مرد ائتلاف
محسن رضايي ديرتر از ديگر رقباي خود براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دهم اعلام آمادگي كرد؛ اما با شتابي فزونتر از آنها كوشيد تا در عرصه ارايه طرح و شعار و برنامه هم كه شده خود را به آنها برساند.
او كه از يك سال پيش طرح دولت ائتلافي را ارايه كرده و به دنبال رايزني با چهرههاي سياسي اصولگراي مختلف بود، به قول خودش ترجيح ميداد كس ديگري در اين عرصه كانديدا و رضايي در نقش حامي وي وارد عرصه شود.
رضايي ايده تشكيل دولت ائتلافي را با رقباي اصولگرايش در انتخابات رياستجمهوري نهم در ميان گذاشت. به نظر ميرسيد او ميخواهد محمدباقر قاليباف يا علي لاريجاني وارد عرصه كانديداتوري شوند؛ اما چه اين دو نفر و چه علياكبر ولايتي و احمد توكلي و غلامعلي حدادعادل، اگرچه طرح وي را خوب و مناسب ارزيابي ميكردند؛ اما حاضر به اعلام حمايت علني از طرح تشكيل دولت ائتلافي نشدند.
جامجم پيش از اين به همين سبك به معرفي 3 نامزدديگر انتخابات پرداخته و بررسي امروزبه محسن رضايي اختصاص دارد.
محسن رضايي آخرين كانديدايي بود كه به جمع نامزدهاي رياستجمهوري دهم پيوست. يكي از دلايل تاخير محسن رضايي، پيگيريهاي او براي تحقق دولت ائتلافي كارآمد بود كه البته سرانجام نتوانست پيش از برگزاري انتخابات ايده خود را محقق كند. او كه 3 مرحله را براي پذيرش طرحش تدوين كرده بود، در نخستين مرحله از آن ناكام ماند.
اين مراحل عبارت بودند از: ائتلاف نامزدهاي انتخابات براي تشكيل دولت ائتلافي پيش از ثبتنام در انتخابات رياستجمهوري در مرحله اول. او در نظر داشت تا يك نفر كه مورد قبول ديگر سران اصولگراست، به عنوان نامزد رياستجمهوري وارد عرصه شود و ديگران در كابينه وي قرار گيرند؛ اما كسي حاضر به پذيرش ايده دولت ائتلافي در اين مرحله نشد و نامزدي شخص رضايي، نشاندهنده ناكامي در اجراي اين تئوري در مرحله اول بود.
مرحله دوم به تشكيل دولت ائتلافي در ميانه مراحل اول و دوم انتخابات بود. اينكه يكي از نامزدهاي راهيافته به مرحله دوم، خود را ملزم به تشكيل دولت ائتلافي بداند تا ديگر چهرههاي شاخص براي اعلام حمايت از او وارد عرصه شوند. به اين ترتيب در صورت پيروزي اين نامزد، او بايد متعهد به تشكيل چنين دولتي باشد.
در شرايط حاضر، افق روشني براي تشكيل دولت ائتلافي در اين مرحله نيز به چشم نميخورد؛ چنانچه انتخابات رياستجمهوري دهم همچون انتخابات دور گذشته دومرحلهاي شود، به احتمال زياد اين رقابت ميان ميرحسين موسوي و محمود احمدينژاد خواهد بود.
از آنجا كه رضايي پيش از اين در نامهاي به رئيسجمهور، از احمدينژاد خواسته بود تا در اجراي ايده دولت ائتلافي به او كمك كند؛ اما هرگز پاسخي به اين نامه دريافت نكرد.
به نظر نميرسد كه احمدينژاد در گام دوم از اجراي اين ايده با رضايي همنوا باشد. رضايي و موسوي نيز با يكديگر نزديكي چنداني ندارند كه موسوي بخواهد از اين ايده حمايت كند. فارغ از مرزبنديهاي سياسي اصلاحطلبانه و اصولگرايانه موسوي و رضايي، برخي موضعگيريهاي اخير رضايي نسبت به موسوي، فاصله ميان اين دو نامزد را بيشتر نيز كرده است.
اصرار رضايي به اينكه تمديد دوره نخستوزيري موسوي به دليل نظرخواهي امام خميني(ره) از او بوده است و رضايي به منظور حفظ روحيه سربازان در جبهههاي جنگ، چنين مشورتي را به امام داده، باعث تشديد اين فاصله شده است.
با اين حساب به سومين مرحله از اجراي طرح دولت ائتلافي ميرسيم؛ مرحلهاي كه رضايي در نظر دارد به نامزد پيروز در انتخابات بار ديگر طرح تشكيل دولت ائتلافي را ارائه كند و از او بخواهد تا به اجراي آن در مرحله عمل بپردازد؛ همان طور كه رضا طلايينيك، مشاور رضايي گفته است هرچه از مرحله اول به سمت مراحل بعدي ميرويم، شانس تشكيل دولت ائتلافي كمرنگتر ميشود.
رضايي زماني اعلام نامزدي كرد كه 2 روز پيش از آن، 3 ضلع جبهه اصولگرايي از نامزدي محمود احمدينژاد اعلام حمايت كرده بودند. جبهه پيروان خط امام و رهبري، جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي و جمعيت ايثارگران به همراه رايحه خوش خدمت و فراكسيون انقلاب اسلامي در مجلس، همگي در زمره حاميان احمدينژاد بودند.
در اين ميان، رضايي كه در ميان اصلاحطلبان سهمي ندارد، به پشتوانه حمايت گروههاي اصولگرايي وارد عرصه شده است. تنها احزاب اصولگراي نوپا همچون توسعه و عدالت و تمدن اسلامي بودند كه از نامزدي او حمايت كردند.
نمايندگاني از مجالس گذشته كه در قالب فراكسيون وفاق و كارآمدي ميگنجيدند نيز به جمع حاميان رضايي پيوستند. به دليل همين حمايتها است كه رضايي تاكيد دارد بنابر احساس تكليف الهي و به پشتوانه ملت وارد ميدان شده است.
اگرچه اين مردم هستند كه با آرايشان نشان ميدهند چه كسي رئيسجمهور ميشود؛ اما تحليلگران سياسي، اين سوال را مطرح كردهاند كه چرا رضايي وارد عرصهاي شده كه نتيجه در آن قابل پيشبيني است؟ كساني كه به اين پرسش پاسخ دادهاند، به نوعي از رضايي به عنوان يك قرباني ياد ميكنند.
آنان كه با حسننيت به كانديداتورياش مينگرند، معتقدند او آمده است تا انحصارطلبي در اصولگرايي را بشكند و فضا را بهگونهاي تغيير دهد كه در اردوگاه اصولگرايي نيز چندصدايي و تكثر كانديدا همچون اردوگاه اصلاحطلبي وجود داشته باشد.
اما كساني كه با سوءنيت نسبت به حضور رضايي در عرصه رقابتهاي انتخاباتي موضعگيري ميكنند، بر اين باورند كه رضايي براي شكستن آراي احمدينژاد آمده است. از نگاه آنان، چون رضايي در ميان اصلاحطلبان رايي ندارد، آمده است تا هرچند اندك اما به هر حال از آراي احمدينژاد مقداري كم كند. عليرضا زاكاني و مهدي كوچكزاده، نمايندگان تهران از جمله اين تحليلگران هستند.
آنها ورود رضايي را به تحريك هاشمي ميدانند و معتقدند دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به درخواست رئيس اين مجمع وارد عرصه شده است تا تاوان شكست هاشمي در انتخابات رياستجمهوري گذشته را پس بگيرد؛ البته اين دست افراد، حضور موسوي و كروبي را نيز به تحريك هاشمي ميدانند و معتقدند اين 3 نفر همگي براي شكست احمدينژاد آمدهاند.
با تمام اينها، خود رضايي ميگويد آمده تا خودش و برخي ديگر از اصولگرايان منتقد، كانديدا داشته باشند و ناگزير از ارائه راي سفيد نشوند.
يكي از مشاوران رضايي با بيان اينكه او براي گسترده شدن چتر اصولگرايي و پاسخگويي جريانهاي اصولگرايي، در اين دوره از انتخابات شركت كرده است، اصولگرايان را به قدرداني از حضور محسن رضايي فراخوانده است.
كانديداي فراجناحي
يكي از ويژگيهاي دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري اين است كه اغلب نامزدها خودشان را فراجناحي ميخوانند. بجز مهدي كروبي كه خود را نامزد اصلاحطلبان ميداند، 3 نامزد ديگر خود را فراجناحي ميدانند.
احمدينژاد هم به استناد اينكه بدون حمايتهاي حزبي توانسته است بر كرسي رياست جمهوري تكيه بزند ، خود را يك نامزد مستقل ميداند.
اما از آنجا كه اين بار بيشتر گروههاي اصولگرا به حمايت از احمدينژاد برخاستهاند و اين رضايي است كه از حداقل حمايتهاي حزبي برخوردار است او نيز ادعايي مشابه دارد و خود را يك نامزد مستقل مينامد.
از همين روست كه ميگويد: «تا كي مردم بايد در انتخابات شركت كنند، عدهاي را به ميدان آورند و رئيسجمهوري براي 4 سال انتخاب كنند و دوباره همه چيز از نو به جاي اول خود بازگردد. مردم از دعواهاي جناحي خسته شدهاند.»
محسن رضايي اگرچه در هيچ حزبي عضويت ندارد؛ اما در مرزبنديهاي سياسي كشور در جرگه اصولگرايان ميگنجد. او با تاكيد بر اينكه براي پيشرفت آمدهام، معتقد است كه ميتواند پرونده دعواهاي 2 جناح را ببندد و دوره جديدي را در ايران به وجود آورد.
يكي از ويژگيهاي رضايي در اين دوره از كانديداتورياش، جذب اصولگرايان منتقد و همچنين برخي چهرههاي خاموش طي سالهاي گذشته است. داوود دانشجعفري كه پس از انتخابش به عنوان وزير اقتصاد دولت نهم، دوره نمايندگياش در مجلس هفتم را نيمهكاره رها كرد، بر سر تفاوت ديدگاههاي اقتصادياش با رئيسجمهور نيز نتوانست حضور تمام و كمالي در كابينه نهم داشته باشد و در نيمه عمر اين دولت از قطار كابينه پياده شد.
او همپاي رئيس و دبير مجمع تشخيص طي يك سال گذشته به انتقاد از برنامههاي اقتصادي دولت پرداخت و با اعلام نامزدي رضايي در كنار وي قرار گرفت و رياست ستادش را پذيرفت.
صادق طباطبايي و ليلي بروجردي، 2 نفر از اعضاي بيت امام هستند كه در ناباوري ناظران سياسي به جرگه ياران رضايي پيوستند.
طباطبايي، برادر همسر مرحوم احمد خميني رياست ستادهاي برونمرزي رضايي را پذيرفت و بروجردي، نوه دختري امام، رئيس كميته زنان ستاد او شد.
تا آخر ميمانم
يكي از عمدهترين دلايلي كه سبب شده است نامزدي رضايي در انتخابات آتي چندان جدي گرفته نشود، كنارهگيري وي از نامزدي در انتخابات رياستجمهوري گذشته است.
حضور رضايي در عرصه رقابتهاي سياسي را نخستين بار در سال 78 شاهد بوديم كه خود را كانديداي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در تهران كرد و در فهرست ائتلاف خط امام و رهبري قرار گرفت؛ اما موفق به كسب آراي لازم نشد.
او سپس در انتخابات رياست جمهوري 84 با شعار انتخاباتي دولت عشق، حضور يافت؛ اما 2 روز پيش از برگزاري انتخابات رياستجمهوري نهم، كنارهگيري خود را اعلام كرد.
در بيانيهاي كه او در آن زمان منتشر كرد، دليل كنارهگيري خود را جلوگيري از تشتت آراي مردم بر اثر كثرت نامزدها عنوان و تاكيد كرده بود كه به نفع هيچكس كنارهگيري نميكند و تنها به نفع مردم و براي آن كه آنها در تصميمگيري شان دچار مشكل نشوند، از نامزدي انصراف ميدهد؛ اين در حالي بود كه او در فيلم انتخاباتياش در مصاحبه با مرحوم رسول ملاقليپور در پاسخ به پرسشي گفته بود: من كنار نميروم مگر با گلوله!
او اكنون پس از 4 سال بار ديگر عزم كانديداتوري براي انتخابات رياستجمهوري كرده و در هر جمعي با اين پرسش روبهروست كه آيا اين بار در عرصه رقابت، تا آخرين لحظه باقي ميماند يا نه؟ رضايي نيز چنين پاسخ ميدهد كه مطمئن باشيد اين بار تا آخر هستم و انصراف نخواهم داد.
در همين حال داوود دانشجعفري، رئيس ستاد انتخاباتي رضايي نيز در جلسات سخنراني خود با همين سوال مواجه است. او كه كنارهگيري رضايي از صحنه انتخابات را غيرممكن ميداند، تاكيد دارد: ما تا آخرين لحظه در صحنه خواهيم ماند و حتي به نتايج نيز اميدواريم؛ چرا كه معتقدم تصميم مردم و سرنوشت انتخابات در لحظات آخر تعيين خواهد شد.
رضا طلايينيك نيز در پاسخ به پرسش مشابهي گفته بود: اين دوره محسن رضايي با اعتقاد به اين كه راهكارهاي دولتش يك تكليف از پيش تعيين شده است، تا پايان انتخابات در عرصه حضور خواهد داشت.
بسته سياسي براي آمريكا
محسن رضايي، تنها كانديدايي است كه در بحث روابط بينالملل بويژه برقراري رابطه با آمريكا پيشتازتر از رقبايش وارد عمل شده است.
او كه به قول خودش به دنبال بهبود ديپلماسي كشور در راستاي رفع تحريمهاي بينالمللي است، از ارائه يك بسته سياسي به آمريكا خبر داده است؛ بستهاي كه به واسطه آن چالشهاي سياسي و اقتصادي كمتر ميشود و تمامي زمينههاي اقتصادي، هستهاي و همچنين منطقهاي را شامل خواهد شد.
در حالي كه ديگر كانديداها با احتياط درباره رابطه با آمريكا صحبت ميكنند، رضايي از پيشنهادي براي برقراري اين ارتباط سخن ميگويد كه كدام گامها را ما برداريم و كدام را آمريكا.
به گفته وي، ايران ميتواند در راهكار بحران مالي در مبارزه با تجارت موادمخدر به آمريكا كمك كند و متقابلا خواهان صلح و امنيت در خاورميانه و ايجاد يك سيستم امنيت منطقهاي شود.
او در يكي از سخنرانيهايش گفته است: قصد دارم پيشنهاد كنم كه آمريكا خود براي تغييرات در رابطه با ايران پيشقدم شود.
رضايي در حالي اميدوارانه نسبت به ايجاد رابطه با آمريكا سخن ميگويد كه هيچ تضمين متقابلي براي حسننيت آمريكا در قبال ايران وجود ندارد.
او كه خود را مخالف ادبيات ماجراجويانه و انفعالي در سياست خارجي ميخواند، از نگاهي در سياست خارجي آمريكا سخن گفت كه لشكركشي در بيرون از مرزهاي آمريكا را در راستاي حفظ منافع اين كشور نميداند. بر اين اساس، رضايي معتقد است كه موضوع براندازي نظام ايران از سوي آمريكا ديگر تكرار نخواهد شد.
به همين دليل او قصد دارد تا در بسته سياست خارجي و ديپلماسي خود، تغييرات متقابل بين ايران و آمريكا را تعريف كند.
رضايي براي غنيسازي هستهاي نيز برنامه خاص خود را دارد. اينكه برخلاف گذشته، با ايجاد كنسرسيومي از دولتهاي اروپايي و همچنين همسايگان اين روند ادامه يابد.
به گفته وي، در تشكيل اين كنسرسيوم از ايرانيان در بخش مديريت و از سهامداران در هيات مديره آن استفاده خواهد شد.
در همين حال، يكي ديگر از سخنان مهم رضايي را در مصاحبه مشتركش با روزنامههاي آلماني تاگس اشپيگل و زودويچه سايتونگ خوانديم كه گفته بود: اگر من رئيسجمهور باشم، اسرائيل حمله نميكند؛ زيرا آنها مرا ميشناسند!
اين كانديداي انتخابات رياستجمهوري دهم، اولويت سياست خارجي دولتش را بازسازي چهره تخريبشده ايران در بين كشورهاي خارجي برشمرد و اظهار كرد: در سياست خارجي بايد سياست منطقه را در نظر بگيريم و اتحاديه آسياي جنوبي غربي را راهاندازي كنيم تا امنيت منطقه را خودمان به دست آوريم.
توجه ويژه به جوانان
رضايي توجه به جوانان را يكي از بزرگترين برنامههاي خود معرفي ميكند و با اشاره به حضور جوانان در 2 عرصه مهم انقلاب و دفاع مقدس، با كنايه به رقباي خود و روسايجمهور پيشين ميگويد كه چرا در اين 3 دهه نتوانستند از جوانان باكري يا همت بسازند و تربيت كنند.
يكي از برنامههاي ويژه رضايي براي جوانان، كاهش زمان سربازي و تبديل شدنش به يك شغل است. او اين وعده را در نخستين نشست مطبوعاتي خود اعلام كرد و در ارائه چنين شعاري از رقبايش پيشي گرفت. او در حالي اين وعده را مطرح كرده است كه هرگونه اصلاح قانون خدمت وظيفه بايد براساس قانون مورد تاييد فرمانده كل قوا نيز باشد. رياست جمهوري در اين مورد هيچ اختياري ندارد؛ اما رضايي در پاسخ به اينكه چرا شعاري ميدهيد كه در حيطه وظايفتان نيست، ميگويد: روابط من با رهبري به گونهاي است كه اگر اين موضوع را با ايشان مطرح كنم، آن را بپذيرند. او با بيان اينكه طرح سرباز حرفهاي از برنامههاي مهمش است، افزود: با استدلال صحيح مخالفان اين طرح را قانع خواهم كرد.
كنايههاي رضايي به دولت نهم
بيتوجهي به قشر جوان جامعه و تنها ارائه وامهايي با عنوان صندوق مهررضا به آنها كه از نظر رضايي نوعي گداپروري است، تنها انتقادات وي به دولت نهم نيست. او در خلال سخنرانيهاي پياپي خود طي يك ماه گذشته به نقد دولت كنوني از زواياي مختلف پرداخته است.
يكي از پرسروصداترين برنامههاي رضايي در اين زمينه، لغو سهميهبندي بنزين است. وي اين طرح را يك كار ناپخته و بدون مطالعه در دولت نهم ميداند و با اعتقاد بر اينكه مشكل اصلي بحث مصرف سوخت مردم نيست؛ بلكه وجود تجهيزات غيراستاندارد در كشور است، ميگويد: ما ميتوانيم بين قيمت و هزينه سوخت تفكيك قائل شويم. اول هزينه را كاهش دهيم، بعد اجازه دهيم قيمتها بالا برود.
او از منظر يك اقتصاددان با ارائه آمارهايي كه مويد افزايش نرخ تورم در جامعه بوده است، در انتقاد از انكار گراني از سوي دولت نيز اظهار كرده، اگرچه سياهنمايي امري نادرست است؛ اما نبايد دولت در پاسخ به دغدغه مردم در موضوعي مانند گراني آن را انكار كند و بگويد گراني شايعه است؛ در حالي كه چنين چيزي وجود دارد و مردم آن را با پوست و گوشت خود احساس ميكنند و بايد براي اين مشكل راهحلي يافت.
رضايي خود را متفاوت از احمدينژاد معرفي ميكند و ديدگاههايشان نسبت به تمامي امور را متفاوت ميخواند. او كه در راستاي نقد عملكرد اقتصادي دولت در نظر دارد انقلابي اقتصادي به راه اندازد، بيشترين برنامههاي خود را براي اصلاح الگوي مديريت اقتصادي كشور بنا نهاده است.
ارائه نامه به 20 كشور اقتصادي دنيا، يكي از برنامههاي اوست. رضايي در نظر دارد تا نظر خود را در مورد كنترل بحرانهاي مالي به اين كشورها ارائه كند. او ميگويد قصد دارد با كاهش اقتصاد دولتي و فعالسازي بخش خصوصي انقلاب صنعتي به وجود آورد و آزادي اقتصادي را با جذب سرمايههاي خارجي گسترش دهد.
برنامه ديگر رضايي براي اصلاح نظام اقتصادي كشور مربوط به اجرايي شدن سياستهاي اصل 44 است.
او براي اين كار وعده داده است تا وزرايي را در كابينهاش به كار بگيرد كه به سياستهاي اصل 44 اعتقاد داشته باشند و خودش نيز نظارت كند تا رفتار حكومت و دولت در عمل براساس سياستهاي اصل 44 باشد.
كيفيتبخشي نيروهاي انساني موجود در دستگاههاي دولتي، توجه به سرمايههاي ايراني و ايرانيان خارج از كشور و تغيير و اصلاح نظام مديريتي كشور از رئوس اصلي برنامههاي رضايي است؛ برنامههايي كه به گفته خودش نشان ميدهد او علاوه بر دردشناسي، درمانشناس نيز هست.
مبع: جام جم آنلاين


