرح مسئله‌ی آزار جنسی بوديم كه سرنوشت عمروليث را برای مطرح‌كنندگان آن پيش آورد و تأثير فوق‌العاده‌ای در ايجاد نرمش در موضع‌گيری شخصيت ممتازی ايجاد كرد كه تا آن زمان تكيه‌گاه آن‌ها بود.

اگر مسئله‌ی خون با درايت همه‌جانبه و به آن شكل معقول آرام نشده بود و دستور رسيدگی و تحقيق صادر نشده بود، شخصيت‌های دانه‌درشتی از بدنه‌ی اهل حق كنده می‌شدند و در بدنه‌ی طرف مقابل به كار می‌رفتند. طوفان حاضر از پيراهن خون‌آلود خليفه، كوه‌هايی را از جا كَند و جا‌به‌جا كرد. چرا زهيربن‌قين به بنی‌اميه پيوست؟ نه به دليل حبّ رياست و يا تطميع شدن و يا تهديد. زهير بالاتر از هر تطميع و تهديدی است. اما بصيرت چيز ديگری او را برای جانب‌داری از مظلوم و مقابله‌ی با ظالم به حركت درآورد. تنها اشتباه زهير شبهه‌ی مصداقی بود. چرا بصيرت زهير برای شناسايی علی از معاويه كافی نبود؟ دليل آن، قدرت طوفان بود. تبليغات و تلقينات وقتی روی يك نكته شديد شود، بالأخره ديواره‌ی مقاومت در يك جا فرو می‌ريزد. قلعه‌ لازم نيست از همه‌طرف تخريب شود. فشار روی يك نقطه بالأخره كارساز است.

تئوريسين جريانات پس از انتخابات گفته بود كه فقط بر روی تقلّب در انتخابات تكيه شود. اين همان نقطه از قلعه است كه مقاومت‌هايی در آن شكسته شد و باوركنندگان را به خيابان كشيد. شعار خون مظلوم اگرچه مسجد ضرار باشد اما زهيرها با طوفان تا صفين می‌روند و با صلح امام حسن(عليه‌السلام) برمی‌گردند و تا سرداری در كربلا مصرف می‌شوند. رهبری را با كرامت پس می‌گيرند و با فتنه می‌ربايند. حركت حكيمانه، زهيرها را برمی‌گرداند ولی در مقابل، فتنه‌‌ها و عمليات نفوذی خون‌بار، به‌نام دفاع و زير پرچم دوستی زهيرربايی می‌كنند. فتنه‌ها فقط ستم‌كاران را شكار نمی‌كنند؛ "واتَقوا فتنهً لاتصيبَن الّذين ظَلَموا مِنْكم خاصَة5؛ و از فتنه‌ای كه تنها به ستم‌كاران شما نمی‌رسد بترسيد". آن‌چه موجب می‌شود نخبگان در بازگشت از فتنه و در پيوستن به نظام، معطّل و مردد شوند، رفتار غيرحكيمانه‌ی دوستان انقلاب و عملكرد خون‌بار نفوذی‌های دشمن در صف دوستان است و آن‌چه بازگشت نخبگان را به بدنه‌ی نظام سرعت می‌بخشد، اظهارات نپخته‌ی دوستان خود نخبگان و برملا شدن سستی آن اظهارات است.

منبع: khamenei.ir

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره قيامت؛ 14 و 15
2. سوره عنكبوت؛ 46
3. فصلت؛ 34
4. زخرف؛ 54
5. انفال؛ 25

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۳۶ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۴
هزاران درود بر این نوشتار نغز و سدید باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۳ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۵
درود بر اين روحاني طرفدار ولايت و كشورو نوشتار نغزش
ناشناس
|
United States
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۵
الحق والا نصاف روح سینا فارابی و صدرا را جاری کردید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۷
درمفهومات وتصویگری امور وبیان کلیات جاریه سخن همین است که گفتی ولی برادر کل حزب بمالدیهم فرحون بهتراست برای اکثریت ضالین شفاف بگوییم چه کنند.به زبان خودشان حرف بزنیم .مصادیق راتعیین کنیم.والا برادرجان همچنان ضالین خواهندماند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۰ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۸
مطالب جالبي است. كاش گوش شنوا پيدا ميشد. البته از همه طرفها!
ناشناس
|
United States
|
۱۱:۵۴ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۸
رمضان ماه همه بندگان ساده خداوند است نه فقط نخبگان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۳ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۸
بنظر من در این گفتار جبهه گیری سیاسی وجود داشت که در بیان کلام حق برای آسیب وارد نشدن به حقانیت باید از اقدام به چنین احوالی احتراز شود
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۳ - ۱۳۸۸/۰۶/۰۹
روح زلال و جان کلام را دریابید.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟