يک بام و سه هواي دمکراسي آمريکايي
اولين تجربه يک انتخابات آزاد در فلسطين با آتش تفنگ و گرماي گلوله سرکوب ميشود و سپس کنفرانس آناپوليس به دنيا ميآيد که نتيجه آن بيش از 240 شهيد و 450 مجروح و 120 اسير است... طبيعيترين شکل ممکن حل مسائل لبنان انتخابات زودرس بود؛ فرآيندي که در ژاپن، کره جنوبي، اروپا، بسياري از کشورهاي آسيايي، ترکيه و حتي کشورهاي آمريکايي صورت ميگيرد و آب از آب هم تکان نميخورد. اما ...
کد خبر: ۵۴۲۵
| | 3409 بازدید
مفهوم دمکراسي چه در ايران و چه در خارج ايران، براي همه مفهوم ثابتي نيست و هر جريان فکري بنا به سليقههاي خود و جهان بيني و يا ايديولوژياي که دارد اين مشي سياسي و اجتماعي را به شکلي تفسير ميکند. اما تقريبا همه اين تفسيرها در يک چيز شباهت دارند و نقطه مشترکي را در بين تعدد برداشتها تشکيل ميدهند، آن هم اين است که مردم آزادانه پاي صندوقها بروند و راي خود را مستقيم به صندوق بريزند؛ فرايندي که مصاديق مختلفي در منطقه خاورميانه و در بين کشورهاي اسلامي و عربي دارد.
جورج بوش رئيسجمهور آمريکا در سفر اخير هشت روزهاش به خاورميانه، در سخنرانيهايش بدون استثنا در تمامي مناطقي که از آن بازديد کرد، از دمکراسي سخن گفت و از انجام اين تجربه مثلا در بحرين به شدت دفاع کرد و از آن سو هيچ اشارهاي به اين تجربه در عربستان نکرد، اما تا توانست به نظام اسلامي در ايران، حماس در فلسطين، ائتلاف مخالفان در لبنان به عنوان عوامل ضد دمکراسي تاخت و از عملکرد دولت آمريکا در عراق اشغال شده دفاع کرد.
1. پس از حمله آمريکا به عراق و استقرار دولتي موقت در اين کشور، در سايه ارتش اشغالگر آمريکا انتخابات پارلماني در اين کشور صورت گرفت که حاصل آن بروز ائتلافهاي سياسي شيعي، کردي و سني و تشکيل دولت نوري المالکي است. با آن که اين انتخابات براي اولين بار در تاريخ سياسي عراق صورت ميگرفت و تقسيمبنديهاي سياسي واقعي را در اين کشور نشان داد، اما به دليل حضور ارتش اشغالگر آمريکا، هرگز نميتواند يک الگوي سياسي آمريکايي در منطقه باشد؛ به ويژه آنکه در کنار اين دمکراسي و به لطف حضور ارتش آمريکا در اين کشور، در چهار سال اخير حدود يک ميليون عراقي به قتل رسيده و چهار ميليون آواره بر جاي مانده است.
2. در فلسطين اشغالي در اولين تجربه يک انتخابات آزاد، جنبش حماس پارلمان و دولت را تحت کنترل ميگيرد اما با مخالفت جدي آمريکا روبهرو ميشوند و تحريم اين دولت و پارلمان آغاز ميشود. نتيجه اولين حضور حماس در رويارويي پارلمانتاريستي، انزواي اين دولت، سپس سرنگوني آن توسط محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان و در پي آن ايجاد جنگ داخلي در غزه بوده است. اين تجربه سياسي در فلسطين با آتش تفنگ و گرماي گلوله سرکوب ميشود و سپس کنفرانس آناپوليس به دنيا ميآيد و در پي آن بار ديگر جنگ در غزه توسعه مييابد که نتيجه آن تاکنون به خصوص پس از شکلگيري آناپوليس، بيش از 240 شهيد و 450 مجروح و 120 اسير بوده است. تجربه فلسطين از دمکراسي آغاز و به قتل و آدم کشي مورد حمايت آمريکا ختم شد.
3. در لبنان در جريان آخرين انتخابات پارلماني آن در سال 2005 با ائتلاف بين حزبالله، سازمان امل، حزب ترقيخواه لبنان به رياست وليد جنبلاط و حزب «المستقبل» لبنان به رياست حريري و برخي از احزاب و جريانات مسيحي، يک ائتلاف بزرگ شکل گرفت که عملا اکثريت پارلماني را به دست گرفتند. اما در ميانه راه جنبلاط و سعد حريري و برخي شخصيتهاي مسيحي به ائتلاف آمريکا در لبنان پيوستند و بر خلاف توافقات قبلي با حزبالله بر خلع سلاح مقاومت اسلامي لبنان به هر شکل ممکن اصرار ورزيدند، مردم و جريان مقاومت را در جنگ سي و سه روزه تابستان 85 تنها گذاشتند و به خيل حاميان سياسي آمريکا تبديل شدند و تا معامله بر سر مقاومت پيش رفتند. شرايط اقتضا ميکرد تا پس از جنگ پيروزمندانه حزبالله، موازنههاي سياسي آن هم بر اساس نظام دمکراتيک و حق رويارويي سياسي پارلماني بر هم ريزد و فراکسيونها و ائتلافهاي جديد پارلماني و سياسي تشکيل شود و همين نيز شد.
طبيعيترين شکل ممکن حل مسائل لبنان از اين مرحله به بعد انتخابات زودرس بود؛ فرآيندي که در ژاپن، کره جنوبي، اروپا، بسياري از کشورهاي آسيايي، ترکيه و حتي کشورهاي آمريکايي صورت ميگيرد و آب از آب هم تکان نميخورد. از قضا طبيعت مراودات سياسي بين لبنانيها و فضاي سياسي و فکري اين کشور، اين انتخابات زودرس را طبيعي و حتي الزامي ميکرد، روندي که با نگاه همه جريانات لبناني نيز همخواني داشت، اما با دخالت مستقيم آمريکا در لبنان، جلوي اين روند گرفته شد تا لبنان وارد يک بحران سياسي ناخواسته شود. در حقيقت پس از يک کشتار بيرحمانه سي و سه روزه در لبنان، آمريکا مثل آب خوردن جلوي روند دموکراسي لبناني را گرفت و تا آستانه بروز يک جنگ داخلي نيز اين کشور را به جلو راند. جالب است که از نظر آمريکا، ائتلاف 8 مارس که شامل شيعيان، بخش مهم و گستردهاي از احزاب و شخصيتهاي مسيحي، سني، دروزي و مليگرايان لبناني است دشمن دمکراسي معرفي ميشوند.
* علي منتظري
جورج بوش رئيسجمهور آمريکا در سفر اخير هشت روزهاش به خاورميانه، در سخنرانيهايش بدون استثنا در تمامي مناطقي که از آن بازديد کرد، از دمکراسي سخن گفت و از انجام اين تجربه مثلا در بحرين به شدت دفاع کرد و از آن سو هيچ اشارهاي به اين تجربه در عربستان نکرد، اما تا توانست به نظام اسلامي در ايران، حماس در فلسطين، ائتلاف مخالفان در لبنان به عنوان عوامل ضد دمکراسي تاخت و از عملکرد دولت آمريکا در عراق اشغال شده دفاع کرد.
1. پس از حمله آمريکا به عراق و استقرار دولتي موقت در اين کشور، در سايه ارتش اشغالگر آمريکا انتخابات پارلماني در اين کشور صورت گرفت که حاصل آن بروز ائتلافهاي سياسي شيعي، کردي و سني و تشکيل دولت نوري المالکي است. با آن که اين انتخابات براي اولين بار در تاريخ سياسي عراق صورت ميگرفت و تقسيمبنديهاي سياسي واقعي را در اين کشور نشان داد، اما به دليل حضور ارتش اشغالگر آمريکا، هرگز نميتواند يک الگوي سياسي آمريکايي در منطقه باشد؛ به ويژه آنکه در کنار اين دمکراسي و به لطف حضور ارتش آمريکا در اين کشور، در چهار سال اخير حدود يک ميليون عراقي به قتل رسيده و چهار ميليون آواره بر جاي مانده است.
2. در فلسطين اشغالي در اولين تجربه يک انتخابات آزاد، جنبش حماس پارلمان و دولت را تحت کنترل ميگيرد اما با مخالفت جدي آمريکا روبهرو ميشوند و تحريم اين دولت و پارلمان آغاز ميشود. نتيجه اولين حضور حماس در رويارويي پارلمانتاريستي، انزواي اين دولت، سپس سرنگوني آن توسط محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان و در پي آن ايجاد جنگ داخلي در غزه بوده است. اين تجربه سياسي در فلسطين با آتش تفنگ و گرماي گلوله سرکوب ميشود و سپس کنفرانس آناپوليس به دنيا ميآيد و در پي آن بار ديگر جنگ در غزه توسعه مييابد که نتيجه آن تاکنون به خصوص پس از شکلگيري آناپوليس، بيش از 240 شهيد و 450 مجروح و 120 اسير بوده است. تجربه فلسطين از دمکراسي آغاز و به قتل و آدم کشي مورد حمايت آمريکا ختم شد.
3. در لبنان در جريان آخرين انتخابات پارلماني آن در سال 2005 با ائتلاف بين حزبالله، سازمان امل، حزب ترقيخواه لبنان به رياست وليد جنبلاط و حزب «المستقبل» لبنان به رياست حريري و برخي از احزاب و جريانات مسيحي، يک ائتلاف بزرگ شکل گرفت که عملا اکثريت پارلماني را به دست گرفتند. اما در ميانه راه جنبلاط و سعد حريري و برخي شخصيتهاي مسيحي به ائتلاف آمريکا در لبنان پيوستند و بر خلاف توافقات قبلي با حزبالله بر خلع سلاح مقاومت اسلامي لبنان به هر شکل ممکن اصرار ورزيدند، مردم و جريان مقاومت را در جنگ سي و سه روزه تابستان 85 تنها گذاشتند و به خيل حاميان سياسي آمريکا تبديل شدند و تا معامله بر سر مقاومت پيش رفتند. شرايط اقتضا ميکرد تا پس از جنگ پيروزمندانه حزبالله، موازنههاي سياسي آن هم بر اساس نظام دمکراتيک و حق رويارويي سياسي پارلماني بر هم ريزد و فراکسيونها و ائتلافهاي جديد پارلماني و سياسي تشکيل شود و همين نيز شد.
طبيعيترين شکل ممکن حل مسائل لبنان از اين مرحله به بعد انتخابات زودرس بود؛ فرآيندي که در ژاپن، کره جنوبي، اروپا، بسياري از کشورهاي آسيايي، ترکيه و حتي کشورهاي آمريکايي صورت ميگيرد و آب از آب هم تکان نميخورد. از قضا طبيعت مراودات سياسي بين لبنانيها و فضاي سياسي و فکري اين کشور، اين انتخابات زودرس را طبيعي و حتي الزامي ميکرد، روندي که با نگاه همه جريانات لبناني نيز همخواني داشت، اما با دخالت مستقيم آمريکا در لبنان، جلوي اين روند گرفته شد تا لبنان وارد يک بحران سياسي ناخواسته شود. در حقيقت پس از يک کشتار بيرحمانه سي و سه روزه در لبنان، آمريکا مثل آب خوردن جلوي روند دموکراسي لبناني را گرفت و تا آستانه بروز يک جنگ داخلي نيز اين کشور را به جلو راند. جالب است که از نظر آمريکا، ائتلاف 8 مارس که شامل شيعيان، بخش مهم و گستردهاي از احزاب و شخصيتهاي مسيحي، سني، دروزي و مليگرايان لبناني است دشمن دمکراسي معرفي ميشوند.
* علي منتظري
گزارش خطا