گفتگوي مجله فيفا با اسطوره مربیگری فوتبال ايتاليا:

هيچوقت نفهميدم در مغز مارادونا چه مي گذرد

کد خبر: ۵۲۲۷۰۴
| |
3284 بازدید
ساچی هنوز هم دغدغه فوتبال را همراه خودش دارد. مجله هفتگی فیفا مصاحبه‌ای جذاب با این مرد بزرگ فوتبال ایتالیا انجام داده که آن را درآن رابا هم می‌خوانیم.

 شاید انتخاب "آریگو ساچی" به عنوان سرمربی میلان در سال ۱۹۸۷ آغازگر یک انقلاب در فوتبال بود. راهی که در ‌‌نهایت باعث تبدیلِ میلانِ ساچی به یکی از بهترین تیم‌های‌های تاریخ فوتبال شد.

"ساچی" در سال ۱۹۴۶ به دنیا آمد. او یک فوتبالیست آماتور بود و بعد از آویزان کردن کفش‌هایش، سراغ مربیگری رفت. سال ۱۹۸۷ و در حالی که چهره شناخته شده‌ای نبود، از سوی سیلویو برلوسکونی به عنوان سرمربی میلان انتخاب شد و راهی پر از موفقیت را آغاز کرد. ساچی در این‌باره می‌گوید:«قطعا میلان و برلوسکونی، مهم‌ترین عوامل موفقیت من بوده‌اند.»

ساچی امروز به ۶۹سالگی رسیده و هنوز هم دغدغه فوتبال را همراه خودش دارد. او نگران وضعیت میلان است اما اعتقاد دارد این تیم به دوران پرشکوه خود باز خواهد گشت. مجله هفتگی فیفا مصاحبه‌ای جذاب با این مرد بزرگ فوتبال ایتالیا انجام داده که آن را می‌خوانید:

- آریگو! تو اول آوریل امسال ۷۰ ساله می‌شود. برایمان بگو در این سن و سال، یک روز معمولی‌ات را چطور سپری می‌کنی؟

خب وقتی از خواب بیدار می‌شوم، برای حفظ سلامتی‌ام کمی نرمش می‌کنم. بعد از آن صبحانه می‌خورم و نگاهی به روزنامه‌ها می‌اندازم. گاهی هم با دوچرخه به سمت کوهستان‌های اطراف می‌روم. بعد از ناهار به تعدادی از کارهای شخصی‌ام رسیدگی می‌کنم. از تلوزیون مسابقات فوتبال را تماشا می‌کنم. کم پیش می‌آید که به استادیوم بروم. گاهی هم از طرف شبکه‌های تلوزیونی برای تفسیر مسابقات دعوت می‌شوم. اگر برنامه‌ای برای فوتبال نداشته باشم، شب‌ها با همسرم برای شام یا تئا‌تر بیرون می‌رویم.

- شما همیشه به هنر علاقه زیادی داشته‌اید.

بله؛ از نظر من فوتبال خیلی زیاد شبیه هنر است. ساختن مجموعه‌ای با بیشتر از۲۰ نفر و ارائه نمایش‌های دلپذیر و زیبا در طول مدت‌های طولانی، قطعا هنر است. شادی‌ها و غم‌های فوتبال هم مثل یک درام واقعی است؛ پس من فوتبال را از هنر جدا نمی‌دانم.

- فوتبال امروز نسبت به زمانی که شما مربی بودید، تغییر کرده است؟

قطعا؛ همه‌چیز زندگی در حال تغییر است. مهم‌ترین مساله این است که همیشه سعی کنید رو به جلو رشد کنید. ما در یک جامعه جهانی بزرگ زندگی می‌کنیم که فوتبال یکی از بزرگترین پدیده‌های آن است؛ پس با تغییر عمومی جامعه، فوتبال نیز تغییر کرده است. بازی‌های امروز بسیار سریع‌تر از گذشته است. در واقع شما اگر در فوتبال امروز سریع نباشید، جایی در آن نخواهید داست

- این روزها بازیکنان ایتالیایی زیادی خارج از این کشور حضور ندارد. بالوتلی در لیورپول نیمکت‌نشین است. همینطور ایموبیله در دورتموند. چرچی هم بعد از دوره‌ای ناموفق به میلان بازگشت. نظر شما در این باره چست؟

این اتفاق نشان‌دهنده وضع کنونی فوتبال ماست. شما به ۱۰ سال گذشته نگاه کنید. تیم‌های ایتالیایی همیشه در حال جنگیدن در بالا‌ترین سطح برای قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا بودند اما در حال حاضر ما پایین‌تر از آلمان، اسپانیا و انگلیس هستیم. البته می‌توانیم وضعیت‌مان را بهتر کنیم اما اول باید سعی کنیم بیشتر از این، عقب گرد و افت نداشته باشیم.

- شما همیشه به ساختار تیمی منسجم اعتقاد داشته‌اید. درست است؟

کاملا؛ من همیشه دوست داشتم تیمی متحد و یکدست داشته باشم. بیشتر سعی می‌کردم بازیکنانی را جذب کنم که در اختیار تیم باشند تا منحصر به توانایی‌های تکنیکی خودشان. در تمرینات هم همیشه سعی می‌کردم این موضوع را به بازیکنانم القا کنم که فوتبال، یک ورزش گروهی با روح جمعی است.

- پس با این عقیده، نظر شما درباره بازیکنانی مثل رونالدو و مسی چیست؟

هردویشان بازیکنان بی‌نظیری هستند. اگر بخواهم تشبیه کنم، می‌توانم بگویم آنها مانند یک ساز خوش‌صدا هستند اما خود این ساز بخشی از یک ارکستر بزرگ است. رونالدو و مسی قطعا بخش بزرگی از هنرنمایی‌های خود را مدیون بازی درخشان و حمایت‌های سایر بازیکنان تیم‌های خود هستند. تیم‌هایی که این دو نفر در آن‌ها بازی می‌کنند، مثل یک ارکستر بسیار باشکوه و بزرگ هستند و این بازیکنان در نقش نوازندگان اصلی ظاهر می شوند اما مطمئن باشید بدون سازهای دیگر، شنیدن صدای سازهای اصلی هم چندان دلچسب نخواهد بود. گاهی ممکن است بازیکنی استعداد زیادی داشته باشد اما به دلیل هماهنگ نشدن با بقیه، استعدادش بروز نخواهد کرد.

- مثلا؟
ماریو بالوتلی. او یک فوتبالیست است اما یک بازیکن نیست. بسیار کم در اختیار تیم است و بیشتر به خودش متکی است؛ از نظر من همین موضوع بزرگ‌ترین ایراد اوست.

- مارادونا چطور ؟

او بسیار با استعداد بود. باید اعتراف کنم تنها بازیکنی بود که وقتی در دیدارهای میلان و ناپولی مقابل ما قرار می‌گرفت، دوست داشتم مربیش باشم هرگز نمی شد فهمید وحدس زد درسرش چه می گذرد.
اشتراک گذاری
گزارش خطا
وب گردی