دادگان: من سرم، دست نميشوم!
سهشنبه ساعت 20، دو نفر به دفتر دادگان ميروند؛ يكي نماينده رئيسجمهور و ديگري نماينده هاشميثمره. محور ديدار، رياست دادگان در سازمان تربيتبدني است. يكي از آنها ميگويد: «ما هر كاري كرديم شما گزينه اول نباشيد، نشد. آقاي احمدينژاد هم روي نام شما اصرار داشتند»
به نوشته دنیای فوتبال؛ آنها دهها سوال از دادگان ميپرسند و در پايان نظرشان را اعلام ميكنند:«ما نظرمان اين است كه آقاي سعيدلو رئيس سازمان باشند و حضور در جلسات هياتدولت با ايشان باشد اما شما همهكاره ورزش باشيد، يعني مرد شماره2»
دادگان با همان لحن جالبش ميپرسد: «يعني چه؟» آنها ميگويند: «يعني تمام سازمان دست شما باشد اما رئيس سعيدلو معرفي شود، خود احمدينژاد هم شما 2نفر را معرفي ميكند.» دادگان ناگهان داغ ميكند: «نهخير! من همهجا سرم، دست نيستم. كارش با من باشد اسمش براي ديگران؟ من نيستم آقايان».
البته تماس تلفني با دادگان براي اطلاع از بحثهاي آن روز به جايي نميرسد اما اين منبع مطلع با اعتمادبهنفس اين مسائل را بيان ميكند. نكته جالب اينست كه دادگان درباره سعيدلو هم مسائلي را با نمايندگان نهاد درميان ميگذارد و از اختلاف ديرينهاش پرده برميدارد و ماجراهاي قديمي را يادآوري ميكند.
جلسه تا ساعت 23 طول ميكشد و طرفين همچنان با هم بحث ميكنند، نمايندگان احمدينژاد البته راهي براي راضيكردن دادگان پيدا نميكنند و براي همين موضوع را به جلسات بعدي موكول ميكنند.
اما نكته جالب اينجاست كه كلمه به كلمه صحبتهاي دادگان را مينويسند و حتي از كنار كوچكترين موضوعي هم نميگذرند.
روز بعد دادگان مصاحبه ميكند و ميگويد بهخاطر توهينهايي كه به او شده بود به سازمان نميرود و البته مرد شماره2 هم نميشود. چند ساعت بعد برگه شكايت سازمان به دستش ميرسد: «پيرو ارائه پارهاي از توضيحات خودتان را به دادگاه معرفي كنيد!» واقعا باورنكردني است، معلوم نيست چه اوضاعي شده؟!


