به ياد وعده هاي قطبي
براي ديدن و يا راحت تر بگوييم عملي شدن وعده هاي شفاهي افشين قطبي بي تابي ميكنيم. اين بي تابي محصول گرما و هيجاني است كه از بابت آخرين فرصت ايران براي صعود و رسيدن به جام جهاني در وجود هر ايراني شكل گرفته است. همين امروز و ميان هياهوي اميد و بيم صعود، به ياد وعده هاي افشين قطبي ميافتيم. مردي كه مدعي بود ميتواند با شناخت كامل خود از فوتبال كره جنوبي، راه ايران را براي صعود هموارتر سازد.
به نوشته خراسان؛ آيا ميتوان وعده هاي قطبي را از ياد برد؟نام افشين قطبي را اولین بار لابلاي اخبار جام جهاني 2002 شنيديم. آناليزور گاس هيدينك در جام جهاني از همان روزها زندگياش را در قلب فوتبال كره جنوبي آغاز كرد و بعدها با وربيك و ادوكات به درجه هايي بالاتر رسيد.
خيلي راحت ميتوان فهميد زندگي چندين و چند ساله اين مربي در فوتبال كره او را به چه ميزان از شناخت از اين تيم رسانده است. به خصوص وقتي امروز ميبينيم سرمربي كنوني تيم ملي كره جنوبي خود زماني دستيار ادوكات و همنشين قطبي بوده است. تمامياين اوصاف كافي است تا بخواهيم وارد خطوط و رموز فكري افشين قطبي شويم.
او با سرعت تيم ملي كره جنوبي چه خواهد كرد؟ قطبي كه در دو بازي گذشته نشان داده بود مهمترين ضعف تيماش در سرعت خلاصه ميشود حالا با تيميروبهرو خواهد شد كه سرآمد تيم هاي آسيايي در دو فاز سرعتي است.
هم سرعت انتقال تيمي(در فازهاي دفاعي، هجومي،انتقال توپ و انتقال وضعيت بازي) و همچنين سرعت فردي! افشين قطبي ميداند همين سرعت بالاي كرهايها در اين دو فاز ميتواند بلايي باشد براي تيميكه در ضد حملات شكننده است.
افشين قطبي در دل فوتبال كره زندگي كرده است. براي همين ساعاتي قبل از حركت به سوي كره جنوبي بازيكنان خود را جمع ميكند و به آنها چنين ميگويد: «تصور نكنيد چون مرا ميشناسند به ما راه ميدهند...» و البته او با درست ترين اشاره، بازيكنان خود را به ياد جو وحشتناكي مياندازد كه حتي در بازي هاي تشريفاتي بر ورزشگاه سئول حاكم خواهد شد.
قطبي با اين پيش زمينه فكري چه برنامه اي براي نجات روح تيم اش در 20 دقيقه اول بازي دارد؟ آيا ميتواند تيم خود را از زير بمباران هواداران كره اي رهايي بخشد؟معماها يكي يكي در ذهنمان به صف ميشوند. ميتوانيم مهمترين اميد زميني مان را افشين قطبي بدانيم و به او چشم بدوزيم.
آيا وعدههاي قطبي از يادمان خواهد رفت؟ افشين تا مرز اسطوره شدن تنها چند قدم فاصله دارد، هرچند او به اين تجربه بزرگ رسيده كه فاصله ميان عشق عموميو نفرت در فوتبال ايران به اندازه يك تار مو است.او روي تار مويي بند بازي ميكند... آيا به سلامت عبور خواهد كرد؟


