صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پلي براي فوتبال

کد خبر: ۵۱۸۲۹
| |
1788 بازدید

يكي از باورهاي موجود در جامعه ورزش ايراني حداقل در مواجهه با مشكلاتي كه در رشته جذاب و پرطرفدار فوتبال وجود دارد، اين است كه ما خيلي اهل كار دسته‌جمعي و گروهي نيستيم و نمي‌توانيم در ورزش‌هاي دسته‌جمعي محلي از اعراب در جهان داشته باشيم. باوري كه شايد 10 سال پيش همه شواهد موجود مهر تاييدي بر آن مي‌زد ولي حالا ... .

در حال حاضر با موفقيت‌هاي مستمري كه واليبال و بسكتبال ايران كسب كرده است، ديگر نمي‌توانيم به صورت عام در مورد ناكامي ورزش‌هاي گروهي ايران در مجامع بين‌المللي اظهار نظر كرد.

به نوشته جام جم؛ اگر يكي، دو دهه قبل نهايت آرزوي ما در اين رشته‌ها حضور بين تيم‌هاي پنجم تا هشتم قاره كهن بود، حالا سقوط به اين رده‌ها معني شكست و ناكامي مي‌دهد. روزي افتخارمي‌كرديم كه در بسكتبال توانستيم 70 امتياز مقابل چين كسب كنيم و 70 - 106 به اين تيم ببازيم؛ ولي حالا به مرحله‌اي رسيده‌ايم كه پس از 64 سال سهميه المپيك را در اين رشته كسب مي‌كنيم.

قهرمان جوانان و اميد آسيا مي‌شويم و تيم بسكتبال باشگاهي ما يعني مهرام عنوان نخست قاره را در رده باشگاهي به خود اختصاص مي‌دهد. در واليبال هم سير صعودي اين رشته در كشورمان ملموس‌تر است. در نوجوانان قهرمان و در جوانان سوم دنيا مي‌شويم.

تيم‌هاي باشگاهي ما به طور مرتب در سطح آسيا قهرمان مي‌شوند و تيم ملي ما هم بدون اغراق همواره بين4 تيم برتر قاره قدرت‌نمايي مي‌كند. روزگاري در واليبال حسرت گرفتن يك ست از امثال چين، كره و ژاپن را داشتيم ولي حالا وقتي مقابل آنها شكست مي‌خوريم، بشدت ناراحت مي‌شويم و در نقطه مقابل در جهاني از ايتاليا يك ست مي‌گيريم و چشم به روزهاي بهتر مي‌دوزيم.

بدون ترديد واليبال و بسكتبال ما جهش خوبي نسبت به يك دهه قبل داشته‌اند و در صورت تداوم اين روند مي‌توانند موفقيت‌هاي به مراتب بهتري داشته باشند و حال سوال اينجاست كه چرا اين روند موفقيت‌آميز را در فوتبال اجرا نمي‌كنيم؟

شايد ريز شدن در سير صعودي دو رشته واليبال و بسكتبال بتواند يك مسير روشن را پيش‌روي بقيه رشته‌هاي تيمي مثل هندبال، واترپلو و مهم‌تر از همه فوتبال بگذارد و مسوولان بدون توجه به هياهو و غوغاسالاري‌هاي رايج در فوتبال كمر همت به ارتقاي سطح اين رشته در داخل كشور ببندند.

بي‌ترديد اولين گام موفقيت واليبال و بسكتبال استعداديابي و تلاش در راستاي شكوفايي و پرورش اين استعدادها بود، ولي نه به شكلي كه در حال حاضر و طي يك دهه گذشته در مدارس فوتبال مختلف در سطح كشور انجام مي‌شود، بلكه ابتدا علاقه‌مندان نونهال و نوجوان با شرايط سني مشخص و حداقل قد مورد نياز دعوت شدند و بعد مربيان كاركشته و كاربلد از ميان اين استعدادها نفرات برتر را مشخص كرده و پس از تمرينات مداوم آنها را به باشگاه‌هاي مختلف انتقال مي‌دادند.

در موازات اين حركت، مربيان جوان هم‌ طرز صحيح آموزش دادن نوجوانان و نونهالان را در كلاس‌هاي مربيگري مختلف فراگرفتند تا خود آنها هم بتوانند به مرور اين قشر سني را استعداديابي كرده و مورد آموزش قرار دهند.

قدم بعدي تلاش مسوولان اجرايي در راه فعال نگه‌داشتن اين استعدادهاي كشف شده در كوران مسابقه‌ها بود و به همين سبب مسابقه‌هاي رده‌هاي سني مختلف شكل گرفت تا اين نوجوانان و جوانان به مرور آمادگي تحمل فشار مسابقه‌ها و همچنين حضور در تيم‌هاي ملي را كسب كنند. وقتي نسل اول واليباليست‌هاي ايران در اواخر دهه 70 با حضور امثال بهنام محمودي، محمد تركاشوند، پيمان اكبري و... شكل گرفت، بدبينان آن را يك جرقه دانستند ولي حالا وضعيت واليبال ايران با پشتوانه نسل بعدي مثل سليماني، معروف، زريني، محمدكاظم و... تيمي درست كرده‌اند كه هيچ دست‌كمي نسبت به گذشته ندارند و بسكتبال هم با پشتوانه نيكخواه بهرامي، كامراني، حدادي، روزبهاني و... كمبودي نسبت به آسيايي‌ها احساس نمي‌كند و مسوولان بسكتبال هم خيالشان راحت است كه كارخانه پشتوانه‌سازي در يك چرخه صحيح مشغول به كار است، حالا ديگر همه باشگاه‌ها مربيان ارزشمندي در سطوح پايه در اختيار دارند و رقابت براي جذب بازيكن با پول‌هاي كلان ديده نمي‌شود. تيم‌هاي كم ستاره هم مي‌توانند در ليگ‌هاي واليبال و بسكتبال با تيم‌هاي پرمهره شانه به شانه رقابت كنند و اين جز پويايي اين دو رشته و مسير روشن آينده چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

اگر واليبال و بسكتبال مي‌توانند موفق شوند، مسلما جز برنامه‌ريزي اصولي و استمرار در اجراي بهينه اين برنامه‌ها هيچ عامل ديگري نمي‌توانست باعث رسيدن آنها به اين مدارج مناسب باشد، ولي حالا آنچه در فوتبال ايراني نمي‌بينيم، يك برنامه‌ريزي صحيح و آينده‌نگري براي استعدادهايي است كه بايد تشكيل‌دهنده دهه آينده فوتبال ايراني باشند.

فدراسيون فوتبال در صف مقدم و بعد از آن باشگاه‌ها گرفتار روزمرگي شديد شده‌اند و به صورت طبيعي مديران كوتاه‌مدت و موقت به جاي نگاه در سطح كلان فقط به آينده محدود و نتيجه‌گيري به هر شكل ممكن روي مي‌آورند. حاصلش هم همين مي‌شود كه هنوز در تيم‌هاي ملي پايه نمي‌دانيم كه از مربي ايراني مي‌خواهيم استفاده كنيم يا مربي خارجي و در اين ميان هم فقط نام‌ها هستند كه بازي مي‌كنند و خبري از سبك و مكتب مربي خارجي نيست، يك روز نام يك مربي ايتاليايي مطرح مي‌شود و فردا سراغ يك مربي يوگسلاو مي‌رويم و روز بعد هم صحبت مربي برزيلي به ميان مي‌آيد.

شك نداشته باشيد كه اگر مديران فوتبال ما هم مي‌توانستند مثل يزداني خرم در واليبال به مدت بيش از يك دهه فرصت كار داشته باشند يا مثل محمود مشحون از جنس بسكتبال باشند، حداقل مختصر برنامه‌اي براي رشد فوتبال اجرا مي‌كنند، ولي حالا در فوتبال ايراني هيچ مديري از آينده‌اش مطمئن نيست و فقط نتيجه آن هم در سطح بزرگسالان است كه شايد شيشه عمر مدير را از سنگ اخراج و بركناري مصون نگه دارد.

وگرنه اگر مديران ثبات داشته باشند، طرح‌هايي مشابه اينتر كمپوس كه در اردبيل، كرج و خرمشهر اجرا شد و نيمي از تيم‌هاي ملي نوجوانان و جوانان فعلي محصول همين مدارس فوتبال علمي بودند، ادامه پيدا مي‌كرد يا طرح ورزشگاه‌دار شدن تمام تيم‌هاي ليگ برتري تا پايان دوره سوم كه در شروع دوره اول اعلام شده بود، اكنون به مرحله ثمردهي مي‌رسيد.

در حال حاضر اگر ذوب‌آهن مي‌تواند در يك فصل نايب‌قهرمان ليگ و قهرمان جام حذفي شود و درمجموعه بازيكنان تيم بزرگسالش حداقل 10 محصول از تيم‌هاي پايه خود را دارا باشد يا سپاهان همه ساله سهميه حضور در ليگ قهرمانان آسيا را كسب كرده و تا فينال اين رقابت‌ها هم صعود مي‌كند، در كنار استفاده از بودجه سرشار صنعتي مرهون مديريت متداوم سعيد آذري و محمدرضا ساكت است كه هر كدام از آنها بيش از 5 سال در اين باشگاه‌ها مشغول فعاليت بوده‌اند و تمام برنامه‌هاي خود را سر فرصت اجرا كرده‌اند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟