صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

این تیم در ليگ نهم، پنجم هم نمي‌شود!

من قصد پراکندن تخم ياس ندارم، زيرا خودم همواره دست در دست اميد داشته‌ام، ولي واقع‌بيني يک چيز است و خوش‌بيني چيز ديگريست. بعد از سي سال تجربه هواداري و رفتن به ورزشگاه آزادي، آن هم در سرما و گرما، ديگر شب جمعه فوتبال را مي‌شناسم!
کد خبر: ۵۵۸۶۵
| |
2477 بازدید

چندان دل و دماغي براي گپ زدن نداشتم و از بخت بد يا خوش(!) آدم خوشمزه و سرحالي هم به پستم خورد. اصلا نفهميدم راننده ماشين دربستي چگونه با من احوالپرسي کرد و چطور جوابش را دادم يا ندادم، اما کمي که از مسير گذشت، نگاهم به عکس روي در داشبورت ماشين افتاد: «پرسپوليس، قرمزته»!

به نوشته نود؛ با ديدن اين نوشته قرمز رنگ، آن هم کنار عکس کوچک «علي پروين» نتوانستم جلوي خنده‌ام را بگيم و همين خنده سر درد دل راننده پرسپوليسي را باز كرد: «به عنوان كسي که سي سال است اين تيم را دوست دارد و آن را گرامي داشته است، احساس مي‌کنم پرسپوليس کوچک شده و برابر يک کار بزرگ در ليگ نهم قرار دارد. گزارش‌هايي که مي‌رسد همگي حکايت از اوضاع نابسامان اين تيم دارد و ...»

همين طور که به منظره بيرون نگاه مي‌کردم با بي‌ميلي پرسيدم، با چه سند و مدرکي اين حرف را مي‌زنيد؟ شايد تحت تأثير برخي رسانه‌هاي گروهي و مطبوعاتي قرار گرفته‌ايد؟! نگاهي عاقل اندر سفيه کرد و با همان حرارت قبل ادامه داد: «به نظر مي‌رسد که اصلا توي باغ فوتبال و اين حرف‌ها نيستيد! من با سند و مدرک حرف مي‌زنم. سال‌هاست با اين تيم نفس کشيده و زندگي کرده‌ام، بنابراين بوي ناکامي يا کاميابي پرسپوليس را از ماه‌ها قبل از شروع فصل احساس مي‌کنم. هم اکنون استقلال تيم خود را بسته و چند روز آخر دوره بدنسازي خود را در ترکيه طي مي‌کند. سپاهان هم که قبل از همه به آنکارا رفت و برگشت. ذوب آهن ديگر تيم اصفهاني نيز به خارج رفته تا با آمادگي بيشتر پاي به ليگ برتر بگذارد، اما پرسپوليس نه سرمربي دارد و نه توانسته ستاره‌هايش را حفظ کند و مسئولان اين تيم در لاک خود پنهان شده‌اند. هر روز اسم يک مربي بزرگ رديف شده و روز بعد همه چيز تکذيب مي‌شود و ...»

اين مرتبه کمي روي صندلي جلو جابه‌جا شده و گفتم: چرا اين همه بذر نااميدي مي‌پاشي؟ خدا را چه ديدي، شايد همين تيم به ظاهر بي‌اميد پرسپوليس، ليگ نهم را به آتش کشيد و در ميان ناباوري، عنوان قهرماني را از آن خود کرد. آخر شنيده‌ام، فوتبال رو ندارد و غير قابل پيش بيني است! بار ديگر براق شد. در صدم ثانيه ذهنش را خواندم. انگار طرف با خودش مي‌گفت: اين بابا خيلي پرت است!‍ سکوت آقاي راننده کمي طولاني شد تا دوباره پرسيدم به چه دليل ساکت شديد؟

سري به نشانه تاسف تکان داده و گفت: «من قصد پراکندن تخم ياس ندارم، زيرا خودم همواره دست در دست اميد داشته‌ام، ولي واقع‌بيني يک چيز است و خوش‌بيني چيز ديگريست. بعد از سي سال تجربه هواداري و رفتن به ورزشگاه آزادي، آن هم در سرما و گرما، ديگر شب جمعه فوتبال را مي‌شناسم! شک ندارم که اين پرسپوليس با چنين شرايطي و از دست دادن ستاره‌ها، ديگر پنجم ليگ نهم هم نخواهد شد، چه رسد به قهرماني!»

کمي بين ما سکوت جاري شد تا اين که به مقصد رسيديم و من خسته و بي‌حوصله از شغل بي‌لذت خبر نگاري(!) در حال پياده شدن از ماشين دربستي بودم که صداي راننده به گوشم خورد: «داداش! مي‌دانم که اهل فوتبال و اين حرف‌ها نيستي، پس بايد ببخشيد که يک ساعت با صحبت درباره پرسپوليس سرت را به درد آوردم و ...»!
زهر خندي زده و جواب دادم: خواهش مي‌کنم!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟