چند وجهي پايان جادوگر در تيم ملي فوتبال؛
قلب كريمي در ساق چه کسی میتپد؟
كريمي براي جامجهاني بعدي شايد مفيد نباشد، اما تا 3 سال ديگر ميتواند تيم ملي را همراهي كند، در ضمن نبايد فراموش كنيم كه خيلي طول ميكشد تا يك بازيكني پيدا شود كه بتواند جانشين شايستهاي براي علي كريمي باشد، اين مهرهها را نبايد براحتي از دست داد.
کد خبر: ۵۵۲۸۳
| | 2198 بازدید
پرده اول
كودكي، شروع آشنايي علي كريمي با دنياي توپ گرد بود. پس از آن مدرسه، كوچه و زمينهاي خاكي تا اين كه جوان هجده نوزده ساله آن دوران كه ساكن كرج بود، تكنيك فوقالعادهاش را به فوتبال سالني برد و پس از آن بين فوتبال و فوتسال، فوتبال را ادامه داد و هنرنمايياش با توپ تا جايي اوج گرفت كه خيلي زود لقب جادوگر را مقابل نام خود ديد.
به نوشته جام جم؛ علي كريمي را مربياي به نام رحماني كه آن روزها هدايت تيم فوتسال فتح تهران را به عهده داشت رسما به فوتسال معرفي كرد. كريمي خيلي زود به يك سالنيباز قهار تبديل شده و نامش برسر زبانها افتاد، اما هنوز چندان شناخته شده نبود تا اين كه يكي از دوستان نزديك علي پروين، كريمي را به سرمربي وقت پرسپوليس معرفي كرد.
پرده دوم
داستان پيوستن كريمي به پرسپوليس را از زبان ناصر ابراهيمي، مربي آن زمان سرخپوشان بخوانيد: يكي از دوستان عليآقا كه در كرج زندگي ميكرد علي كريمي را از همان بازيهاي محلي ميشناخت. وقتي به فتح رفت بازياش بيشتر به چشم آمد. به توصيه همين دوست نزديك عليآقا بازي علي را ديدم و با همان يك جلسه فهميدم آينده درخشاني دارد. هماهنگ كرديم تا علي كريمي يك هفته با پرسپوليس تمرين كند. همين يك هفته كافي بود تا عليآقا او را تاييد كند. علي كريمي به پرسپوليس پيوست، اما همان اولكار چندان فرصت بازي پيدا نميكرد تا اين كه پس از چندبار ذخيره به ميدان فرستادن با رفتن مهدويكيا، دايي و باقري به آلمان فيكس شد و جاي خود را پيدا كرد. ما جوانان زيادي را به اين فوتبال شناسانديم. عليآقا هم با يك نظر به قولي ميفهميد بازيكن چند مرده حلاج است. تا كريمي را ديد گفت آينده درخشاني دارد، اما نگذاريد مغرور شود. وقتي هم شرايطي پيش آمد كه كريمي فيكس شد و گل كرد و همه او را شناختند صدايش كرد و گفت راه طولاني است. بايد هدفت بزرگ باشد. فكر نكني حالا كه فيكس شدي خبري هست. در اين تيم بايد براي بزرگشدن تلاش كني.
پرده سوم
علي كريمي خيلي زود به تيم ملي دعوت شد، اما محروميتي كه در تيم اميد نصيبش شد او را از فوتبال براي يك سال دور كرد؛ دوراني كه به اعتقاد كارشناسان اگر كريمي محروم نميشد مسير ورزشي زندگياش درخشانتر از اين ميشد. اردوي آن زمان تيم اميد در ويتنام و بازي ايران مقابل اين تيم با درگيري علي كريمي و داور همراه شد و او كه سير صعودي را طي ميكرد از 22بهمن77 به مدت يك سال محروم شد، اما با اين كه حتي به بازيهاي مقدماتي المپيك سيدني در سال 2000 نرسيد پس از آن دوباره بجز يك دوره مصدوميت و اين اواخر محروميت غيررسمي در زمان مربيگري علي دايي، در تمام اردوهاي تيم ملي حضور داشت، اوج درخشش علي كريمي باپيراهن تيم ملي در جام ملتهاي آسيا در سال 2004 در چين بود. كريمي با 5 گل آقاي گل مسابقهها شد و در همان سال عنوان بازيكن سال آسيا را به خود اختصاص داد تا همه او را با لقب جادوگر آسيا در فوتبال بشناسند.
پرده چهارم
دوران حضور علي كريمي در تيم ملي را ميتوان به 2 فصل تقسيم كرد، روزهايي كه به اصطلاح فوتباليها كريمي روي فرم بود، اغلب چهره تكستاره و ناجي تيم ايران را بازي ميكرد و روزهايي كه به هر دليلي اين شرايط را نداشت، گاهي فرصتهايي مسلم از دست ميرفت. نمونه از فصل اول كه درخشش بيچون و چراي شماره8 ما بود در خاطر فوتبالدوستان بسيار است. ديدارهايي كه اغلب علي كريمي در پايان مسابقه عنوان بهترين بازيكن ميدان را به خود اختصاص داده بود، اما از روزهاي ناموفق او اول بازي ايران و ايرلند در مقدماتي جام جهاني 2002 از ذهن ميگذرد. خراب كردن 2 موقعيت صددرصد گل در شرايط تك به تك كه هنوز هم عدهاي ميگويند اگر يكي از آنها گل ميشد شايد ايران مسافر جامجهاني آن سال ميشد. در مجموع كريمي و شرايط بازياش به گونهاي بود كه اگر ميگرفت و گل ميكرد برگ برنده نصيب ايران ميشد و اگر نه اين موقعيت نصيب حريف ميشد.
پرده پنجم
اما خصوصيات اخلاقي؛ علي كريمي اخلاق خاص و منحصر به خودش را داشت. خيليها در توصيف اين خلق و خو از واژه غرور استفاده ميكنند و خيليهاي ديگر آن را به درونگرايي بيش از اندازه اين بازيكن نسبت ميدهند.
علي پروين در محفلي خصوصي در مورد علي كريمي همان زمان كه شاگرد خودش بود گفته بود: علي بچه توداريه، اينطوري نيست كه ميگن مغروره، اخلاقشه، خودش را نميگيره، خب هركس يه اخلاقي داره ديگه.
اما ناصر ابراهيمي ميگويد: دقيقا همين بود، البته اين اواخر ميگفتند اعتراضهايي هم ميكند، اما من درباره زمان خودمان حرف ميزنم. از او هرچه ديديم غرور نبود. علي بازيكن رك و راستي است. حرفش با دلش يكي است. سرش به كار خودش گرم است. يك مقدار زياد از حد درون خودش است، به همين خاطر بعضيها ميگفتند مغرور است، اما اخلاقش براي مربي آزاردهنده نيست. برعكس يك تكيهگاه براي هر تيم است.
پرده ششم
اعتراض، واژهاي كه در دوران زندگي ورزشي علي كريمي بارها او را زير سوال برده است. با اينكه خيلي اهل مصاحبه و جار و جنجال نيست و حتي در بيشتر موارد مدير برنامههايش جور او را در اين مواقع ميكشد، اما گاهي زود برآشفته ميشود و عكسالعملهاي آني برايش دردسرساز شده است. دوستان نزديكش از اين واكنشها به عنوان عصبانيت ياد ميكنند. جواد كاظميان در جايي درباره واكنش علي كريمي پس از تعويض در ديدار ايران و پرتغال در جام جهاني 2006 آلمان گفته بود: «روي نيمكت نشسته بودم.
وقتي برانكو علي را تعويض كرد يك لحظه فقط تغيير را در چهرهاش ديدم. او عصباني بود، شايد از عملكرد خودش، شايد از نتيجه يا تعويض. هرچه بود عصباني شده بود و آن لگد به ساك كادر پزشكي حاصل همان عصبانيت بود» و از اين اتفاقات چندبار ديگر هم رخ داد، اما در يك مورد كه اغلب حق را به علي كريمي دادند اعتراض و انتقاد او به فدراسيون فوتبال درخصوص نحوه آمادهسازي و تدارك تيم ملي براي مسابقههاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقا بود. علي كريمي از عدم برگزاري بازيهاي تداركاتي مناسب انتقاد كرد و با لحن خاص خودش به فدراسيون ايراد گرفت.
اين اعتراض كمكم دامنه گستردهتري پيدا كرد و فدراسيون فوتبال و علي دايي كه در آن مقطع فقط يكديگر را تاييد ميكردند، علي كريمي را به بهانههاي مختلفي از جمله جوانگرايي با محروميتي غيررسمي مواجه كردند. علي كريمي فروردين ماه گذشته دچار مصدوميتي كوتاهمدت شد، پس از آن هرچند 2 بازي در دوره مربيگري دايي در كارنامه دارد، اما به علت دور بودن از شرايط مسابقه و آمادگي نداشتن تا زمان حضور افشين قطبي از تيم ملي دور بود.
پرده هفتم
حتما اين جمله را از زبان خيليها كه اهل فوتبال هستند شنيده و خواندهايد اگر هر كس ديگري جاي علي كريمي بود بيشتر از اينها پيشرفت ميكرد. بسياري بر اين باورند كه علي كريمي قدر خود و تواناييهايش را آن طور كه بايد و شايد ندانست. وقتي ميخواست از پرسپوليس به الاهلي برود خيليها گفتند اشتباه ميكند بايد به يك ليگ معتبر اروپايي برود، اما براي كريمي كه وابستگي خانوادگي زيادي داشت راحتي خود و خانوادهاش مهمتر بود. او راحتياش را به پيشرفت ترجيح داد؛ كاري كه ممكن است خيليهاي ديگر انجام ندهند، اما در وصف اين ويژگي علي كريمي يكي از مربيانش ميگويد: علي خيلي از تمرينهاي سخت خوشش نميآيد. اين را همه مربياني كه با او كار كردهاند تاييد ميكنند، مثلا از تمرين شوت به دروازه اصلا لذت نميبرد و ضربه كاشته را ترجيح ميدهد. تمرينهاي منظم با فشار كم كه مناسب باشد ميپسندد. اگر او تن به تمرين ميداد و بيشتر از اين تلاش ميكرد با استعداد ذاتياش حتي در همان بايرن مونيخ به يك پديده ايراني در اروپا بدل ميشد.
در مجموع علي كريمي بازيكني است كه زود اشباع ميشود. دقت كنيد در هر گلزني، زياد خوشحال نميشود در حدي كه بهترين باشد راضي است. بيانگيزه نيست، اما هميشه مثل روزاولي كه فوتبال را شروع كرد به فوتبال و هيجان و پيشرفت در آن نميانديشد.
پرده هشتم
پرسپوليس، الاهلي، بايرن مونيخ، يك سال در ليگ قطر و بازگشت به پرسپوليس كارنامه باشگاهي علي كريمي است. بازي در امارات براي آنها كه با فقر بازيكن بومي مواجهاند براي علي كريمي هميشه با درخشش همراه بود. او بيشتر سرنوشت تيمش را رقم ميزد، اما بايرن مونيخ دنياي ديگري بود. سال اول حضور در آلمان براي علي كريمي همراه با موفقيت بود كه اوج آن درخشش در ليگ قهرمانان اروپا و گلزني مقابل راپيدوين اتريش در اين مسابقهها بود.
اما سال دوم آن مصدوميت به سراغش آمد و فصلي متفاوت با فصل اول حضورش را رقم زد، اما در شرايطي كه همه معتقد بودند به جام جهاني نميرسد كريمي آسيب ديگري را پشت سر گذاشت و به جام جهاني هم رسيد، هر چند برخلاف انتظار در اين مسابقهها فروغ چنداني نداشت و با انتقادهاي زيادي روبهرو شد.
پرده نهم
نمايشهاي فوقالعاده او در هنرنمايي با توپ در محوطه جريمه، در دفاع فشرده حريف و مقابل دروازه جزو جدانشدني نام علي كريمي است. او لقب جادوگر را يدك ميكشد؛ لقبي كه حتي در آسيا شناخته شده است، اما زيباترين تعبير را از مطلب يك مجله كه حياتش دوام نياورد به خاطر دارم. ايران قرار بود در پليآف مقدماتي جامجهاني2002 مقابل ايرلند به ميدان برود، چيزي نمانده بود كه تيم ملي ما به جام جهاني برسد و اين مطلب با انتخاب تيتر «ايران، پشت در بهشت و متعاقب آن قلب يك فرشته در ساقهاي علي كريمي» او را ناجي ايران در آن ديدار برشمرده بود كه اتفاقا كريمي يكي از آن روزهاي بدش را با از دست دادن 2 موقعيت تك به تك رقم زد.
پرده آخر
و خداحافظي از تيم ملي. اعلام خداحافظي علي كريمي از تيم ملي پس از حذف از مسابقههاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي در شرايطي صورت گرفت كه او تازه دهه سوم زندگياش را به پايان رسانده است. علي كريمي با آن خاطرات تلخي كه از جام جهاني 2006 آلمان داشت و هرگز نتوانست در حد و اندازههاي نامش باشد بدش نميآمد كه دوران فوتبال ملي خود را با حضور موفق در جام جهاني 2010 آفريقا به پايان ببرد. او هرگز اين علاقهمندي قلبي را در زمان دعوت نشدن به تيم ملي هنگام حضور علي دايي ابراز نميكرد، اما انگيزه بالا در 3ديدار پاياني مقابل امارات، كره شمالي و جنوبي مويد آن بود. در هر صورت اين امكان مهيا نشد و حذف از اين مسابقهها در حقيقت به معناي برآورده نشدن آرزوي علي كريمي در تيم ملي بود.
كريمي: تصميم خداحافظي از تيم ملي را از قبل گرفته بودم. مهمترين دليل هم اين است كه بايد جا را به جوانترها بدهيم
اما بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه علي كريمي در مورد خداحافظياش از تيم ملي، آني و عجولانه تصميم گرفته است، چرا كه ميتواند حداقل در جام ملتهاي آتي آسيا مهره باتجربه و قابل اتكايي براي تيم ملي باشد، اما گروهي هم معتقدند بايد در اوج خداحافظي كرد و تصميم علي كريمي پسنديده و بجا بوده است.
خودش چه ميگويد؟
علي كريمي در مجموع بازيكن كمحرفي است. به زحمت توضيح ميدهد. در مورد خداحافظياش هم به گفتن اين چند جمله اكتفا ميكند و ميگويد: اين تصميم را از قبل گرفته بودم كه اگر به جام جهاني برويم، پس از اين مسابقهها و اگر حذف شويم در پايان كار خداحافظي كنم. مهمترين دليل هم اين است كه فكر ميكنم بايد جا را به جوانترها داد.
كارشناسان چه ميگويند؟
محمود ياوري در اين مورد ميگويد: هر 10 سال يكبار يك نخبه در هر رشته ورزشي ظهور ميكند، مثل رضازاده، سوريان، حدادي و امثال اينها. علي كريمي هم نخبه دوران خودش است. بهنظر من عواملي باعث شد كه اين بازيكن نتواند به اندازه استعدادش رشد كند و به حقش برسد.
وي ادامه داد: محروميت در اوج جواني، انتقال به الاهلي و خوب استفاده نكردن از كريمي در پرسپوليس و تيم ملي از مهمترين عوامل بود، اما مجموع دوران فوتبالي كريمي از او بازيكن مفيد و تكرار نشدني ساخته است.
به نظر من علي كريمي تنها متعلق به خودش نيست و نبايد يكطرفه تصميم بگيرد. او حداقل تا 3 سال ديگر ميتواند براي تيم ملي بخصوص در جام ملتها مفيد باشد و اصلا نبايد به فكر خداحافظي باشد.
كربكندي مخالف اين نظر است. وي اعتقاد دارد اين رفتن بموقع است، وي در گفتگو با جامجم تصريح كرد: بعضي از بازيكنان ميگذارند وقتي به افت رسيدند خداحافظي ميكنند، به نظر من در اوج رفتن دلچسبتر است و مردم آن بازيكن را با خاطره خوب به ذهن ميسپارند. علي كريمي اشتباه امثال دايي و عابدزاده را تكرار نكرد، ضمن اينكه به نظر من انگيزه علي كريمي در تيم ملي كم شده و وقت خداحافظياش فرا رسيده بود.
اما ناصر ابراهيمي ميگويد: هر آغازي يك پاياني دارد، اين درست است، اما فراموش نكنيم كه برخي مسائل در فوتبال ما اين پايان را زودتر از حد معمول رقم ميزند، در فوتبال برنامههايي است كه بازيكن را از شوق مياندازد و دلسرد ميكند، اين اتفاق در مورد كريمي افتاده و به نظر من انگيزه را در او كشتند، توجه كنيد كه الان 3سال است در فوتبال پديدهاي ظهور نكرده، پس ما بايد قدر اين ستارهها را بدانيم و آرامش را برايشان فراهم كنيم. اگر هم كسي ميخواهد خداحافظي كند برايش برنامهاي آبرومند تدارك ببينيم. ما متاسفانه ميگوييم فقط پهلوان زنده را عشق است، واقعا همين است، چون هر كس كنار ميرود، براحتي تمام تلاشش فراموش ميشود.
وي ادامه ميدهد، به نظر من كريمي براي جامجهاني بعدي شايد مفيد نباشد، اما تا 3 سال ديگر ميتواند تيم ملي را همراهي كند، در ضمن نبايد فراموش كنيم كه خيلي طول ميكشد تا يك بازيكني پيدا شود كه بتواند جانشين شايستهاي براي علي كريمي باشد، اين مهرهها را نبايد براحتي از دست داد.
پايان علي كريمي در تيم ملي
111 بازي ملي و 36 گل زده كارنامه علي كريمي در تيم ملي بود. خيلي از بچههاي امروز با روياي جادوي توپ در زمينهاي خاكي مقابل دروازههاي كوچك هنرنمايي ميكنند. بهراستي قلب آن فرشته در ساق چه كسي ميتپد؟

كودكي، شروع آشنايي علي كريمي با دنياي توپ گرد بود. پس از آن مدرسه، كوچه و زمينهاي خاكي تا اين كه جوان هجده نوزده ساله آن دوران كه ساكن كرج بود، تكنيك فوقالعادهاش را به فوتبال سالني برد و پس از آن بين فوتبال و فوتسال، فوتبال را ادامه داد و هنرنمايياش با توپ تا جايي اوج گرفت كه خيلي زود لقب جادوگر را مقابل نام خود ديد.
به نوشته جام جم؛ علي كريمي را مربياي به نام رحماني كه آن روزها هدايت تيم فوتسال فتح تهران را به عهده داشت رسما به فوتسال معرفي كرد. كريمي خيلي زود به يك سالنيباز قهار تبديل شده و نامش برسر زبانها افتاد، اما هنوز چندان شناخته شده نبود تا اين كه يكي از دوستان نزديك علي پروين، كريمي را به سرمربي وقت پرسپوليس معرفي كرد.
پرده دوم
داستان پيوستن كريمي به پرسپوليس را از زبان ناصر ابراهيمي، مربي آن زمان سرخپوشان بخوانيد: يكي از دوستان عليآقا كه در كرج زندگي ميكرد علي كريمي را از همان بازيهاي محلي ميشناخت. وقتي به فتح رفت بازياش بيشتر به چشم آمد. به توصيه همين دوست نزديك عليآقا بازي علي را ديدم و با همان يك جلسه فهميدم آينده درخشاني دارد. هماهنگ كرديم تا علي كريمي يك هفته با پرسپوليس تمرين كند. همين يك هفته كافي بود تا عليآقا او را تاييد كند. علي كريمي به پرسپوليس پيوست، اما همان اولكار چندان فرصت بازي پيدا نميكرد تا اين كه پس از چندبار ذخيره به ميدان فرستادن با رفتن مهدويكيا، دايي و باقري به آلمان فيكس شد و جاي خود را پيدا كرد. ما جوانان زيادي را به اين فوتبال شناسانديم. عليآقا هم با يك نظر به قولي ميفهميد بازيكن چند مرده حلاج است. تا كريمي را ديد گفت آينده درخشاني دارد، اما نگذاريد مغرور شود. وقتي هم شرايطي پيش آمد كه كريمي فيكس شد و گل كرد و همه او را شناختند صدايش كرد و گفت راه طولاني است. بايد هدفت بزرگ باشد. فكر نكني حالا كه فيكس شدي خبري هست. در اين تيم بايد براي بزرگشدن تلاش كني.
پرده سوم
علي كريمي خيلي زود به تيم ملي دعوت شد، اما محروميتي كه در تيم اميد نصيبش شد او را از فوتبال براي يك سال دور كرد؛ دوراني كه به اعتقاد كارشناسان اگر كريمي محروم نميشد مسير ورزشي زندگياش درخشانتر از اين ميشد. اردوي آن زمان تيم اميد در ويتنام و بازي ايران مقابل اين تيم با درگيري علي كريمي و داور همراه شد و او كه سير صعودي را طي ميكرد از 22بهمن77 به مدت يك سال محروم شد، اما با اين كه حتي به بازيهاي مقدماتي المپيك سيدني در سال 2000 نرسيد پس از آن دوباره بجز يك دوره مصدوميت و اين اواخر محروميت غيررسمي در زمان مربيگري علي دايي، در تمام اردوهاي تيم ملي حضور داشت، اوج درخشش علي كريمي باپيراهن تيم ملي در جام ملتهاي آسيا در سال 2004 در چين بود. كريمي با 5 گل آقاي گل مسابقهها شد و در همان سال عنوان بازيكن سال آسيا را به خود اختصاص داد تا همه او را با لقب جادوگر آسيا در فوتبال بشناسند.
پرده چهارم
دوران حضور علي كريمي در تيم ملي را ميتوان به 2 فصل تقسيم كرد، روزهايي كه به اصطلاح فوتباليها كريمي روي فرم بود، اغلب چهره تكستاره و ناجي تيم ايران را بازي ميكرد و روزهايي كه به هر دليلي اين شرايط را نداشت، گاهي فرصتهايي مسلم از دست ميرفت. نمونه از فصل اول كه درخشش بيچون و چراي شماره8 ما بود در خاطر فوتبالدوستان بسيار است. ديدارهايي كه اغلب علي كريمي در پايان مسابقه عنوان بهترين بازيكن ميدان را به خود اختصاص داده بود، اما از روزهاي ناموفق او اول بازي ايران و ايرلند در مقدماتي جام جهاني 2002 از ذهن ميگذرد. خراب كردن 2 موقعيت صددرصد گل در شرايط تك به تك كه هنوز هم عدهاي ميگويند اگر يكي از آنها گل ميشد شايد ايران مسافر جامجهاني آن سال ميشد. در مجموع كريمي و شرايط بازياش به گونهاي بود كه اگر ميگرفت و گل ميكرد برگ برنده نصيب ايران ميشد و اگر نه اين موقعيت نصيب حريف ميشد.
پرده پنجم
اما خصوصيات اخلاقي؛ علي كريمي اخلاق خاص و منحصر به خودش را داشت. خيليها در توصيف اين خلق و خو از واژه غرور استفاده ميكنند و خيليهاي ديگر آن را به درونگرايي بيش از اندازه اين بازيكن نسبت ميدهند.
علي پروين در محفلي خصوصي در مورد علي كريمي همان زمان كه شاگرد خودش بود گفته بود: علي بچه توداريه، اينطوري نيست كه ميگن مغروره، اخلاقشه، خودش را نميگيره، خب هركس يه اخلاقي داره ديگه.
اما ناصر ابراهيمي ميگويد: دقيقا همين بود، البته اين اواخر ميگفتند اعتراضهايي هم ميكند، اما من درباره زمان خودمان حرف ميزنم. از او هرچه ديديم غرور نبود. علي بازيكن رك و راستي است. حرفش با دلش يكي است. سرش به كار خودش گرم است. يك مقدار زياد از حد درون خودش است، به همين خاطر بعضيها ميگفتند مغرور است، اما اخلاقش براي مربي آزاردهنده نيست. برعكس يك تكيهگاه براي هر تيم است.
پرده ششم
اعتراض، واژهاي كه در دوران زندگي ورزشي علي كريمي بارها او را زير سوال برده است. با اينكه خيلي اهل مصاحبه و جار و جنجال نيست و حتي در بيشتر موارد مدير برنامههايش جور او را در اين مواقع ميكشد، اما گاهي زود برآشفته ميشود و عكسالعملهاي آني برايش دردسرساز شده است. دوستان نزديكش از اين واكنشها به عنوان عصبانيت ياد ميكنند. جواد كاظميان در جايي درباره واكنش علي كريمي پس از تعويض در ديدار ايران و پرتغال در جام جهاني 2006 آلمان گفته بود: «روي نيمكت نشسته بودم.
وقتي برانكو علي را تعويض كرد يك لحظه فقط تغيير را در چهرهاش ديدم. او عصباني بود، شايد از عملكرد خودش، شايد از نتيجه يا تعويض. هرچه بود عصباني شده بود و آن لگد به ساك كادر پزشكي حاصل همان عصبانيت بود» و از اين اتفاقات چندبار ديگر هم رخ داد، اما در يك مورد كه اغلب حق را به علي كريمي دادند اعتراض و انتقاد او به فدراسيون فوتبال درخصوص نحوه آمادهسازي و تدارك تيم ملي براي مسابقههاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقا بود. علي كريمي از عدم برگزاري بازيهاي تداركاتي مناسب انتقاد كرد و با لحن خاص خودش به فدراسيون ايراد گرفت.
اين اعتراض كمكم دامنه گستردهتري پيدا كرد و فدراسيون فوتبال و علي دايي كه در آن مقطع فقط يكديگر را تاييد ميكردند، علي كريمي را به بهانههاي مختلفي از جمله جوانگرايي با محروميتي غيررسمي مواجه كردند. علي كريمي فروردين ماه گذشته دچار مصدوميتي كوتاهمدت شد، پس از آن هرچند 2 بازي در دوره مربيگري دايي در كارنامه دارد، اما به علت دور بودن از شرايط مسابقه و آمادگي نداشتن تا زمان حضور افشين قطبي از تيم ملي دور بود.
پرده هفتم
حتما اين جمله را از زبان خيليها كه اهل فوتبال هستند شنيده و خواندهايد اگر هر كس ديگري جاي علي كريمي بود بيشتر از اينها پيشرفت ميكرد. بسياري بر اين باورند كه علي كريمي قدر خود و تواناييهايش را آن طور كه بايد و شايد ندانست. وقتي ميخواست از پرسپوليس به الاهلي برود خيليها گفتند اشتباه ميكند بايد به يك ليگ معتبر اروپايي برود، اما براي كريمي كه وابستگي خانوادگي زيادي داشت راحتي خود و خانوادهاش مهمتر بود. او راحتياش را به پيشرفت ترجيح داد؛ كاري كه ممكن است خيليهاي ديگر انجام ندهند، اما در وصف اين ويژگي علي كريمي يكي از مربيانش ميگويد: علي خيلي از تمرينهاي سخت خوشش نميآيد. اين را همه مربياني كه با او كار كردهاند تاييد ميكنند، مثلا از تمرين شوت به دروازه اصلا لذت نميبرد و ضربه كاشته را ترجيح ميدهد. تمرينهاي منظم با فشار كم كه مناسب باشد ميپسندد. اگر او تن به تمرين ميداد و بيشتر از اين تلاش ميكرد با استعداد ذاتياش حتي در همان بايرن مونيخ به يك پديده ايراني در اروپا بدل ميشد.
در مجموع علي كريمي بازيكني است كه زود اشباع ميشود. دقت كنيد در هر گلزني، زياد خوشحال نميشود در حدي كه بهترين باشد راضي است. بيانگيزه نيست، اما هميشه مثل روزاولي كه فوتبال را شروع كرد به فوتبال و هيجان و پيشرفت در آن نميانديشد.
پرده هشتم
پرسپوليس، الاهلي، بايرن مونيخ، يك سال در ليگ قطر و بازگشت به پرسپوليس كارنامه باشگاهي علي كريمي است. بازي در امارات براي آنها كه با فقر بازيكن بومي مواجهاند براي علي كريمي هميشه با درخشش همراه بود. او بيشتر سرنوشت تيمش را رقم ميزد، اما بايرن مونيخ دنياي ديگري بود. سال اول حضور در آلمان براي علي كريمي همراه با موفقيت بود كه اوج آن درخشش در ليگ قهرمانان اروپا و گلزني مقابل راپيدوين اتريش در اين مسابقهها بود.
اما سال دوم آن مصدوميت به سراغش آمد و فصلي متفاوت با فصل اول حضورش را رقم زد، اما در شرايطي كه همه معتقد بودند به جام جهاني نميرسد كريمي آسيب ديگري را پشت سر گذاشت و به جام جهاني هم رسيد، هر چند برخلاف انتظار در اين مسابقهها فروغ چنداني نداشت و با انتقادهاي زيادي روبهرو شد.
پرده نهم
نمايشهاي فوقالعاده او در هنرنمايي با توپ در محوطه جريمه، در دفاع فشرده حريف و مقابل دروازه جزو جدانشدني نام علي كريمي است. او لقب جادوگر را يدك ميكشد؛ لقبي كه حتي در آسيا شناخته شده است، اما زيباترين تعبير را از مطلب يك مجله كه حياتش دوام نياورد به خاطر دارم. ايران قرار بود در پليآف مقدماتي جامجهاني2002 مقابل ايرلند به ميدان برود، چيزي نمانده بود كه تيم ملي ما به جام جهاني برسد و اين مطلب با انتخاب تيتر «ايران، پشت در بهشت و متعاقب آن قلب يك فرشته در ساقهاي علي كريمي» او را ناجي ايران در آن ديدار برشمرده بود كه اتفاقا كريمي يكي از آن روزهاي بدش را با از دست دادن 2 موقعيت تك به تك رقم زد.
پرده آخر
و خداحافظي از تيم ملي. اعلام خداحافظي علي كريمي از تيم ملي پس از حذف از مسابقههاي مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي در شرايطي صورت گرفت كه او تازه دهه سوم زندگياش را به پايان رسانده است. علي كريمي با آن خاطرات تلخي كه از جام جهاني 2006 آلمان داشت و هرگز نتوانست در حد و اندازههاي نامش باشد بدش نميآمد كه دوران فوتبال ملي خود را با حضور موفق در جام جهاني 2010 آفريقا به پايان ببرد. او هرگز اين علاقهمندي قلبي را در زمان دعوت نشدن به تيم ملي هنگام حضور علي دايي ابراز نميكرد، اما انگيزه بالا در 3ديدار پاياني مقابل امارات، كره شمالي و جنوبي مويد آن بود. در هر صورت اين امكان مهيا نشد و حذف از اين مسابقهها در حقيقت به معناي برآورده نشدن آرزوي علي كريمي در تيم ملي بود.
كريمي: تصميم خداحافظي از تيم ملي را از قبل گرفته بودم. مهمترين دليل هم اين است كه بايد جا را به جوانترها بدهيم
اما بسياري از كارشناسان بر اين باورند كه علي كريمي در مورد خداحافظياش از تيم ملي، آني و عجولانه تصميم گرفته است، چرا كه ميتواند حداقل در جام ملتهاي آتي آسيا مهره باتجربه و قابل اتكايي براي تيم ملي باشد، اما گروهي هم معتقدند بايد در اوج خداحافظي كرد و تصميم علي كريمي پسنديده و بجا بوده است.
خودش چه ميگويد؟
علي كريمي در مجموع بازيكن كمحرفي است. به زحمت توضيح ميدهد. در مورد خداحافظياش هم به گفتن اين چند جمله اكتفا ميكند و ميگويد: اين تصميم را از قبل گرفته بودم كه اگر به جام جهاني برويم، پس از اين مسابقهها و اگر حذف شويم در پايان كار خداحافظي كنم. مهمترين دليل هم اين است كه فكر ميكنم بايد جا را به جوانترها داد.
كارشناسان چه ميگويند؟
محمود ياوري در اين مورد ميگويد: هر 10 سال يكبار يك نخبه در هر رشته ورزشي ظهور ميكند، مثل رضازاده، سوريان، حدادي و امثال اينها. علي كريمي هم نخبه دوران خودش است. بهنظر من عواملي باعث شد كه اين بازيكن نتواند به اندازه استعدادش رشد كند و به حقش برسد.
وي ادامه داد: محروميت در اوج جواني، انتقال به الاهلي و خوب استفاده نكردن از كريمي در پرسپوليس و تيم ملي از مهمترين عوامل بود، اما مجموع دوران فوتبالي كريمي از او بازيكن مفيد و تكرار نشدني ساخته است.
به نظر من علي كريمي تنها متعلق به خودش نيست و نبايد يكطرفه تصميم بگيرد. او حداقل تا 3 سال ديگر ميتواند براي تيم ملي بخصوص در جام ملتها مفيد باشد و اصلا نبايد به فكر خداحافظي باشد.
كربكندي مخالف اين نظر است. وي اعتقاد دارد اين رفتن بموقع است، وي در گفتگو با جامجم تصريح كرد: بعضي از بازيكنان ميگذارند وقتي به افت رسيدند خداحافظي ميكنند، به نظر من در اوج رفتن دلچسبتر است و مردم آن بازيكن را با خاطره خوب به ذهن ميسپارند. علي كريمي اشتباه امثال دايي و عابدزاده را تكرار نكرد، ضمن اينكه به نظر من انگيزه علي كريمي در تيم ملي كم شده و وقت خداحافظياش فرا رسيده بود.
اما ناصر ابراهيمي ميگويد: هر آغازي يك پاياني دارد، اين درست است، اما فراموش نكنيم كه برخي مسائل در فوتبال ما اين پايان را زودتر از حد معمول رقم ميزند، در فوتبال برنامههايي است كه بازيكن را از شوق مياندازد و دلسرد ميكند، اين اتفاق در مورد كريمي افتاده و به نظر من انگيزه را در او كشتند، توجه كنيد كه الان 3سال است در فوتبال پديدهاي ظهور نكرده، پس ما بايد قدر اين ستارهها را بدانيم و آرامش را برايشان فراهم كنيم. اگر هم كسي ميخواهد خداحافظي كند برايش برنامهاي آبرومند تدارك ببينيم. ما متاسفانه ميگوييم فقط پهلوان زنده را عشق است، واقعا همين است، چون هر كس كنار ميرود، براحتي تمام تلاشش فراموش ميشود.
وي ادامه ميدهد، به نظر من كريمي براي جامجهاني بعدي شايد مفيد نباشد، اما تا 3 سال ديگر ميتواند تيم ملي را همراهي كند، در ضمن نبايد فراموش كنيم كه خيلي طول ميكشد تا يك بازيكني پيدا شود كه بتواند جانشين شايستهاي براي علي كريمي باشد، اين مهرهها را نبايد براحتي از دست داد.
پايان علي كريمي در تيم ملي
111 بازي ملي و 36 گل زده كارنامه علي كريمي در تيم ملي بود. خيلي از بچههاي امروز با روياي جادوي توپ در زمينهاي خاكي مقابل دروازههاي كوچك هنرنمايي ميكنند. بهراستي قلب آن فرشته در ساق چه كسي ميتپد؟
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


