کادویی از خداوند کاتالونیا
یکسال پیش در چنین روزهایی عامل 90 درصدی موفقیتهای بارسلونا ارتقای درجه یافت اما هیچکس دعای خیری بدرقه راهش نکرد. آخر کوچکتر از آنی به نظر میرسید که در دعاهای مردم کاتالونیا جایی داشته باشد!
به نوشته خراسان و به نقل از سایت بارسلونا؛ ماجرای عاشقانه 17 ژوئن 2008 در «پاریس رم» ورزشگاه نوکمپ آغاز شد؛ جایی که تکسیکی بگیریستاین و خوان لاپورتا در کمال تعجب سرمربی تیم جوانان باشگاه را به عنوان جانشین فرانک ریکارد معرفی کردند.
واقعا هیچکس روی موفقیت پپ شرط نمیبست اما کاپیتان سابق آبیواناریها کلمات را معنا کرد و جامها را به نوکمپ آورد. تحلیل جملههای او در اولین کنفرانس مطبوعاتی آن هم پس از 365 روز نشاندهنده راه بارساست.
***
کاملا آمادهام. در غیر این صورت اصلا روی نیمکت بارسلونا نمینشستم.
... و همین آمادگی باعث شد پپ در اولین فصل تجربه مربیگری در یک تیم بزرگ بهترین عملکرد ممکن را رقم بزند. شاید هم ذهنیت قوی به یادگار مانده از دوران بازی، کمبود تجربه را پوشش داد. گواردیولا خیلی راحت به فلسفه خاص خود عینیت بخشید و به زبان ساده، اشتیاق را معنا کرد. صمیمیت موجود بین او و بازیکنان، اعتقاد راسخ ستارهها به مربی تیمشان را در پی داشت. اینگونه هیچ درخواستی بیجواب باقی نماند.
به کار سخت، قدرت و نبوغ اعتقاد دارم.
گواردیولا یکسال قبل در جام خوان گامپر خواسته اصلیاش را با بازیکنان درمیان گذاشت: «اگر اشتباه کنید، شما را میبخشم اما چنانچه دوباره در مسیر انحراف گام بردارید، دیگر گذشتی در کار نخواهد بود.» این اظهارات روحیه شکستناپذیری در اطراف کمپ بارسا بهوجود آورد و در چنین شرایطی بارسا سراسر فصل حتی در لحظههای برتری بر رقیبان هم بازی تهاجمی را فراموش نکرد. بازگشتهای جادویی تیم را نیز فراموش نکنید.
عمیقا اعتقاد دارم تیم فعلی جایی برای بهانهجویی باقی نگذاشته است.
گواردیولا تقریبا در تمام کنفرانسهای مطبوعاتی فصل گذشته از روحیه تیمی بارسا تمجید میکرد. او راست میگفت. هیچ استعداد جوانی دور از لاماسیا (آکادمی بارسا) به بلوغ نمیرسید. 9 تن از 32 بازیکن مورد استفاده در نخستین سال حکومت گواردیولا، طی اولین فصل حضور ثابت، بهترین بازیهای ممکن را به نمایش گذاشتند.
به تنهایی کاری از پیش نمیبرم. به کمک مردمم احتیاج دارم.
گواردیولا هیچیک از دستاوردهای تیم را به نام خود ننوشت؛ آنچه منطبق با روحیه جمعی او بود. کلمه «اتحاد» ورد زبان مربی قهرمان اروپا شد و در چنین شرایطی از تقسیم وظایف بین تیم مربیگری گرفته تا عدم وجود تبعیض در جمع بازیکنان، عدالت و روحیه جمعی کاملا به چشم میخورد.
ناممکنها را ممکن میکنیم. این کار، سخت اما شدنی است. به جلو مینگرم؛ همیشه و در همه حال.
شکست و تساوی در 2 بازی ابتدایی فصل، اتحاد تیمی را افزایش داد و در چنین شرایطی حتی مصدومیت کلیدیترین بازیکنان هم مانع رقم خوردن یک سهگانه تاریخی نشد.
دوست دارم جامهایم را بشمارم اما اگر از هماکنون در رویاها غرق شوم، نهایتا بازنده خواهم شد و شکست بزرگی نصیب میبرم.
گواردیولا در دقایق و روزهای برتری واضح بارسلونا هیچ موفقیتی را قطعی نپنداشت و با همان تواضع همیشگی ترجیح داد در زمین فوتبال حرف اول و آخر را بزند. پپ بیاهمیتترین بازیها را یک فینال میدانست و همیشه چنین درخواستی داشت؛ جو زده نشوید!
شما یک تیم فلسفی و دارای شناسنامه را خواهید دید.
پپ یک تیم بینهایت تهاجمی را در معرض دید عموم قرارداد. او راه دیگری نمیشناخت و عملا مفاهیمی مانند «یک مهاجم میتواند بهترین مدافع تیمش باشد» را به سخره گرفت. برای گواردیولا مهاجم یعنی گلزن و فوتبال یعنی تهاجم و گل.


