روي لبه تيغ
گل زيبا و استثنايي علي كريمي در دقيقه 54 نه تنها پيروزي تيم ملي فوتبال ايران را مقابل امارات رقم زد بلكه اميدهاي فوتبال ما را براي رسيدن به جامجهاني آفريقاي جنوبي همچنان زنده نگه داشت.
به نوشته ایران؛ تساوي بدون گل عربستان سعودي در سئول هم قوت قلبي براي فوتبال كشورمان بود تا اين اميد زندهتر شود و اجازه دهد براي بازي آخر و پيروزي بر كره جنوبي، شوق و ذوق و انگيزش كافي داشته باشيم. با اين حال اما و اگرهاي بسياري وجود دارد تا در گروه B آسيا، پس از كره جنوبي كه صعودش از پيش حتمي شده است يكي از سه تيم ايران، عربستان و كره شمالي هم بتواند به طور مستقيم راهي جامجهاني شود و يكي ديگر در بازي حذفي (پليآف) با تيم سوم گروه A بختآزمايي كند.
براي تيم ملي فوتبال كشورمان راههاي موجود براي پيوستن به كاروان جامجهاني 2010، نخست به پيروزي بر كره جنوبي ارتباط دارد تا با ذخيره 13 امتياز، در انتظار نتيجه بازي كره شمالي و عربستان در شهر رياض بماند. اگر فرض پيروزي ايران در بازي آخر ممكن شود و دو تيم عربستان و كره شمالي كه براي ادامه حيات شديداً به پيروزي نيازمندند، ناچار به تساوي شوند، آن وقت تيم ايران بدون دغدغه و به عنوان تيم دوم گروه B صعود ميكند و در صورتي كه در رياض يك تيم برنده از ميدان خارج شود ايران ناگزير است راه بازي حذفي را طي كند.
اگر ايران در سئول كاري جز تساوي از پيش نبرد آن وقت به مخاطره ميافتد و در صورتي كه ميدان رياض هم برنده و بازندهاي نداشته باشد عربستان و كره شمالي بر حسب امتياز برابر (12) و تفاضل گل بهتر شانس صعود پيدا ميكنند كه تفاضل گل بهتر، عربستان را در سكوي دوم قرار ميدهد و كره شمالي را به بازي حذفي ميفرستد. پيروزي يكي از دو تيمي كه در رياض بازي دارند با نتيجه مساوي هم ايران را با 11 امتياز و تفاضل گل كمتر از ادامه مسير باز ميدارد و از رسيدن به جامجهاني محروم ميكند. اما و اگرها حكم ميكند تيم ايران در سئول برنده شود تا به زندگياش در راه جامجهاني 2010 ادامه دهد.
● چه بايد كرد
افشين قطبي در دو بازي با كره شمالي و امارات نشان داد به بازيكنان با تجربه و باقي مانده از جامجهاني 2006 زياده از حد دل بسته است. زير و رو كردن بازيكنان تيمي كه علي دايي با تكيه بر بازيكنان زبده ليگ بنا نهاده بود و تركيب جديدي از بازيكنان لژيونر و بازماندههاي تيم دايي اين خطر را تشديد كرد كه در پيونگ يانگ و تهران نتوانيم تيمي منسجم، همآهنگ، يكدست و سريع به ميدان بفرستيم.
در پيونگ يانگ حتي ممكن بود به شكست تن بدهيم و زودتر از انتظار از جامجهاني دل بكنيم و اگر رحمتي نميدرخشيد ممكن بود اين اتفاق تلخ رخ دهد و در تهران مقابل امارات كه ديداري خانگي و با پشتيباني 45 هزار تماشاگر صورت گرفت اگرچه اداره بازي و گردش توپ در اختيار تيم ايران بود اما به زحمت از سد تيمي گذشت كه شش بار تسليم حريفان ديگر شده و 16 گل خورده در كيسه داشت.
منظور از اين مقدمه آن است كه قطبي در بازي حساس و حياتي سوم با تيمي به ميدان برود كه از اشتباهات دو بازي قبلي پاك باشد. در هر دو بازي قبلي و در نيمه نخست كه بيشتر نياز به انرژي جواني و تكاپو براي گلزني يا از پا انداختن و خسته كردن حريف بود با تجربهها هرگز نتوانستند نه در جنگ تن به تن و پرسينگ موفق باشند و نه به حكم تجربه كه نياز به هماهنگي و انسجام بيشتر داشت، دروازه حريفان را تهديد كنند اما در هر دو بازي ديده شد حضور كوتاهمدت خلعتبري كارساز بود و بازيكنان تكنيكي و سريع و تا حدي آشنا با يكديگر و صميمي با گذشت ميتوانند خطرساز شوند.
اگرچه از شجاعي بعيد بود كه دو، سه بار درون محوطه جريمه، تيم ايران و خود را از گل زدن محروم كند. انتظار اين است كه آغاز بازي با جوانترها و به قصد خسته كردن و از پا انداختن حريف صورت گيرد و در صورت لزوم از بازيكناني چون مهدويكيا و هاشميان استفاده شود. بايد دريافته باشيم كه مجموعه بازيكنان با تجربه، كم تحرك، كند و ناهماهنگ نميتواند ما را به مقصود برساند.


