جلوي اين ترکمنچایها را بگيريد
1) سر خريدن ابراهيم توره دعوا بود. به واسطه کيفيت بالاي فني اين مهاجم و يا هر دليل ديگري که مشتريان پر و پا قرصش از جمله امير قلعه نويي در جريان آن هستند(!) از همان لحظه استارت فصل نقل و انتقالات، رقابت بزرگي بر سر جذب توره بين تيمهاي ليگ برتري در گرفت؛ کشمکشي که تا حدودي رقابت فصل گذشته استقلال و پرسپوليس را در اذهان تداعي مي کرد.
به نوشته قدس؛ اما هر چه بود، در نهايت سپاهان اصفهان که حالا براي خودش باشگاه معتبري در فوتبال ايران قلمداد مي شود، گوي سبقت را از رقبا ربود تا بازيکني را به خدمت بگيرد که در «بي وفايي» شهره آفاق شده بود. حالا اسم ابراهيم توره توي فهرست طلايي پوشان هست، اما خودش در کوچه پس کوچه هاي پاريس تفريح مي کند!
2) در آخرين روز فصل نقل و انتقالات تابستاني، از باشگاه پرسپوليس خبر رسيد هوار ملامحمد با واسطه وکيلش پاي قراردادي را امضا کرده است که او را به عضويت اين تيم محبوب تهراني در مي آورد. مهاجم عراقي براي خودش اسم و رسم مفصلي دارد و انتشار خبر پيوستنش به پرسپوليس، حسابي هواداران اين تيم را خوشحال کرد.
اما اين شادي، ديري نپاييد؛ چنان که در حال حاضر به رغم گذر قطار ليگ از هفته سوم، همچنان خبري از هوار نيست و اين عراقي تا آنجا که توانسته، دست اندرکاران باشگاه را سر دوانده است.
3) لوکابوناچيچ در شرايطي پس از اخراج از ليگ امارات و مدتي بيکاري به فولاد خوزستان پيوست که پيش تر، در يک مقطع سپاهان اصفهان را در ميانه هاي راه ليگ ترک کرده بود.
در آن برهه لوکا توجيهي براي اين اقدام غيرحرفه اي اش نداشت، اما احتمالاً در دورترين زواياي ذهنش نيز نمي توانست تصور کند پس از ارتکاب به آن عمل، دوباره خواهاني در ايران پيدا کند.
اما در عين حال، پس از ناکام ماندن فوجي از تلاشهاي دست اندرکاران پرسپوليس براي سرخپوش کردن بوناچيچ، قبل از آغاز ليگ هشتم، اين مربي در ليگ نهم دوباره راهي فولاد شد. در مورد او، بازي نااميد کننده فولاد در آزادي مقابل استقلال و قياس آن با نمايش جسورانه تيم جلالي در ليگ قبلي، به اندازه کافي گويا خواهد بود!
4) قرارداد بستن با ستاره هاي خارجي(اگر بشود چنين صفتي را به آنان متصف کرد!) ضوابط و شرايط خاص خودش را دارد. پس از حصول توافقات اوليه، آنچه هرگز نبايد ناديده گرفته شود «عزت نفس» جامعه ميزبان است.
نبايد فراموش کنيم بهترين بازيکنان و مربيان خارجي نيز، هر چقدر که پول مطالبه کنند و بگيرند در کسوت کارگر ومستخدم رداي حضور در تيمهاي داخلي را به تن مي کنند. اين همه وادادن در مقابل عناصر ميهمان، نه تنها براي ما فايده نخواهد داشت، بلکه باعث زير سؤال رفتن ارزشهاي فوتبال ما و تخريب وجهه آن نيز مي شود.
اينکه بازيکنان غيرايراني مدام باشگاه هاي داخلي را بلاتکليف و معطل نگه دارند و پس از آزار دادن آنها، هنوز فصل به پايان نرسيده مشتري جديدي را مقابل خود ببينند، هم آنان را بدعادت مي کند و هم به تحقير فوتبال ما مي انجامد.
5) نکته ديگري که در اين ميان وجود دارد، به نوع انعقاد قرارداد ميان باشگاه ها و بازيکنان يا مربيان خارجي مربوط مي شود. به واقع تيمهاي ايراني چگونه با ستاره هاي خارجي به توافق رسيده و قرارداد امضا مي کنند که آنها به راحتي هر چه تمام تر در مواقع مقتضي کشورمان را ترک کرده و مسير دلخواه خود را در پيش مي گيرند؟
ضرورت دارد، دوستاني که با سفره گشوده بيت المال کشور همجوارند، ذره اي در نوع عقد قراردادهايشان موشکافي و دقت به خرج بدهند تا هم خودشان به لحاظ فني لطمه نخورند و دستشان در پوست گردو نماند و هم سرمايه هاي مملکت چنين سخره آميز هدر نرود.


