صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

بدهی‌ای که عطف به ماسبق شد!

موضوع طلب برانکو خلاف قانون نیست، بلکه یک قرارداد ساده است که در زمان دادکان شروع شده ولی جانشین بعدی او نتوانسته آن را درست به پایان برده و حقوق خود را محفوظ نگاه دارد. در همین گیرودار، رندی برانکو مزید بر موضوع شد تا بازهم سر دادکان بریده شود، چون جانشین او از اصول ساده مدیریتی بی‌خبر بود و باعث سوءاستفاده برانکو شد. تجربه سال‌های اخیر و تاکتیک پوست خربزه می‌گوید که سکوت در برابر رندی برانکو نوعی تاکتیک تخریبی برای مخدوش کردن چهره مدیریتی دادکان بود.
کد خبر: ۵۳۶۳۹
| |
1858 بازدید

فوتبال ایران به جز اینکه میدان بروز اتفاقات عجیب و غریب بوده و گاهی معجزه را هم چاشنی بخت خود می‌کند، شاهکارهای مدیریتی فوق‌العاده‌ای هم دارد که باعث شده مقامات فیفا به خوبی اسم چند باشگاه و مدیرعامل را به خاطر داشته باشند.

علیرضا مبارکی فرد در یادداشتی برای خبرآنلاین با ذکر مطلب فوق در ادامه نوشت: گذشته از این رکوردهای جذاب در بدهکاری‌های میلیاردی و شکایت‌های متعدد، به تازگی مدیران فوتبالی کارهایی می‌کنند که در نوع خود در دنیای حرفه‌ای‌ها بی‌سابقه است. ماجرای خودشیرینی و استعلام از فیفا برای نحوه برخورد با 6 بازیکن که مچ‌بند سبز داشتند و جواب سراسر تحقیرآمیز این فدراسیون جهانی یکی از نشانه‌های سواد روز متولیان امروز فدراسیون فوتبال است که تنها موجب پایین آورده شدن ارزش و جایگاه مدیریت فوتبال ایران و تبعات بد آن برای آینده ورزش کشور شده است. این موضوع را باید به ادعای جالب این فدراسیون در ربط دادن بدهی برانکو ایوانکوویچ به محمد دادکان دانست، موضوعی که در اصول مدیریتی امری خنده‌دار و بی‌ارزش است.

براساس قوانین متداول مدیریتی، بدهی یک مؤسسه حقوقی به عهده همان مؤسسه بوده و این مصداق شامل اعضای حقیقی قبلی یا برکنار شده آن نمی‌شود و مؤسسه حقوقی باید پاسخگوی موضوعات مالی و اداری باشد. این موضوع به قدری بدیهی است که می‌توان نمونه آن را در بدهی‌ باشگاه‌های فوتبال به‌خصوص دو تیم پرطرفدار هم دید. البته جز در یک مورد استثنایی در ایران که رئیس باشگاه چک شخصی خودش را داده که شامل قوانین حرفه‌ای نمی‌شود. در واقع کسر سیار یک مؤسسه حقوقی جزیی از دفترکل مالی آن مؤسسه به حساب آمده و نمی‌توان توقع داشت، وقتی مدیرعاملی با رعایت تمامی مسائل برکنار می‌شود، شخصیت حقیقی او هنوز مسئولیت اقدامات حقوقی سابق را داشته باشد. البته این موضوع بدین معنا نیست که اگر مدیری در زمان خود خلاف قانون انجام داد، از پیگیری‌های قانونی معاف است.

موضوع طلب برانکو خلاف قانون نیست، بلکه یک قرارداد ساده است که در زمان دادکان شروع شده ولی جانشین بعدی او نتوانسته آن را درست به پایان برده و حقوق خود را محفوظ نگاه دارد. در همین گیرودار، رندی برانکو مزید بر موضوع شد تا بازهم سر دادکان بریده شود، چون جانشین او از اصول ساده مدیریتی بی‌خبر بود و باعث سوءاستفاده برانکو شد. تجربه سال‌های اخیر و تاکتیک پوست خربزه می‌گوید که سکوت در برابر رندی برانکو نوعی تاکتیک تخریبی برای مخدوش کردن چهره مدیریتی دادکان بود.

این فرضیه در حالی امروز حس تئوری به خود می‌گیرد که محمد دادکان هم توان دفاعی بالایی در امور رسانه‌ای ندارد. او اگر اندکی سعه صدر و خوش‌بینی را بر فعالیت‌های خود وارد کرده و در کنار همراهان زیادش خود را از خاکریز نخست این فدراسیون دور می‌کرد و البته نگاه بسته‌ای به اهالی مطبوعات و رسانه‌ها نمی‌داشت، چه بسا امروز بهتر می‌توانست از حق طبیعی خودش دفاع کند.

کسانی که به دنبال برکناری دادکان و کنترل حس استقلال مدیریتی در این فدراسیون پرطرفدار بودند، با بررسی نقاط ضعف ارتباطی و روحیه دادکان، در مقابل زیاده‌خواهی برانکو سکوت کردند تا امروز این مربی رند بتواند از کنار اقدامات احساسی تابستان 85 کیسه‌ای پر برای خودش دست و پا کند. اگرچه بر ریاست فدراسیون فوتبال در زمان دادکان انتقادات زیادی وارد است؛ اما کتمان حقیقت و اصول مدیریتی مشکلی را از فوتبال ملی ناکام و بازمانده از جام جهانی حل نمی‌کند.

محمد دادکان در تیرماه 85 از کار برکنار شد. روزی که از این سمت کنار رفت، پوما اسپانسر تیم ملی بود و بودجه این فدراسیون چنان بود که به خاطر 8 هزار یورو جریمه اضافه بار، تیم ملی را از پرواز پیاده نمی‌کردند. چطور می‌شود که در چنین فدراسیون درآمدزایی با آن استقلال مالی، بدهی، میراث جانشین‌های بعدی و جالب اینکه مصداق عطف به ما سبق هم تلقی شود؟ از طرفی وقتی کسی تصمیم به برکناری مدیر خود می‌گیرد باید هم فکر واکنش فیفا را در ذهن داشته باشد تا فدراسیون کشور با تعلیق روبه‌رو نشود و هم باید در مورد کارهای ناتمام مدیر برکنار شده پیش‌بینی لازم را انجام دهد.

محمد دادکان بارها چه قبل از جام جهانی و چه بعد از جام جهانی تأکید ‌کرد که برانکو بابت رقمی که گرفته تا پایان جام جهانی سرمربی تیم ملی است و این موضوع را نکته ارزشمندی در آن زمان می‌دانست؛ اما مربی رند کروات در میان انتقادات آتشین آن زمان مخالفان و نتیجه‌های ضعیف تیم ملی توانست دست به بهانه‌ای زده و پرونده‌ای در فیفا باز کند که واکنش فیفا برای او 400 هزار دلار سود به همراه دارد. حال بحث متولیان امروز فوتبال ما این است که دادکان مسئول این بدهی و غرامت فیفا بوده و او باید در دادگاه تجدیدنظر حاضر شود، در حالی که وقتی دادکان را برکنار کرده‌اند، او دیگر مسئولیتی در قبال این ماجرا ندارد و به نظر می‌رسد برخی دوباره می‌خواهند با راه انداختن یک ماجرای تازه، ناکامی‌های فوتبال ایران را در این 3 سال لاپوشانی کنند.

نکته خنده‌دار اینجاست که کسی که دادکان را برکنار کرد و البته نتوانست برانکو را در پایان مدت مرخصی پس از جام جهانی به تهران بازگرداند تا به مدت باقی‌مانده قراردادش عمل کند (و به همین دلیل دبیر آن زمان فدراسیون را مأمور شکایت از برانکو کرد)، امروز رئیس برکنار شده را مسئول زیاده‌خواهی سرمربی کروات می‌داند.

این ماجرا مصداق آشکاری است از یک تصمیم عجولانه و بی‌تدبیر در برکناری محمد دادکان که هزینه‌ و تبعات آن در آینده‌ای نزدیک ‌قابل کنترل نیست. گرچه پرونده برانکو هم مانند پرونده پرسپولیس بی‌سر‌وصدا بسته می‌شود؛ اما فرار کردن مسئولان ورزش کشور از اتفاقاتی که نتیجه تدبیرشان (یا به عبارت صحیح‌تر بی‌تدبیری‌شان) بوده، نتیجه مناسبی در برد مدیریتی آنها و افکار عمومی نخواهد داشت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟