خانواده همسرم ما را تنها نميگذارند
مرد جوان وقتي ديد که خانواده همسرش از شهرستان به خانه آنها ميآيند راهي دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد.
به گزارش مردم سالاری، چندي پيش مرد جواني با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي خانواده همسرم در شهرستان زندگي ميکنند، ولي مرتب به خانه ما ميآيند و چندين شب پيش ما ميمانند.
وي افزود:من و همسرم فقط گاهي اوقات با هم تنها هستيم و در بيشتر مواقع خانواده همسرم در خانه ما هستند و با ما زندگي ميکنند.
از اينکه هر شب خسته از سرکار برگردم و با کلي مهموني سر و کله بزنم خسته شدم. از اينکه نميتوانم براي خودم مستقل و راحت زندگي کنم و هرچه ميخواهم بپوشم و هرچه ميخواهم بخورم، خسته شدم. مرد جوان ادامه داد هميشه خانه و زندگيمان شلوغ است و خانواده همسرم اصلا مراعات حال ما را نميکنند. آنها تصور ميکنند خانه دخترشان هتل است که هروقت خواستند با هرکه دلشان خواست به آنجا بيايند و هرچقدر خواستند بمانند. من ديگر نميتوانم اين وضع را تحمل کنم و تصميم به جدايي دارم. بعد از صحبتهاي اين مرد، به دستور قاضي همسرش نيز به دادگاه احضار شد.
به گزارش مردم سالاری، چندي پيش مرد جواني با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي خانواده همسرم در شهرستان زندگي ميکنند، ولي مرتب به خانه ما ميآيند و چندين شب پيش ما ميمانند.
وي افزود:من و همسرم فقط گاهي اوقات با هم تنها هستيم و در بيشتر مواقع خانواده همسرم در خانه ما هستند و با ما زندگي ميکنند.
از اينکه هر شب خسته از سرکار برگردم و با کلي مهموني سر و کله بزنم خسته شدم. از اينکه نميتوانم براي خودم مستقل و راحت زندگي کنم و هرچه ميخواهم بپوشم و هرچه ميخواهم بخورم، خسته شدم. مرد جوان ادامه داد هميشه خانه و زندگيمان شلوغ است و خانواده همسرم اصلا مراعات حال ما را نميکنند. آنها تصور ميکنند خانه دخترشان هتل است که هروقت خواستند با هرکه دلشان خواست به آنجا بيايند و هرچقدر خواستند بمانند. من ديگر نميتوانم اين وضع را تحمل کنم و تصميم به جدايي دارم. بعد از صحبتهاي اين مرد، به دستور قاضي همسرش نيز به دادگاه احضار شد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۸
انتشار یافته: ۱
