چند نفر مردند تا بردی؟
وطن امروز؛ 1- چیزی نمانده بود برای پرسپولیس که میهمان پاس بود پنجشنبه چنین روزی شود؛ روز حسرت نخستین پیروزی در ذهن کبود سرخ، روز منحوس باخت برابر ناآمادههای الوند، روز اشتباهات تکراری کرانچار با بها دادن به بادامکیها، علی عسگرها و... اما همه چیز با ضربه فوقالعاده محمد پروین و زیرکی دیرهنگام نوروزی به پایان رسید تا قرمزها نخستین برد خود را در صورتی دشت کنند که فاصله زیادی با یک سقوط واقعی نداشتند.
2-کرانچار برخلاف قطبی و وینگادا روش منحصر به فرد خودش را در چیدمان اصلی تیم دنبال میکند؛ نه اهل دست زدن به ترکیب اصلیاش است و نه خیلی زود از دست بازیکنان ناآماده ناراحت میشود. چنین است که پرسپولیس در همدان با همان ترکیب هفته قبل رو در روی حریف صفآرایی کرد و عجبا که نخستین تعویضش را در بین 2 نیمه به ورود علی عسگر اختصاص میدهد و هزار مرتبه اسفا که از روی اشتباه همین بازیکن گل خورد. درست مثل همان صحنههای تکراری در کرمان و تهران که حمید علی عسگر ردپای بزرگی در گلهای دریافتی داشت. بر او حرجی نیست چرا که سرمربی از بازیکن فانتزی با آن قامت ریز و نحیف انتظار کتککاری در میانه میدان را دارد یا دفاع راست شدن آن هم راست راستی!
3- قطعا اکثر هواداران پرسپولیس از برد تیم محبوبشان لذت بردند چرا که کرانچار با ترکیب و تغییر اولیهاش همه آنها را تا مرز فوتبالزدگی هل داد اما ناگهان 2 تعویض دیگر به گونهای ورق را برگرداند که مربی مغضوب دوباره روی دوش محبوبیت رفت.
4- کسی آمار کشتهشدگان را از فرمانده فاتح نمیگیرد بنابراین انتظار آن است که تیتر یک همه مطبوعات ورزشی چاپ امروز در ستایش پرسپولیس و سرمربی کرواتش باشد اما بعید به نظر میرسد با ادامه این روند نوک قلم همچنان در راستای حمایت و مدح آنها بچرخد. واقعیت این است؛ زلاتکو کرانچار هنوز به شناخت واقعی مردانش نرسیده که اگر چنین بود هرگز به بادامکی مجال حضور 90 دقیقهای نمیداد، هرگز از کاپیتان باقری در سن 36 سالگی نمیخواست تا ثانیه واپسین در زمین باشد و او هم لاجرم راه برود، هرگز اینچنین خلیلی و مهدی شیری را روی نیمکت نمیدوخت تا در عوض شاهد نمایش 90 دقیقهای بائو باشیم که خدا میداند چگونه جامه فاخر 10 بر تن لاغر او جا خوش کرده است.
5- مرد فاتح فاصله شکست تا پیروزی را در مسیری پیمود که در طول آن میلیونها هوادار شامگاه پنجشنبه خود را تباه شده میدیدند اما همان مربی پر اشتباه با به زمین فراخواندن پروین و وسلی برازیلیا ثابت کرد تصمیم درست چه معجزهای را خلق میکند. حالا اگر کرانچار در ترکیب اولیه مرتکب اشتباه نمیشد و مهمتر از آن به جای شیث رضایی با نمره صفر از علی عسگر با عدد منفی بهره نمیجست آن وقت شاید 3 امتیاز هگمتانه از معبری ساده و بیدلهرهتر کسب میشد.
6- کرانچار تا پایان هفته سوم این انگاره را ثابت کرده؛ برای رسیدن به ترکیب اصلی اهل آزمون و خطا و رسیدن به آمادهها نیست بلکه سعی دارد آنقدر صبر خرج کند تا ناآمادهها از رو بروند و آماده شوند! هادی نوروزی بارزترین نمونه موجود برای اثبات این فرضیه است؛ مرد کماثر خط حمله که چند موقعیت ایدهآل را تنها به خاطر کمتجربگیاش از دست داده بود آنقدر در زمین ماند تا سرانجام قبای منجی بر دوشش نمایان شود. گل پیروزی را بازیکنی به ثمر میرساند که در همه عمرش به اندازه خلیلی در لیگ هفتم گل نزده، اما همان آقای گل امروز ذخیره ثابت اوست.
7- مسلما این آخرین باری نبود که زلاتکو با اصرار و ابرام روی عقایدش به پیروزی رسید اما او نباید یک واقعیت را فراموش کند؛ او در سرزمینی مربیگری میکند که آستانه تحمل اشتباهات یک مربی وارداتی خیلی کمتر از آن چیزی است که در جاهای دیگر است.


