تيم اميد در مسير نااميدي
همين يكي كم بود؛ وسط بلبشوي انتخاب سرمربي تيم ملي و دعواي مربيان و بازيكنان محروم از ليگ جديد، همين كم بود كه باشگاهها هم سرناسازگاري با تيم اميد بگذارند و بگويند: «به تيم اميد بازيكن نميدهيم!» از همه بدتر اينكه دو باشگاه بزرگ و تأثيرگذار فوتبال ايران يعني فولاد خوزستان و سپاهان اصفهان پيشقراول اين قضيه هستند و تا امروز بازيكنان خود را به تيم اميد ندادهاند.
به نوشته جوان؛ سپاهان كه حالا به تركيه رفته تا اردوي آمادهسازي پيش فصل خود را سپري كند، احسان حاج صفي را در اختيار اميدها نگذاشته و فولاد هم بختيار رحماني و آرش افشه را به تيم اميد نداده است. فدراسيون فوتبال مثل هميشه و به سنت سالهاي قبل، هيچ واكنشي نسبت به اين موضوع نشان نداده است؛ البته آقاي نبي دبير كل فدراسيون فوتبال لابهلاي مصاحبهاش با يكي از خبرگزاريها گفته بود كه اين بازيكنان با محروميت مواجه ميشوند اما نبايد اين دست حرفها را چندان جدي گرفت؛ كدام بازيكن تا حالا به خاطر شركت نكردن در اردوي تيم ملي محروم شده كه احسان حاجصفي نفر دوم باشد؟!
اين حرف نبي بيشتر به يك واكنش رسانهاي شباهت دارد تا يك تهديد جدي و لابد مسؤولان سپاهان و فولاد هم مثل ما اين حرف را جدي نگرفتهاند كه همچنان بازيكنان تيم خود را به تيم اميد نميدهند.
همه اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد كه فوتبال ايران در گذشته نه چندان دور، بابت اين مشكلات، تاوان سنگيني را پرداخت كرده و قريب به 36 سال است كه روي المپيك را نديده است. فدراسيون فوتبال بايد ـ تأكيد ميكنيم بايد ـ با اين هنجارشكني مقابله كند و مقابل باشگاههاي خاطي بايستد و براي يك بار هم كه شده، تكليف اين مسأله را روشن كند كه در صورت تكرار اين اتفاقات، چه جريمه سنگيني در انتظار باشگاهها خواهد بود.
مهمترين مسأله اينجاست كه باشگاههاي ما ـ مخصوصاً فولاد و سپاهان ـ از بودجه دولتي استفاده ميكنند؛ آنها تلقي نادرستي از بازيكنان خود دارند. در واقع اين بازيكنان پيش از آنكه متعلق به باشگاه فولاد و سپاهان باشند، بچههاي ايران محسوب ميشوند.
باشگاههاي دولتي و سرمايهگذاري دولت در اين بخش حتماً با اين استدلال شكل گرفته كه بهرغم به وجود آمدن عرصه مناسب در ورزش قهرماني و فوايد اجتماعي و فرهنگي ورزش، در حوزه ملي هم فوتبال ايران از دستاوردهاي ليگ بهرهمند گردد؛ اما انگار مسؤولان دو باشگاه فولاد و سپاهان بيآنكه منافع كلان فوتبال را در نظر بگيرند، در پي آماده شدن براي ليگ جديد هستند و صرفاً منافع شخصي را مد نظر قرار دادهاند.
به هر حال چيزي بالغ بر 36 سال از ناكامي فوتبال ايران در رسيدن به المپيك ميگذرد و همواره ـ چه در دوره بگوويچ و چه زمان مايليكهن و قبلتر ـ عدم همكاري باشگاهها با تيم ملي وجود داشته و فدراسيون فوتبال هم با خاطيان مماشات كرده است.
اگر برايمان مهم نيست كه آرزوي رسيدن فوتبال به المپيك 40 ساله شود باز هم ميتوانيم در قبال باشگاهها كوتاه بياييم ولي براي يك بار هم كه شده بايد همه دست به دست هم بدهند تا بحران ناكامي در رسيدن به المپيك پايان پذيرد. در پايان بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه علاه بر اين نفرات، بازيكنان ديگري هم مد نظر غلام پيرواني هستند كه به زودي بايد به جمع اميدها اضافه شوند.
ظاهراً سرمربي تيم ملي، براي سه سهميه بزرگسال خود قصد دارد از سيد جلال حسيني، حسين كاظمي و سيد مهدي رحمتي استفاده كند. بايد ديد باشگاه استقلال و مس كرمان هم مثل فولاد و سپاهان رفتار ميكنند يا تعامل مناسبي بين آنها و تيم اميد شكل ميگيرد؛ اميدواريم حالت دوم يعني تعامل اتفاق بيفتد والا تيم اميد با رويه ديگر به قهقرا ميرود.


