خودشيفته اي به نام نيکبخت
من يک سال ديگر با پرسپوليس قرارداد دارم و چون بازيکن حرفه اي هستم، به قراردادم پايبندم. من در پرسپوليس مي مانم؛ چون قرارداد دارم و مي خواهم پاسخ محبت هواداران را بدهم. من شايستگي هايم را ثابت کردم و هيچ بهانه اي باقي نگذاشتم. من هر جايي بروم، شايستگي هايم را نشان مي دهم. هيچ وقت از قابليتهاي فني ام کم نمي شود و دوست دارم به تيم کمک کنم.
به نوشته قدس؛ من به پرسپوليس خدمت کردم و کاش رفتارشان با بازيکنان قديمي، شايسته تر بود و اول با آنها صحبت مي کردند، ولي باز هم من حرفي ندارم و جز يک باري که با انصاري فرد حرفم شد، ديگر اختلافي با هم نداشتيم. آقاجان! اصلاً من حاشيه را دوست دارم، اگر محبوب بودن و تو چشم بودن اين است که من بازيکن حاشيه داري هستم. آره! ولي هيچ وقت در زمين کم نگذاشتم.
بعضي ها مي خواهند من را مقابل هواداران قرار دهند که موفق نمي شوند، چون من تيمم و هوادارانش را دوست دارم. بازيکني مثل بکام هم حاشيه داشت و دارد. خوشحالم که تا حالا يک استقلالي به من توهين نکرده است و هنوز محبوبم. در اين 3 سال که در پرسپوليس بودم، به علت ماليات 150 ، 160 ميليون از پولم را نگرفتم، اما حرفي ندارم؛ چون هواداران را دوست دارم. فقط يک بار سر پول حرفم شد که دلم نمي خواهد در اين مورد حرف بزنم.
اگر سرمربي تيم ملي بودم، صد در صد خودم را به تيم ملي دعوت مي کردم؛ چون مي توانستم در بين 50 نفر دعوت شده باشم. متأسفانه به نام حاشيه، شايستگي ها را نمي بينند؛ چون بازيکن بزرگي ام، اراده مي کنم تيتر يک مي شوم. فعلاً هم قصد خداحافظي ندارم و شايد تا 38 سالگي بازي کنم. تا هر وقت بتوانم، بازي مي کنم.
***
اين مطالبي که خوانديد، بخشي از حرفهاي عليرضا واحدي نيکبخت با يکي از روزنامه هاي ورزشي بود که در روز تولدش زده بود. حرفهايي که جاي تأمل و تفکر زيادي دارد و بهتر است براي روشن شدن ذهن علاقه مندان به فوتبال و بويژه هواداران پرسپوليس، نقدي بر حرفهاي او بنويسيم.
نيکبخت که ادعاي حرفه اي بودن دارد و به قراردادش پايبند است، چطور به خودش اجازه مي دهد که در روزهاي حساس و سرنوشت ساز پرسپوليس در ليگ قهرمانان آسيا، از شرکت در تمرينات اين تيم خودداري نمايد و عليه مديرعامل باشگاه مصاحبه هاي جنجالي کند و در دفتر باشگاه حاضر شود و با مديرعامل پرسپوليس به صورت فيزيکي درگير گردد.
او که مي گويد در پرسپوليس مي مانم تا پاسخ محبت هواداران را بدهم، بهتر است يک نگاهي به کارنامه خودش در ليگ هشتم حرفه اي بيندازد و متوجه شود که 20 هفته براي پرسپوليس نتوانست گل بزند و پاس گل بدهد. در واقع هرگاه در زمين بود، کابوس پرسپوليس محسوب مي شد و يکي از عوامل بزرگ ناکامي سرخپوشان در ليگ هشتم محسوب مي شد.
او که مدعي است به پرسپوليس خدمت کرده و خودش را بازيکن قديمي تيم مي داند، بهتر است بداند که خدمات او در پرسپوليس آنقدر زياد است که هواداران پرسپوليس در دو ماه آخر ليگ دعا مي کردند که او مصدوم يا محروم شود و در تيم نباشد تا پرسپوليس نفس بکشد؛ زيرا به سکته تيم در زمين تبديل شده بود. در مورد قابليتهاي نيکبخت هم بايد بگوييم در بازي پرسپوليس مقابل سپاهان در جام حذفي، پاس رو به عقب او نزديک بود سرخپوشان را در همان مرحله حذف کند که اين يک اشتباه از مجموعه اشتباه هاي ريز و درشت او بود.
در مورد بازيکن قديمي هم بايد بگوييم بهادر عبدي هم 3 سال در پرسپوليس سابقه دارد و اگر اين طوري باشد، او هم براي تيم بايد شاخ و شانه بکشد. هر چند که همين بهادر عبدي در بازي پرسپوليس مقابل بنياد کار با تعصب ترين بازيکن پرسپوليس بود و ستاره تيمش شد تا بيشترين حجم تشويق را به خودش اختصاص دهد.
شماره 10 پرسپوليس مدعي شده به جز يک باري که با انصاري فرد حرفش شده، ديگر اختلافي با هم نداشته اند که دوست ندارد در مورد آن صحبت کند. بله، هر وقت که به نفع آقاي سوپر استار! نباشد، ترجيح مي دهد در اين باره صحبت نکند؛ چون نمي تواند بگويد به خاطر دوزار پول زمين و زمان را به هم دوخته بود و تمرين تيم را تحريم کرد و نزديک بود تو گوش مديرعامل باشگاه هم بزند و با اين کارهايش پرسپوليس را در حساس ترين روزها به حاشيه برد و تيم را به چالش بزرگي کشيد.
اينکه او مي گويد حاشيه را دوست دارد و اعلام مي کند که ديويد بکام هم حاشيه داشته و دارد هم در نوع خودش جالب است. برادر عزيز! ديويد بکام يک بازيکن بزرگ در منچستر يونايتد، رئال مادريد و تيم ملي انگليس بوده و در حال حاضر هم بازيکن تأثيرگذار تيم ملي کشورش است. اگر بکام بخواهد افتخاراتش را بشمارد و تو هم از افتخاراتت! بگويي، جلوي بکام از خجالت ذوب مي شوي. راستي بزرگترين افتخار ورزشي که نيکبخت به دست آورده، چيست؟
او اعلام کرده که بعضي ها مي خواهند او را مقابل هواداران قرار دهند، آقاي نيکبخت! اصلاً نيازي به اين کار نيست. اگر در بازيهاي پرسپوليس دو فصل گذشته، گوشهايت را خوب باز مي کردي، متوجه مي شدي و مي شنيدي که هواداران پرسپوليس چقدر از تو انتقاد مي کنند، اما حيف که گوش و حواست فقط به همان جايگاهي بود که دوستانت در آن حضور داشتند و تو را تشويق مي کردند.
در مورد اينکه نيکبخت گفته، خوشحال است که تاکنون يک استقلالي به او توهين نکرده هم هيچ حرفي نداريم جز اينکه نمي دانيم بعد از داربي هاي تهران نيکبخت با چه رويي تو چشم خانواده اش نگاه کرده است. شايد هم او آنقدر روي بازي تمرکز داشته که شعارهاي هواداران استقلال را نشنيده است و شايد هم شنيده، ولي... .
اما ماليات 150 - 160 ميليوني که نيکبخت منت آن را سر هواداران مي گذارد و مي گويد که به خاطر هواداران در اين باره حرفي ندارم، در نوع خودش جالب و بي نظير است. اين يک مسأله کاملاً طبيعي است. وقتي قراردادهاي چند صد ميليوني مي بندي، بايد ماليات آن را هم بدهي. در واقع نيکبخت وظيفه اش را انجام داده و معلوم نيست چرا منت آن را سر هواداران پرسپوليس مي گذارد.
دعوت شدن نيکبخت به تيم ملي توسط خودش هم خيلي جالب است. «من هم اگر سرمربي تيم ملي بودم، خودم را به تيم ملي دعوت مي کردم.» هر کسي باشد خودش را دعوت مي کند، اما بايد به درد تيم ملي بخورد يا نه، کارايي داشته باشي يا نه؟ ضمن اينکه نيکبخت شأن و حرمت پيراهن تيم ملي را نگه نداشت که خودش خوب مي داند چه مي گوييم و به همين دليل از حضور در تيم ملي ايران محروم شده است. ديگر حرفي باقي نمي ماند و مسأله کاملاً روشن است.
در پايان حرفهاي نيکبخت به اين نکته مي رسيم که او خودش را بازيکن بزرگي مي داند و اعلام کرده که فعلاً قصد خداحافظي ندارد و تا 38 سالگي بازي مي کند. نيکبخت با توجه به کدام افتخاري که به دست آورده، خودش را بازيکن بزرگي مي داند. اگر او بزرگ است، علي دايي، خداداد عزيزي، مهدي مهدوي کيا، علي کريمي، جواد نکونام، مسعود شجاعي و وحيد هاشميان پس چي هستند.
نيکبخت کدام يک از افتخارات اين بازيکنان را به دست آورده که خودش را بازيکن بزرگي مي داند. کسي که در 20 هفته به کابوس بزرگ پرسپوليس در زمين تبديل مي شود، بازيکن بزرگي است؟ اما سن بازيگري نيکبخت هم خيلي جالب است. او در 28 سالگي آنقدر سنگين و تنبل شده که در استارتها 20 متر عقب مي ماند و به خنثي ترين بازيکن پرسپوليس تبديل شده بود.
حالا حساب کنيد اگر او در 38 سالگي قرار باشد بازي کند، احتمالاً با عصا يا ويلچر وارد زمين خواهد شد. آدم خوب نيست اين قدر هم خود شيفته باشد. نامها ديگر در زمين بازي نمي کنند؛ نيکبخت هم مدتهاست که فقط نامش در ميادين فوتبال است.


