مثل هندوانه سربسته!
در شرايطي كه بحث مربوط به ناكامي تيم واليبال جوانان ايران در مسابقات جهاني هندوستان هنوز فروكش نكرده برخيها هم پاشنه كفشها را ورچيدهاند تا مصطفي كارخانه را از برج فرو كشند يا با محمدرضا داورزني تسويهحساب كنند، از يك مبحث مهم و بزرگ ديگر در دنياي توپ و تور غافل ماندهايم و آن تيم ملي بزرگسالان است كه ظاهرا بيسروصدا به سفرها رفته و اردوهايي را در اروپا و آسيا پشت سرگذارده، بدون اينكه هيچ فردي در پي رخدادهاي پيراموني اين تيم باشد.
به نوشته جام جم؛ روزها و ماهها گذشت تا روز ششم شهريور نوبت آزمون بزرگ اين تيم و كادر فني جوانش رسيد. در اين روز، تيم ملي ايران در شهر ناگوياي ژاپن مقابل ژاپن و كرهجنوبي قرار ميگيرد تا در صورت كنار زدن حداقل يك تيم جواز حضور را در مسابقههاي جهاني به دست آورد. جوازي كه در گذشته 3 بار در جيب گذاشتهايم، اما چون افتخار در شركت صرف بود، ره به جايي نبرديم و دوباره از سرخط آغاز كردهايم.
تيم ملي اگر از اين آزمون هم به سلامت عبور كند، روز دوازدهم شهريورماه بايد در قاهره مقابل تيم ملي مصر فاز اول مسابقههاي انتخابي ليگ جهاني را با انجام دو بازي بگذراند و اگر توفيقي در مجموع 2 مسابقه طي 2 روز به دست آورد، آنگاه روز 24 شهريور در تهران ميزبان تيم ملي ژاپن خواهيم بود.
از جمع اين 3 تيم فقط يك تيم كارت ورود به ليگ جهاني 2010 را به دست ميآورد كه اينجا هم با بيم و اميد روبهرو هستيم. بيم از اين نظر كه تيم ملي فعلا مثل هندوانه سربستهاي است كه اغلب به دور از چشم رسانهها اردوهايش را طي كرده است و شناخت چنداني از اين تيم در دست نيست و اميد به اين دليل كه همواره با اميد زندگي ميكنيم.
اخباري كه از تيم ملي در دست داريم حاكي از بيانگيزگي برخي بازيكنان كليدي و لاقيدي برخي ديگر است و اينكه حتي پائولو، آناليزور ايتاليايي تيم ملي را نگران كرده است، اما خبرگان و دلسوزان واقعي تيم با اعتقاد به پتانسيلي كه تيم دارد، تاكيد موكد داشته و دارند كه بايد در كنار بازيكنان معرفي شده، نامهايي چون محمد تركاشوند، پيمان اكبري، فرهاد ظريف، امير حسيني و ... نيز گنجانده شود، هرچند اجراي اين پيشنهادها حداقل براي مسابقههاي مرحله اول انتخابي جهان دير شده، اما براي بازي با مصر و نيز جام ملتهاي آسيا كه آن هم اواخر شهريورماه در فيليپين برگزار خواهد شد ميتواند مورد توجه قرار گيرد، چون در تاريخ واليبال ايران پيش نيامده كه طي يكماه اين همه مسابقه و هفتخوان پيشروي مليپوشان ما قرار گرفته باشد؛ مسابقههايي كه هريك حياتياند و ميتوانند واليبال كشور ما را در سطح جهان بيشتر مطرح كنند.
متاسفانه هميشه فرزندان آخرين زمان هستيم و فكر آخر را اول نميكنيم وگرنه اگر سازمان و تشكيلاتي براي تيمهاي ملي خود داشته باشيم، اينقدر دچار استيصال و اگر و مگرها نميشويم. تا زماني كه تيم جوانان به پوناي هندوستان و پانزدهمين دوره پيكارهاي مردان زير21سال جهان اعزام نشده بود، هيچكس هيچ نگفت و نقدي و آناليزي بدرستي انجام نشد، اما مثل درخت كه افتاد (عنوان سومي دوره قبل را كه از دست داد) تبرزن زياد شد. يكي گفت اگر من بودم، تيم كمتر از سوم نميشد. آن يكي گفت چون دوز سني (!) تيم پايين آمده بود هفتم شديم. فردي پيدا نشد كه بانگ برآورد، چرا و به چه دليل ما بايد برزيل و كوبا را شكست ميداديم؟
آيا ورزش ما پايه و مايه بيشتري نسبت به كوبا دارد؟ كوبا بازيكنان مستعدي را از 12 - 8 سالگي به مدرسه استعدادهاي درخشان هاوانا ميكشاند تا الفباي واليبال را بدرستي به آنها بياموزند. انعطافپذيري و تقويت عضلاني بازيكناني را درست انجام بدهند، در حالي كه ما در 20 - 19 سالگي تازه بازيكنان را كشف ميكنيم و ميخواهيم تكنيكهاي پايه را به آنان بياموزيم. در برزيل رئيس فدراسيون واليبال دستور ميدهد بازيكناني چون تياگوويز، سيلوا، ريبو و... كه بالاي 205 سانتيمتر قد دارند، در تيمهاي باشگاهي فيكس بازي كنند. در ايران هيچ باشگاهي حاضر نميشود بازيكنان رده سني نوجوانان و جوانان خود را در تركيب اصلي قرار دهد.
ليگ اگر غناي كيفي داشته باشد، بازيكنان تيم ملي را چون طلاي ناب صيقل ميدهد. ليگ اگر محتوا داشته باشد جوانان زيادي از دل آن سر برميآورند و چهره ميشوند
در برزيل و كوبا تمام تيمها يكنواخت و هماهنگ تمرين ميكنند و آموزش ميبينند. در كشور ما تيم جوانان با سيستم كارخانه، تيم نوجوانان با سبك ستكوويچ و تيم ملي با شيوه حسين معدني تمرين ميكنند و هيچكدام حاضر نميشوند حتي تمرينهاي تيمهاي ديگر را تماشا كنند.
آن وقت عدهاي مينشينند و بدون توجه به اين واقعيات مدعي ميشوند اگر فلان تايم اوت زودتر گرفته ميشد يا همان تعويض بموقع انجام ميشد، برزيل و كوبا و... را شكست ميداديم. درست مثل آن ضربالمثل چيني كه فردي با انگشت ماه را نشان ميداد. مخاطب به جاي ماه به انگشت شخص شاخص نگاه ميكرد.
ليگ به سبك ايتالياييها
ليگ برتر واليبال باشگاههاي كشور، امسال با شكل و شمايل جديد برگزار خواهد شد. سازمان يك نفره ليگ كه پارسال بدجوري مورد عتاب و خطاب و انتقاد واقع شده بود، سرانجام پذيرفت كه مسابقههاي اين فصل را به صورت پليآف برگزار كند و براي مسابقههايي كه 3 بر يك يا 3 بر صفر تمام ميشود، برنده 3 امتياز و بازنده صفر امتياز و در مسابقههايي كه به صورت 5 گيمه خاتمه مييابد به تيم برنده 2 امتياز و تيم بازنده يك امتياز تعلق خواهد گرفت و اين شايد مهمترين شق تصميمات اتخاذ شده باشند، اما اصلي كه از ياد رفته و اصلا درباره آن صحبتيبهميان نيامده ، كيفيت تيمهاست.
مثلا تيمهايي كه با 400 300 ميليون بودجه آهنگ مصاف و رويارويي با تيمهاي 2 ميلياردي را كردهاند، دنبال چه مقصودي ميگردند؟ مگر از قبل جنگ دارا و ندار در سالهاي اخير به جايي رسيدهايم؟
تيم گلگهر سيرجان يا برق كرمان چه ميخواهند؟ آيا بذر در شورهزار نميپاشند؟ نميخواهيم تخم ياس را در دل آرزومندان تيمداري در اين مناطق بپاشيم، اما پول بيزبان را هم نبايد هدر داد.
اين دو شهر كه چند سالي است در ليگ برتر هزينه ميكنند تاكنون كدام بازيكني را حتي براي منطقه خود پرورش دادهاند كه در حد بازي در ليگ برتر باشند.
رئيس سازمان ليگ تاكيد كرد تيمهاي بدهكار پارسالي مجوز حضور در ليگ برتر را نخواهند يافت. تيم برق پارسال با مربيانش چه كرده است؟ اگر قرار باشد ارفاقي قائل شويم و اجازه بدهيم تيمها با هزينه مالي و هر تواني وارد ليگ برتر شوند، خب اين تبصرهها را نيز نثار مناطقي چون لرستان، آذربايجان شرقي، خراسان، كرمانشاه و... بكنيم وگرنه با اين روند دچار درجازدگي و روزمرگي ميشويم و هرگز به اهدافي كه پشت برگزاري ليگ سراسري مستتر است، دست نخواهيم يافت.
ليگ برتر در شرايطي روز هشتم شهريور قرعهكشي خواهد شد كه اروميه هنوز تكليف مشخصي ندارد و تيم گنبد بدون نام و نشان و پشتوانه نشسته است. آيا با اين شرايط ميتوانيم به داشتن يك ليگ بامسمي و با سيستم اجرايي ليگ ايتاليا دلخوش باشيم؟
ليگ اگر غناي كيفي داشته باشد، بازيكنان تيم ملي را چون طلاي ناب صيقل ميدهد. ليگ اگر محتوا داشته باشد، جوانان زيادي از دل آن سر برميآورند و چهره ميشوند. ليگ اگر به معناي واقعي انجام شود،داوران و مربيان ما ناچار خواهند شد همپاي علوم و فنون روز حركت كنند. آيا واقعا چنين ليگي داريم كه به سبك اروپاييان برايش برنامهريزي كنيم؟
ما كه آرزو ميكنيم روزي به اين مرحله برسيم و ميدانيم كه آرزو بر جوانان عيب نيست!


