صفحه خبر لوگوبالا تابناک
رؤياهاى شيرين، واقعيت هاى تلخ

آرزوى داشتن امكانات حرفه اى

فوتبال ما سال ها در آرزوى حرفه اى شدن بود اما بعد از مثلاً حرفه اى شدن هم به آنچه از فوتبال مى خواستيم نرسيديم. شايد حرفه اى نشدن امكانات فوتبال كه دليل عمده آن عملى نشدن قول هاى مديران در كارهاى زيرساختى است، اصلى ترين دليل ترديدمان در حرفه اى شدن فوتبالمان باشد.
کد خبر: ۵۲۶۱۰
| |
1491 بازدید
حرف، حرف و فقط حرف. فقط حرف مى زنيم. تو حرف زدن و وعده دادن استاديم و انصافاً كسى هم به گرد پايمان نمى رسد. اما وقت عمل كه مى شود ... چه بگويم كه نگفته پيداست!

به نوشته جوان؛ تا حالا پاى حرف مديران عامل باشگاه هاى فوتبال نشسته ايد؟ نه، خدايى نشسته ايد؟ مخصوصاً اولين حرف هايشان. وقتى هنوز مهر حكمى كه گرفته اند خشك نشده با آى حرف هاى قشنگ مى زنند، آى ايده هاى فوق العاده دارند، آى ... گاهى فكر مى كنيم او راه حل تمام مشكلات را مى داند و نيامده اين تيم را به گلستان رؤيايى تبديل مى كند. اما همين كه مهر حكمش خشك شد، حرف هايش را فراموش كرده و راهى را مى رودكه ديگران تا قبل از آمدن او مى رفتند. انگار نه انگار هم كه قولى داده يا حرفى زده!

فوتبال ما چند سالى است كه حرفه اى شده! چه خوب! اما نه، فوتبالمان حرفه اى نشده، بلكه رقم قراردادهاى بازيكنان و مربيانمان است كه حرفه اى شده! مى گويد نه، نگاهى به امكاناتمان بيندازيد!

پرسپوليس و استقلال كه هر سال براى پيدا كردن زمين تمرين گريه مى كنند و گاهى وسط فصل صاحب زمين آنها را بيرون كرده و قفلى بزرگ به در ورودى زمينش مى زند. البته منظورم از زمين تمرين زمينى نيست كه فقط بتوان در آن دو ساعت تمرين كرد. زمينى است كه بتوان در آن تمرين و بازى كرد. شايد پيكان تنها تيمى بود كه چنين زمينى داشت (قبل از انتقال به قزوين).

هميشه از اعراب و فوتبال آنها و حتى نحوه پول خرج كردنشان ايراد مى گيريم اما نمى گوييم اگر تيمى مثل السعد قطر فلان رقم نجومى را براى خريد فلان بازيكن مى پردازد، مجموعه اى كامل و حرفه اى هم دارد. مجموعه اى با ۴ زمين تمرين مجهز و يك زمين مجهزتر براى برگزارى بازى هايش. اما ما چه داريم؟ هيچ. مس با آن همه دبدبه و كبكبه كجا تمرين مى كند، كجا بازى؟

سپاهان حالا يك سرى تلاش هايى مى كند اما هنوز نتوانسته موفق شود و امكاناتش را در حد يك باشگاه واقعاً حرفه اى تجهيز كند. پرسپوليسى ها و استقلالى ها هم كه فقط حرف مى زنند و قول مى دهند. البته سالى يكبار هم كلنگ مى زنند، اما فقط كلنگ مى زنند و ديگر هيچ. اين كلنگ مى ماند تا سال بعد كه با روبان تزيين شده، بار ديگر بر فرق زمين باير و بى نوا كوبيده شود.

مديران مدعى فوتبال ما هر سال ميلياردها تومان خرج خريد بازيكنانى كه دلال ها به آنها قالب مى كنند و نيمى از آنها آخر فصل بلااستفاده اند مى كنند، اما حاضر نيستند تا نيمى از اين پول هايى كه حيف و ميل مى شود را خرج كارهاى زيرساختى كنند تا يك باشگاه بعد از حداقل 30-20 سال فعاليت، يك زمين تمرين اختصاصى و با حداقل امكانات داشته باشد. پرسپوليس سال هاست كه قرار است ورزشگاهى مجهزتر از ورزشگاه هاى اروپايى بسازد. استقلال هم همين طور اما هواداران هر دو تيم تا به امروز موفق نشده اند. از پله هاى ورزشگاه هاى رؤيايى كه مديران آنها برايشان ترسيم كرده اند، بالا بروند.

فوتبال ما سال ها در آرزوى حرفه اى شدن بود اما بعد از مثلاً حرفه اى شدن هم به آنچه از فوتبال مى خواستيم نرسيديم. شايد حرفه اى نشدن امكانات فوتبال كه دليل عمده آن عملى نشدن قول هاى مديران در كارهاى زيرساختى است، اصلى ترين دليل ترديدمان در حرفه اى شدن فوتبالمان باشد.

عملى نشدن قول باعث مى شود در فصل نقل و انتقالات وقتى مديران تيم ها با مربيان خارجى پاى ميز مذاكره مى نشينند و اين مربيان شرط كار را داشتن امكانات حرفه اى عنوان مى كنند، مديران، سكوت اختيار كرده و يا با خجالت سر به زير بيندازند.

اما اين سكوت ناشى از شرمسارى خيلى زود به دست فراموشى سپرده مى شود. چرا كه اگر غير از اين بود تاكنون حداقل نيمى از آنها به خود آمده و اقدام به عملى كردن قول هايشان در كارهاى زيرساختى مى كردند و در نتيجه حداقل چند ورزشگاه خوب داشتيم يا اگر هم نداشتيم چند ورزشگاه و زمين در دست ساخت داشتيم!

اما انگار ما هم به شنيدن اين وعده هاى زيبا و فراموش كردن آن عادت كرده ايم...!
اشتراک گذاری
گزارش خطا
وب گردی