کوچ مردي از مكتب تهران
بررسي جايگاه شيخ احمد مجتهدي
کد خبر: ۵۳۳۴
| | 10377 بازدید
فريد مدرسي
هنوز چند ماهي از درگذشت «ميرزاعبدالكريم حقشناس»، استاد اخلاق و از اساتيد حوزه علميه تهران نگذشته بود كه «مكتب تهران» سوگوار رحلت «شيخ احمد مجتهدي» شد. مجتهدي هم همچون «حقشناس»، بر «اخلاق نفساني» طلاب تاكيد ميكرد و زبان او برآمده از واژگان عاميانه بود. اين جايگاه پايهگذار «مدرسه حاجملا جعفر» در جهت تقويت جنبه «اخلاقمحور» حوزه علميه تهران بود و مكتب تهران را در اين قامت برافراخته مينماياند.
هنوز چند ماهي از درگذشت «ميرزاعبدالكريم حقشناس»، استاد اخلاق و از اساتيد حوزه علميه تهران نگذشته بود كه «مكتب تهران» سوگوار رحلت «شيخ احمد مجتهدي» شد. مجتهدي هم همچون «حقشناس»، بر «اخلاق نفساني» طلاب تاكيد ميكرد و زبان او برآمده از واژگان عاميانه بود. اين جايگاه پايهگذار «مدرسه حاجملا جعفر» در جهت تقويت جنبه «اخلاقمحور» حوزه علميه تهران بود و مكتب تهران را در اين قامت برافراخته مينماياند.
**** **** ****
مكتب تهران بر سه پايه اخلاقمحوري، فلسفهداني و سياستپيشگي استوار است؛ اين سهپايه در حوزههاي علميه ديگر كمتر راه دارد و «فقه» سكه رايج اين بازار است و به همين سبب روي خوشي به آنها نشان داده نميشود. صاحبان مكتب تهران يا براخلاق در حوزهها تاكيد ميكردند، يا فلسفه و علوم معقول را بر تاج مَدرسهاي خود وانهاده، يا در گوشه محافل سياست، آمدوشد را برگزيده بودند. مجتهدي و حقشناس در زمره اخلاقمداران بودند، «سيدجلالالدين آشتياني» و «سيد ابوالحسن قزويني» بر مدار فلسفه ميزيستند و «ابوالقاسم كاشاني» و «سيدحسن مدرس» مسير سياستپيشگي را در نورديدند.

اكنون با تحديد فلسفه ميان ديوارهاي علوم جديد و دانشگاه و اضمحلال اخلاقمحوري با درگذشت صاحبان اين بعد مكتب تهران، فقط سياست ميدان تكاپوي شاگردان و اساتيد مكتب تهران خواهد بود. بدينسان، اخلاق پس از «فلسفه» از مكتب تهران رخت بست كه شايد سياستورزان روحاني اين مكتب، قدرتي بيش از پيش يابند و حوزه علميه تهران را در دستان خود بفشارند.
**** **** ****
«ملامحمدعلي مجتهد» معروف به «شيخ احمد مجتهدي» در زمره اخلاقگرايان مكتب تهران بود كه به اجتهاد فقهي روي نياورد و فقط به پرورش طلاب و تدريس اخلاق در مدرسه «حاج ملاجعفر» پرداخت. در كلام و تفكر او باورهاي معنوي بر ارزشهاي فقهي ميچربيد و از «نوراني» بودن يا نبودن طلاب و مدرسان حوزه سخن ميگفت. او درباره «سيدمحمد ضياءآبادي» از مدرسين مدرسه مجتهدي گفته بود: «زماني كه اين عالم بزرگوار وارد مدرسه ما ميشود، تمام حوزه را نور فرا ميگيرد.» و حتي آنچنان به اين عالم ديني معتقد بود كه اينگونه بر مقام معنوي او تاكيد كرد: «من در وصيتنامه خود نوشتهام كه وقتي از دنيا رفتم، ايشان بايد بر جنازهام نماز بخواند.» (گلشن ابرار، جلد هفتم، صص501-500)
مجتهدي ميراثدار مكتب «شيخ محمد حسين زاهد» است كه آنچنان در مراودات علما قرار نداشت و تكيهكلام او «داداشي» بود، همانطور كه مجتهدي هم در كلاسهاي تدريس و منبرهايش از عاديترين واژگان سود ميجست. مجتهدي در برابر طلاب مدرسه خود نيز حساسيت ويژهاي داشته و نظم و انضباط در مديريت او موج ميزد. «علياكبر ناطقنوري» از شاگردان او در اينباره ميگويد: «اكبر گودرزي [رهبر گروه فرقان] ميخواست طلبه مدرسه مجتهدي شود. آقاي مجتهدي ميگفت: «وقتي گودرزي آمد كه طلبه شود، خيلي چهره زشتي داشت، ديدم نورانيت ندارد، گفتم تو به درد طلبگي نميخوري.» آقاي مجتهدي معتقد بود كسي كه ميخواهد طلبه شود، بايد چهره جذابي داشته باشد...» (ميردار، مرتضي، خاطرات حجتالاسلام و المسلمين ناطقنوري، جلد دوم، ص183)
مجتهدي ميراثدار مكتب «شيخ محمد حسين زاهد» است كه آنچنان در مراودات علما قرار نداشت و تكيهكلام او «داداشي» بود، همانطور كه مجتهدي هم در كلاسهاي تدريس و منبرهايش از عاديترين واژگان سود ميجست. مجتهدي در برابر طلاب مدرسه خود نيز حساسيت ويژهاي داشته و نظم و انضباط در مديريت او موج ميزد. «علياكبر ناطقنوري» از شاگردان او در اينباره ميگويد: «اكبر گودرزي [رهبر گروه فرقان] ميخواست طلبه مدرسه مجتهدي شود. آقاي مجتهدي ميگفت: «وقتي گودرزي آمد كه طلبه شود، خيلي چهره زشتي داشت، ديدم نورانيت ندارد، گفتم تو به درد طلبگي نميخوري.» آقاي مجتهدي معتقد بود كسي كه ميخواهد طلبه شود، بايد چهره جذابي داشته باشد...» (ميردار، مرتضي، خاطرات حجتالاسلام و المسلمين ناطقنوري، جلد دوم، ص183)

مجتهدي در سياست هم وارد نشد؛ اگرچه شاگردانش همچون «ناطقنوري»، «محتشميپور»، «كمال خرازي»، «مصطفي چمران»، «حسن غفوريفرد» و... با رنگ و لعابي متفاوت در عرصه سياست رخنمايي كردند. او حتي در نهضت ملي شدن صنعت نفت هم به منزل «ابوالقاسم كاشاني» نميرفت؛ چرا كه «رفت و آمد ما به آنجا [منزل كاشاني] ممكن بود مشكلاتي را ايجاد بكند، چون دستگاه انتظامي و ساواك به رفت و آمدهاي منزل ايشان حساس بودند.» (ماهنامه شاهد ياران، شماره 16، اسفند 85، ص17)
در جريان مبارزات انقلابي نيز جز يك بيانيه علماي تهراني در يكم آذر 41، در اعتراض به لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي (دواني، علي، نهضت روحانيون ايران، صص 138-135)، نام مجتهدي پاي هيچ بيانيهاي با امضاي روحانيون انقلابي ديده نميشد و سخني اعتراضي از او شنيده نشد. همچنين اگرچه، او پس از انقلاب، اين روال سياستگريزي را پيشه كرد، اما اين منش را اينگونه در ايام جنگ ايران- عراق ترسيم كرد: «حوزه علميه همچون كارخانه مهماتسازي است و عمامه هر طلبه در برابر دشمنان به منزله يك تانك است و در زمان جنگ كارخانههاي مهماتسازي تعطيل نميشود؛ از اينرو در كنار اعزام نيرو به جبههها، كلاسهاي درس ايشان هم در طول هشت سال دفاع مقدس داير بود.»(گفتوگوي خبرگزاري رسا با مهدي رامشك، مدير اسبق مدرسه مجتهدي) اينگونه بود كه اخلاقمدار مكتب تهران رفت تا شايد اين بار سياست به تنهايي بر تارك حوزههاي علميه تهران بدرخشد.
در جريان مبارزات انقلابي نيز جز يك بيانيه علماي تهراني در يكم آذر 41، در اعتراض به لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي (دواني، علي، نهضت روحانيون ايران، صص 138-135)، نام مجتهدي پاي هيچ بيانيهاي با امضاي روحانيون انقلابي ديده نميشد و سخني اعتراضي از او شنيده نشد. همچنين اگرچه، او پس از انقلاب، اين روال سياستگريزي را پيشه كرد، اما اين منش را اينگونه در ايام جنگ ايران- عراق ترسيم كرد: «حوزه علميه همچون كارخانه مهماتسازي است و عمامه هر طلبه در برابر دشمنان به منزله يك تانك است و در زمان جنگ كارخانههاي مهماتسازي تعطيل نميشود؛ از اينرو در كنار اعزام نيرو به جبههها، كلاسهاي درس ايشان هم در طول هشت سال دفاع مقدس داير بود.»(گفتوگوي خبرگزاري رسا با مهدي رامشك، مدير اسبق مدرسه مجتهدي) اينگونه بود كه اخلاقمدار مكتب تهران رفت تا شايد اين بار سياست به تنهايي بر تارك حوزههاي علميه تهران بدرخشد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
به نظر مي رسد نويسنده محترم تمام تلاش خود را براي پايان يافتن عمر حوزه علميه تهران به كار بسته اند و كوشيده اند تا با ادبياتي متفاوت اما انديشه اي سكولار ادامه حوزه علميه تهران را حوزه اي صرفا سياسي و قدرت طلب نشان دهد كه با ارتحال اساتيد معظمي چون آيت الله حق شناس و حجت الاسلام مجتهدي و مرحوم آشتياني و قزويني در مسير سياست ورزي ممحض گرديده است .
جالب اين جاست كه ايشان با تفكيك سه محور اساسي علوم و معارف اسلامي كه محتواي اساسي آموزه هاي حوزه را در بر مي گيرد يعني فلسفه اخلاق و سياست مي كوشد تا هر يك را جداي از ديگري نشان دهد .
گويا ايشان امثال آيت الله آقا مجتبي تهراني را عمدا يا سهوا ناديده انگاشته اند . بزرگاني كه هم اهل معقول اند و هم در حوزه اخلاق از بزرگترين مربيان حوزه علميه محسوب مي گردند و هم سياست را چيزي مجزاي از دو عنوان ديگر نمي بينند .
...
استاد مجتهدي گر چه در برنامه هاي سياسي حضور پر رنگي نداشتند اما به شهادت هشت سال شاگردي در محضر پر بركتشان از زمره كساني هم نبود كه سياست را جداي از حوزه اسلام و پرداختن به امور سياسي را خارج از وظايف روحانيت ببيند .
تعداد قابل توجه شهداي مدرسه او و حضور پر رنگ فرزندان رجال سياسي كشور خود نشان از سياسي بودن حوزه او دارد .
سيد محمد حسن مخبر از شاگردان حجت الاسلام مجتهدي
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



