صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
به بهانه واگذاري تيم‌هاي پايتخت به شهرستان‌ها

شناسنامه‌شان مخدوش شد

پاس كجاست؟ نماد سازندگي فوتبال ايران امروز تيمي شده است مانند برق در شيراز يا پيام در مشهد و پگاه در گيلان. هرچند معني سقوط را نچشيده، ولي نه آن ابهت سابق را براي جنگيدن در راه قهرماني مي‌بيند و نه جدا از تيم‌هايي است كه بازيكني جديد را در خود پرورش مي‌دهد. شناسنامه پاس در تهران تغيير كرد. همين نمونه آشكار را مي‌توان در مورد صباي قم ديد.
کد خبر: ۵۲۸۸۹
| |
1770 بازدید

با يك پرسش آغاز مي‌كنيم. آيا خانواده‌اي كه هرگز بچه‌دار نمي‌شوند مي‌توانند ناگهان مردي 40 ساله را به فرزندي قبول كنند و او را عاشقانه در آغوش بكشند، ببوسند و به او مانند فرزند خود عشق بورزند؟ اين يك مقدمه بي‌ربط است!

به نوشته جام جم؛ بذل و بخشش تيم‌هاي باشگاهي پايتخت به شهرستان‌هايي كه مردمش از داشتن تيمي براي هواداري و تماشاي بازي‌هاي ليگ در آن محروم بودند، از ابتداي امر بي‌برنامه و بدون هيچ پايه‌اي بود. كسي نمي‌دانست در پس اين انتقالات قرار است چه هدفي به نتيجه برسد. اين كه صرفا تيم‌هاي فوتبال تهراني مانند پاس، پيكان، صباباتري و حتي راه‌آهن و استيل‌آذين از تهران نقل مكان كنند و به شهرستاني ديگر برسند، چه اتفاق بزرگي در ورزش و فوتبال ايران ثبت مي‌شود.

به پاس نگاهي بيندازيد. باشگاهي برخاسته از محله غربي تهران كه مانند راه‌آهن شخصيتي سازنده در فوتبال ايران داشت، از حسن حبيبي تا جواد نكونام. از همايون شاهرخي تا وحيد هاشميان. پاس در عين بي‌هواداري و انزوايش ميان قطب‌هاي پايتخت، ماهيت و وجهه‌اي قابل احترام را براي خود مهيا مي‌كرد. بودجه باشگاه در راه خريد ستاره‌ها خرج نمي‌شد يا حتي اگر در مقاطعي خاص از زمان پاي ستاره‌ها به زمين اكباتان مي‌رسيد هم سازندگي از شناسنامه اين تيم جدا نمي‌شد. پاس هوادار نداشت، اما چه كسي از ياد برده است كه همين باشگاه بهترين ستاره‌ها را راهي قطب‌هاي فوتبال ايران كرد؟ و البته امروز كه به بقاياي همين تيم در همدان نگاهي مي‌اندازيم، شباهتي با آنچه از پاس در يادها داشتيم نمي‌بينيم.

پاس كجاست؟ نماد سازندگي فوتبال ايران امروز تيمي شده است مانند برق در شيراز يا پيام در مشهد و پگاه در گيلان. هرچند معني سقوط را نچشيده، ولي نه آن ابهت سابق را براي جنگيدن در راه قهرماني مي‌بيند و نه جدا از تيم‌هايي است كه بازيكني جديد را در خود پرورش مي‌دهد. شناسنامه پاس در تهران تغيير كرد. همين نمونه آشكار را مي‌توان در مورد صباي قم ديد.

صبا با بهانه ولخرجي از اموال دولتي به قم رفت و اما باز هم از بودجه استانداري ارتزاق كرد. صباباتري كه داشت در فوتبال ايران نمونه‌اي مي‌شد از نماد سرمايه‌داري در ورزش و اجراكننده الگوي اروپايي مديريت فوتبال، فصلي كسالت‌بار و توام با بحران‌هاي مالي را پشت سر گذاشت.

آيا دقت كرديم كه صبا منهاي بازي‌هاي مستقيم با استقلال و پرسپوليس، در هيچ مسابقه‌اي بيش از 4 هزار تماشاگر را به ورزشگاه اختصاصي خود نكشيد؟ در مورد پيكان چه توجيهي وجود دارد؟ حضور اين تيم در قزوين چه كمكي به فوتبال قزوين كرد؟ كدام نوجوان قزويني راهي براي ورود به پروسه استعداديابي تنها نماينده شهر خود ديد؟ آيا اصلا چنين پروسه‌اي در اين تيم يا تيم‌هاي منتقل شده ديگر وجود داشت؟

هيچ انديشه و دورنمايي در اين انتقال‌هاي عجولانه نمي‌بينيم. تنها استدلالي كه مي‌توانست خوشي زودگذر و آني را به شهروندان ميزبان تيم‌هاي منتقل شده ببخشد، همين جمله بود: «جوانان اين شهرها چه گناهي كرده‌اند كه تيم فوتبال ندارند؟» و البته بايد پرسيد كدام جوان در قزوين و همدان و شهرري، احساس تملك مطلقي در مورد تيم‌هاي نوظهور خود دارند؟ آيا باشگاه‌ها تكليفي را براي خود ديده‌اند كه بجز در روز بازي و روي سكوها با هواداران و جوانان شهرهاي خود همراه شوند؟ آيا پاس همان سياست استعداديابي را در همدان ادامه داد؟ بي‌ترديد پاسخ اين پرسش منفي است. پاس تفكرش را در تهران گذاشت و به همدان رفت. اين همان كمبود و خلائي است كه هر جوان همداني در مقابل هديه نامتعارف خود مي‌بيند!

فرياد نداري صبا يك سال به هوا رفت و با وعده‌هاي مديران استانداري و تربيت بدني خاموش ماند. همداني‌ها حالا پاس را فقط در حال تلاش براي بقا مي‌بينند و پيكان در بلاتكليفي و فضايي برزخي زندگي مي‌كند. تمام ماهيت تيم‌هاي بذل شده از بين رفته است و ما امروز نمي‌دانيم در اين فوتبال مصرفي قرار است كدام تيم آستين‌هاي سازندگي را بالا بزند؟ اين كه يك ملوان و يك مقاومت با اين شخصيت در ليگي 18 تيمي باقي بمانند ما را به نقطه‌اي مي‌رساند كه يا بايد در تيم‌هايمان بازيكنان بالاي 40 سال را به تماشا بنشينيم يا صرفا به واردات بازيكن روي آوريم.

اما سازندگي، امري في‌البداهه نيست. نمي‌توان باشگاهي را وادار كرد شخصيتي جديد بگيرد. استقلال به ليگ 3 رفت و محبوبيت و مقبوليت خود را در جامعه از دست نداد. پرسپوليس سال‌ها در جنگ‌هاي داخلي مديرانش سوخت و اما باز هم همان نام گذشته را با هوادارانش حفظ كرد.

سايپا گربه سياه تيم‌هاي بالانشين ماند، هرچند بارها تا مرز سقوط رفت و گاهي هم قهرمان شد. ملوان سازندگي را در خون خود مي‌بيند و سپاهان همواره بومي‌گرايي را با تجملات آميخته است.

مي‌توان سازندگي را از ملوان گرفت، اما هرگز نمي‌توان محبوبيت چند ده ميليوني را به پيام بخشيد! تا امروز مي‌توان با قاطعيت گفت طرح واگذاري باشگاه‌هاي تهراني به شهرستان‌ها (كه جانشين كار زيربنايي در شهرهاي ديگر شد) با ناكامي روبه‌رو شده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟