جناب کوثری؛ شلاق را زمین بگذار!
هیچکس پیشاپیش موضع نگیرد. این مطلب در واقع آب خنکی بر حرص و جوشهایی نیست که برخی مواقع از برنامه «ورزش از نگاه2» میخورید و حتی ادبیات آن نیز ادبیاتي با مختصات مخاطب قرار دادن یک طیف خاص نیست و فقط میتواند تلاشی باشد برای احیای سرمایهای که نامش جهانگیر کوثری است و در غیاب برنامهای راضیکننده میتواند بعد سالها، خرگوشی جدید از کلاهش بیرون آورد.
به نوشته دنیای فوتبال؛ نه! بهتر است از همین ابتدا منصف باشیم. چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد. حتی اگر با دیدن برنامهاش بارها خمیازه کشیده باشیم و دنبال آن بخش از مالیاتمان بگردیم که صرف برنامهای با چرتهای منقطع و خرناسی تکهتکه شده میشود، باز هم در اصل داستان تفاوتی ایجاد نمیکند.
حتی اگر نسل جدید با بیمیلی به تماشای آخرین اتفاقات لیگ در «ورزش از نگاه 2» مینشینند و احساس میکنند که زمان چقدر کند حرکت میکند، نمیتوان منکر یک چیز شد.
جهانگیر کوثری سرمایهای است که شاید با همه تجربهاش دچار تحلیل اشتباه از مخاطب پیرامون خود شده است.
هر چند او میتواند در سایر حوزههای تخصصی خود فعالیت کند و دغدغه پاسخ گویی به نقدهای منصفانه و تخریبهای مخرب را نداشته باشد. این شبهگزارش نگاهی متفاوت به سرمایهای به نام جهانگیر کوثری است که بیرحمانه بر پیکر خود شلاق میزند.
فیلم سینمایی سراب؛ سال 1350
جوانی 21 ساله برای اولین بار در نقش دستیار کارگردان ظاهر شد و آنقدر ادامه داد تا تبدیل شد به جهانگیر کوثری: «تهیهکننده، برنامهریز، مجری طرح، مدیرتولید، سرمایهگذار، روزنامهنگار، مجری و گزارشگر تلويزیون و...» جایزههای داخلی و خارجی زیادی نیز از آن خود کرد و به جایی رسید که در کنار همسر و دخترش به عنوان خانوادهای هنری شناخته شد. اینگونه بود که دیگر نمیشد او را جهانگیر کوثری خشک و خالی نامید. جهانگیر کوثری تبدیل به بخشی از بدنه سینمایی و ورزشی ایران شد و برای همین فراز و فرودهایش نیز مورد توجه قرار گرفت.
به بهرام شفیع به خاطر شیوه اجرایش نمیتوان خرده گرفت، چون آخر تواناییهایش را میدانیم. مثل بسیاری مجریهای دیگر که سقفشان مشخص است اما جهانگیر کوثری؟ نه! نخواه که باور کنیم این تمام ماهیت کوثری است.
صاحب اندیشهای که در مقام تهیهکننده به کارگردان فرصت میدهد تا خونبازی، زیر پوست شهر، روزگار ما و... را بسازد به یقین خروجی کارش در مقام مجری و تهیهکننده «ورزش از نگاه 2» نباید چیزی باشد که جمعه شبها میبینیم. یک جای کار، یک چیزی گم شده است. میفهمی رفیق! یک چیزی گم شده است.
ریتم فوقالعاده کند «ورزش از نگاه 2» در کنار احساس استمرار دیالوگگویی تا جایی که میکروفن تحت اختیارت است را شاید بتوان عینیترین مشکل دانست. جهانگیر کوثری قدرت شکستن این ریتم را دارد.
کافی است از آدمهای نسل قبل، داستان گزارشگر فوتبالی را بپرسیم که جنس فوتبال را در شیوه بیانش به اجرا میگذاشت؛ یک کارگردانی عالی و دیالوگچینی فیالبداهه تمام عیار.
نام آن گزارشگر چه بود: «آهان... جهانگیر کوثری» که حالا مورد نقد منصفانه و بعضا غیرمنصفانه قرار میگیرد و گاه نمیتواند بپذیرد که اگر به تواناییهایش ایمان نبود، اصلا دلیلی برای در کانون نقد قرار گرفتن وجود نداشت.
خروجی برنامه «ورزش از نگاه 2» دقیقا چیست؟ کدام بخش از جامعه را به تکاپو و برانگیختن حس پیگیری وادار میکند؟ لطفا نگویید چنین تعریفی در مانیفست این برنامه نیست.
فوتبال ذاتا از آن جهت به محبوبیت رسیده که قدرت اقناع طیفهای مختلفی از جامعه را دارد؛ فقیر و غنی، بیسواد و تحصیلکرده! و رسانه در این میان باید به اصل اساسی خود توجه کند.
بسیاری آدمها و برنامههایشان ارزش آن را ندارند که بخواهیم لزوم رعایت این اصل را بازگو کنیم ولی جهانگیرخان ... جهانگیرخان .. جهانگیرخان. او بخشی از تاریخ فوتبال ما است و حتما خوب می داند که اگر معنی متجلی شده در گیرنده پیام که همان مخاطبان برنامه اش هستند، با معنی مدنظر فرستنده پیام برابر و یا بالاتر نباشد ارتباطی ناقص برقرار شده. معیار سنجش آن نیز در بازخورد جریانسازی برنامه خود را نشان میدهد. اما جمعه شبها ...
کوثری باید برق را به نگاهش بازگرداند. چشم او میتواند مانند یک مجری توانمند دروازه اولیه ارتباط کامل با مخاطب باشد و اجازه ندهد که سوژه بر شکل اجرای مجری سایه افکند.
مدتهاست که این درخشندگی را در چشمانش نمیبینیم و به همین دلیل وقتی سعی میکند با خندههایی که از کنار لبها آغاز میشود ولی تا چشمها ادامه پیدا نمیکند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد به اصالت لبخندها شک میکنیم. آنها حتی به درستی به بازی گرفته نمیشوند.
برنامه به نوعی پیر است و اگر چه مجری تلاش میکند شان و وزن خاصی برای برنامهای که در امتداد سلایق درخشانش است ایجاد کند ولی به دلیل گرفتار شدن در چنبره عادت نخنمای ریشسفیدی و پاک کردن صورت مسئله حاشیههای فوتبال به جای حل آنها این شان نیز مورد تردید قرار میگیرد.
شاید استفاده از برشهای بیشتر در برنامه و کارگردانی کردن شکل و ریتم برنامه به سبک فیلمهایی با این ویژگیها، پیشنهاد بدی نباشد. هر چند معتقدیم کوثری هنوز آنقدر قدرت دارد که بتواند ایدههای نو را، نه برای فرار از انتقادات، بلکه برای حفظ بخشی از ادبیات فوتبال ایران که در واقع خودش است به اجرا بگذارد.


