«ماه عسل» مثبت است یا منفی؟
از آنجا که «ماه عسل» هیجانات و احساسات مردم را درگیر میکند، در جلب نظر مخاطبان بسیار موفق است. ولی پربیننده یا کمبیننده بودن یک برنامه ضرورتاً نمیتواند تأیید کند که برنامه مورد نظر، تاثیرات مثبت یا منفی روی مخاطبان دارد.
بیش از ۱۰ سال است که برنامه «ماه عسل» در ماه مبارک رمضان راهی آنتن میشود و طی این سالها موافقان و مخالفان زیادی را با خود به همراه داشته است. عدهای بر این باورند که برنامه «ماه عسل» به دلیل فضایی که دارد تاثیرات منفی زیادی را روی مخاطبان میگذارد؛ از طرفی هم برخی معتقدند، این برنامه با معرفی افرادی که هر کدام قهرمان زندگی خودشان هستند، باعث ایجاد امید در جامعه میشود.به گزارش ایسنا، بحث میان مخالفان و موافقان «ماه عسل» با ظهور شبکههای اجتماعی بیشتر شده است. امروز هر کسی با حضور در این شبکهها میتواند به تحلیل هر برنامه و موضوع دیگری بپردازد. به همین منظور این موضوع با یک روانشناس به بحث گذاشته شده است که تا چه اندازه میتوان برآورد درستی از تاثیرات یک برنامه تلویزیونی مثل «ماه عسل» داشت.
حمید یعقوبی - روانشناس و استاد دانشگاه - در این زمینه اظهار کرد: از آنجا که «ماه عسل» هیجانات و احساسات مردم را درگیر میکند، در جلب نظر مخاطبان بسیار موفق است. پربیننده یا کمبیننده بودن یک برنامه ضرورتاً نمیتواند تأیید کند که برنامه مورد نظر، تاثیرات مثبت یا منفی روی مخاطبان دارد.
او ادامه داد: این روزها مردم ما نیاز به شادی و تزریق امید دارند؛ از طرفی هم همانطور که ماه رمضان به مبارک بودن ملقب شده است، در این ایام مردم خوشحال هستند و لازم است که همه دستگاههای فرهنگی از جمله صداوسیما به این مطلب توجه بیشتری نشان دهند. مردم در ماه رمضان نیاز به تمدد اعصاب دارند و باید اوقات خوشی را پس از افطار سپری کنند.
یعقوبی با اشاره به برنامه «ماه عسل» یادآور شد: اینکه این برنامه بر روی مخاطبان چه تأثیری میگذارد نیاز به یک فرایند کارشناسی شده دارد؛ مثلا میتوان از مخاطبان نظرسنجی کرد. اگر این برنامه مخاطبان را به تأمل وا میدارد و باعث ایجاد یک تغییر پایدار بر آنها میشود، این اثر مثبت است؛ ولی اگر باعث ایجاد غم و غصه در مخاطبان میشود، طبیعتاً باید این اثر را منفی تلقی کرد.
این روانشناس خاطرنشان کرد: من به نوبهی خودم مطمئن نیستم که برنامهای که اساسش بر تحریک احساسات مخاطبان است، واقعاً میتواند آنها را به تأمل وا دارد یا خیر؛ اگرچه این دست از برنامهها را نمیتوان همه آیتمها و قسمتهایشان را با یک چوب راند و باید هر قسمت را به صورت جداگانه مورد تحلیل قرار داد.
یعقوبی در پایان گفت: «ماه عسل» حتما نقاط قوتی داشته است که توانسته این میزان از مخاطب را به خود جلب کند. من نیز پیشنهادم به این برنامه این است که چند روانشناس را به عنوان مشاور در کنار خودش داشته باشد؛ البته اگر تاکنون این کار را انجام نداده است، این پیشنهاد میتواند برای سایر برنامههای سازمان صداوسیما نیز کاربردی باشد؛ برنامههایی که با روحیات مردم سروکار دارند، باید نقطه نظرات تخصصی علم روانشناسی را نیز در نظر بگیرند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۱۸
انتشار یافته: ۴۱
2-چرا رسانه ای مانند تلویزیون به بهانه الگو سازی، در بیش تر یا بلکه همه ابعاد باز نمای طبقات محروم و پر مسأله جامعه است؟ اگر هدف ترویج حس هم دردی یا هم درکی بیش تر است، برای بیننده هایی که فقط نظاره گر و نه تصمیم گیرنده در این امورند، چه فایده ای دارد؟به ویژه که به تدریج شرایط کلی جامعه به سوی حذف طبقه متوسط و انتقال بخش محدودی به طبقه بالاتر و سرازیر کردن بخش وسیعی به طبقات پایین و محروم جامعه در پیش است. از شاخص های رو به افزایش فقر، قتل،سرقت،خودکشی، طلاق، بازماندن از تحصیل، مهاجرت های اجباری و مانند آن ها می توان این فرایند را شناخت. در چنین شرایطی تلویزیون توجیه گر این اوضاع بیش نیست. در بیش تر فیلم ها، فقط شرح اوضاع فریب کاری، کلاه برداری و یکایک این دست بدبختی ها قصه پردازی می شود که به جز تکرار همان سرشکستگی ها واقعی چیزی نخواهد بود. گویا خانواده سالم و موفق، جامعه سالم، و روابط انسانی عزت مند جای خود را به این همه مشکلات می دهد. شخصیت های مثبت فیلم ها هم از غم و غصه خانواده و روزگار اول سکته کرده و سپس می میرند و در نهایت پلیس در لباس منجی ظاهر می شود و ماجرا را به نفع خیر خواهان خاتمه می دهد. چرا به ساز و کارهای مختلفی اشاره نمی شود که بیننده ها با الگو سازی از آن ها جریان های منفی را تغییر دهند. حتما باید در بن بست پلیس یا دادگاه و زندان جرم و بزه کاری خاتمه پذیرد.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




