آرمادا با ورژن جدید
تابستان گذشته بود که به عنوان یک وابسته خبری آماتور کارم را با این سایت آغاز کردم، با پوشش دادن حضور اسپانیا در یورو 2004. یکی از نخستین نوشتههایم برای Soccernet.com چنین عنوانی داشت: «دردناکترین شکستهای اسپانیا».
به نوشته وطن امروز و به نقل از ساکرنت؛ آن مقاله پنج مورد از دلخراشترین شکستهای تاریخ فوتبال ما در عرصه بینالمللی را شامل میشد. مانند تجربه اسپانیاییهایی مثل من که بسیار جوانتر از آن هستند تا قهرمانی در جام ملتهای اروپای 1964 را به یاد آورند، طعم تلخ آن شکستها را هم امروز در دوران کامیابی تیم ملی اسپانیا کسی به یاد ندارد.
یک سال، یک قهرمانی یورو و 32 مسابقه بدون شکست. حالا تمام آن شکستهای ملی تنها کابوسی شبانه در دوردست هستند و بس. حالا ما با تیمهایی طرف هستیم که بازیکنانشان طوری با ملیپوشان ما عکس یادگاری میاندازند که انگار آنها ستارگان عالم موسیقی هستند. مثل آذربایجانیها که پنجشنبهشب گذشته پس از دیدار دوستانهشان با اسپانیا چنین کردند. ویسنته دلبوسکه سرمربی ما حالا خیلی رک میگوید: «هدف ما بردن هر مسابقه است». آیا این تغییری مثبت است؟
آیا ما همین بالا میمانیم؟ آیا بالاخره از شر عنوان ناخوشایند «آرمادا» که رویمان مانده خلاص خواهیم شد؟ اسپانیا امروز رسما حضورش در جام کنفدراسیونها را اعلام میکند، این تورنمنت نشان میدهد که آیا اسپانیای یورو 2008 فقط شکل جدیدتری از یونان یورو 2004 بوده است یا اینکه ما واقعا فرمول پیروزی خاص خودمان را کشف کردهایم؟
هرچند اسپانیا در مرحله گروهی بازیها محکی جدی نخواهد خورد. بازی افتتاحیهمان در مقابل قهرمان اقیانوسیه، یعنی نیوزیلند است و رقبای آتیمان عراق و سرانجام میزبان بازیها آفریقای جنوبی خواهند بود که با وجود همه احترامات لازم آسانترین گروه مرحله مقدماتی هر رقابت بینالمللی فوتبال که تاکنون برگزار شدهاند را شکل میدهند؛ گروهی که تا حدودی شبیه گروه ما در جامجهانی 1982 اسپانیاست که با هندوراس، ایرلند شمالی و یوگسلاوی همگروه شدیم، تیمهایی که تا پیش از این ضعیفترین رقبای فوتبال اسپانیا در یک میدان بینالمللی شناخته میشدند.
گروه دیگر را برزیل، ایتالیا، آمریکا و مصر شکل میدهند. پس ما تازه در نیمهنهایی است که میتوانیم خودمان را محک بزنیم. پس میتوان گفت وقتی ما با رقبایی دست و پا بسته در گروهمان بازی میکنیم، دشمنان اصلیمان در اردوگاه خودشان در کمین ما هستند؛ در همان حالی که فصل جدید فوتبال اسپانیا به لطف بازگشت قدرتمندانه فلورنتینو پرس به رئالمادرید رفتهرفته آغازیدن میگیرد.
مطمئنا ظرف روزهای آتی مقصد آینده چند نفر از ملیپوشان اسپانیا نیز روشن خواهد شد و این شاید موجب شود حواس آنها از ماموریت ملیشان پرت شود.
در این شرایط باید آنها از بارسلونای این فصل الگو بگیرند که در تمام مسابقات ممکن همه تورنمنتهای فصل شرکت کرد بدون آنکه پایش بلغزد. دلبوسکه مجبور شده دو نفر از پراستمرارترین بازیکنان ترکیب تیم ملی یعنی آندری اینیستا و مارکوس سنا را که مصدوم هستند کنار بگذارد ولی غیبت آنها نباید چندان مهم باشد، فقط کافی است به یاد آوریم تابستان گذشته در اتریش، کسانی مثل چابی آلونسو و سسک فابرگاس نیمکتنشین بودند.
آیا قدرت اسپانیا برای تقابل با دو قدرت اساطیری فوتبال، برزیل و ایتالیا که هر یک از آنها میتوانند رقیب ما در مرحله نیمهنهایی جام کنفدراسیونها باشند، کافی است؟
یک چیدمان جذاب در خط میانی شامل ژاوی هرناندس، داوید سیلوا، چابی آلونسو و ... میتواند باعث تلفیق فضاسازی و موقعیتسازی برای بهرهبرداری دو نفر از بهترین مهاجمان حال حاضر جهان، فراناندو تورس و داوید ویا شود.
به نظر میرسد مهاجم پرآوازه والنسیا که شاید همین روزها با انتقال به رئالمادرید یا چلسی، رکورد انتقال از اسپانیا به بیرون را بشکند، بتواند راه اسطوره گلزنی تیم ملی یعنی فرناندو هیروی بزرگ را به خوبی ادامه دهد.
او پس از جا گذاشتن رکورد هیرو حالا تنها رائول گونسالس را در جدول برترین گلزنان ملی ماتادورها بالای سر خود دارد. تیم ملی اسپانیا کماکان شبیه بارسلونا با مالکیت موثر توپ و زمین سعی میکند درسهایی جدید بیاموزد. جام کنفدراسیونها میتواند مهمترین دوران گذار شکل تازه فوتبال اسپانیا از وضعیت های نهچندان موفق قدیم باشد.
گرچه هنوز مهمترین نقطه ضعف تیم ملی اسپانیا را باید در میان جامعه جستوجو کرد؛ جایی که احساسات کاملا متناقض و ناهمگونی نسبت به اینکه آیا این تیم سرخ و سرمهایپوش نماینده تمام طیفهای مردم اسپانیا هست یا نه، به چشم میخورد.


