باز هم بچه های جنگ و آقا محسن
یا زهرا یا زهرا یا زهرای برادر محسن، اسم رمز پر معنایی است که در قبل از پیروزی انقلاب و مبارزه علیه رژیم شاه تداعی گر پیروزی خون بر شمشیر بود و در جنگ، انعکاسی از پیروزی خالی دستان بر پر دستان به شمار آمد و امروز باطل السحر اصول گرایی بدلی در قبال اصولگرایی ریشه دار و واقعی است.
چون بر این باورم که ما دو نوع اصولگرایی داریم. اصولگرایی با ریشه 15 خرداد که امام (قدس سره) پایه گذار آن است و اصولگرایی نوین، که ضرورتاً منطبق بر اصولگرایی ریشه ای نیست و من آن را اصولگرایی بدلی می نامم. اصولگرایی که بعد دوم خرداد 76 و به مثابه یک نام برای یک جریان که فارغ از محتوای ارزشی آن به خدمت گرفته شد.
فرق این دو نوع اصولگرایی دارای ابعاد مختلفی است و البته در این نوع اصولگرایی بدلی، برای مشروعیت بخشیدن به آن نمی خواهم انکار کنم که افرادی که اصولگرایی واقعی هستند وجود دارند. ولی این تفاوت در حدی است که علی آقای مطهری فرزند شهید مطهری (ره)، می نویسد و می گوید که احمدی نژاد ربطی به اصولگرایی ندارد. حرف درست و منطقی و به جایی است.
ابعاد اختلاف این دو نوع اصولگرایی از نظر زمان، مبدا، بنیانگذار، شخصیت ها، محتوا و آرمانها محل های تفاوت فراوان دارند که در این مجال قصد پرداختن به آن نداریم و به دیگران یا به خود در موقعیت دیگر واگذار می کنم.
- ولی یکی از وجوه مشترک 3 مرحله قبل از انقلاب، زمان جنگ و امروز تنهایی و مظلومیت این جریان است اما پایان خوش و پیروزمندانه را رقم می زند. شاه را با همراهی توده های میلیونی مردم ساقط می کند . صدام را با خیل شهیدان ناکام می گذارد و سرنوشت نهایی او را به سمت قبرستان هدایت می کند و امروز در دشوارترین و پیچیده ترین مبارزه خویش، باطل السحر سردمدار اصولگرایی بدلی است.
- در شرایط جاری کشور، ما در سه نما به توصیف سریع یکی از اصیل ترین میدان داران اصولگرایی ریشه ای می پردازیم:
نمای اول: پیشنهاد مناظره ما بین کاندیداها، برای روشن و شفاف نمودن «وضعیت امروز ایران» و برنامه های آینده یک فاز چهارساله، یکی از چاره سازترین راه عبور از وضعیت شعاری به سمت تعقل و برنامه در آغاز چهارمین دهه انقلاب توسط آقا محسن مطرح می شود. همانطوریکه آغازگر اقدامات بزرگ در جنگ هم ایشان بوده است و در قبل از پیروزی انقلاب باید که خاطرات آن زمان موید این وضعیت، در حوزه مورد نظر را زنده کرد.
نمای دوم: متاسفانه این پیشنهاد سازنده در اولین جلسه آن(احمدی نژاد – موسوی) دچار انحراف جدی شده و به سکویی برای هتاکی یکطرفه علیه انقلاب و دوران امام و رهبری می شود که در دوران آن عزیز راحل و این عزیز تصویری سیاه از عملکرد ترسیم می شود.
تصویری که مرا به یاد روزهای پایانی جنگ و به فرمایش حضرت امام تحلیلهای غلط این روزها « پیام منشور روحانیت» منجر به پیامی قاطع از جانب حضرت امام شد که ما لحظه ای نسبت به جنگ نادم نیستیم و انتظار می رفت نسبت به این انحراف دشمن شادکن و مایوس کننده خانواده شهدا، موضع گیری جدی اتخاذ می شد که هنوز هم در انتظاریم و من نسبت به آن بعداً بیشتر خواهم گفت و اگر ننوشتم انتظار از دیگران است که در تشابه این دو وضعیت بگویند و بنویسند و به خدا پناه ببرند.
نمای سوم: مناظره نهایی، با درایت و گذشت و ایثار پیشنهاد دهنده مناظره رو در رو یعنی آقا محسن، آب زلال به جوی بر می گردد و به نوعی به سمت اصلاح نمای دوم با منطق اعمق و ایثار صحن مناظره اداره می شود و منجر به بطلان السحر عکس و نقش مار با حفظ اصول می کند. حریف خیلی تلاش کرد تا بتواند از راست نمایی خویش دفاع کند اما ناکام شد. نسبت به اقدام به شیوه مناظره دوم نه به دلیل تاثیر منفی آن در ریزش آراء بلکه به دلیل دست خالی بودن و سخت و سفت دیدن زمین روبه رو نسبت به بیانات متین آقا محسن سعی کرد به نوعی ده دقیقه آخر آقا محسن (که خود نیز هوشیار بود) را طوری مصرف کند. محسن می دانست و او منش علی بن ابیطالب(ع) را شنیده بود که در مقابل عبدود، برای زمین زدن نهایی بدور از هوای نفسانی باید بلند شد و دور زد. لذا محسن به این استغاثه پاسخ مثبت داد که مبادا از اصول دوری کند.
و اما برداشت اول ،من از این روند اینگونه برداشت می کنم:
1. آقا محسن نباید اجازه می داد که حریف، او را آقا محسن بنامد این نام و این نوع تسمیه مال بچه های جنگ و دارای بار ارزشی است که هیچ نسبتی نه سببی و نه نسبی با آن نداشته و ندارد و بر خلاف چهره ای است که سعی در ترسیم آن دارد و متاسفانه دیگران هم به او کمک می کنند. ایشان هیچ نسبتی با آن ندارد به جز یک نسبت که من آن را «چفیه به سرقت رفته» می نامم.
2. آقا محسن ثابت کرد هنوز آقا محسن است عمق را خوب می بیند. قدمهای موثق بر می دارد و همانطوریکه قبل از انقلاب از دیگرانی که می گفتند ابتدا باید کادرسازی کرد بعد مبارزه، عبور کرد و در جنگ برای فتح خرمشهر از کارون عبور کرد، فضای جدیدی را نیز در این مقطع برای همفکران خود گشود.
3. آقا محسن در مناظره گفت که حریف او فقر و تورم و بیکاری است و در طول 4 سال گذشته همه مولفه های قدرت ملی و زیر مجموعه های آن در حوزه های اقتصاد، مدیریت، فرهنگ، سیاست و اجتماعیات نسبت به وعده و عیدها و در مقایسه با موجودیها و امکانات و فرصت ها و نیز در قیاس با طراز برنامه چهارم و چشم انداز، دچار کندی، انحراف و تضعیف شده اند و توجیه و فرافکنی و لاپوشانی و راست نمایی دردی را دوا نمی کند و مسئول آن باید این وضعیت را قبول کند و اگر بدلی نیست باید خودش این صحنه را به دیگران واگذار کند.
4. اینکه مجموعه این شرایط، دشواریهایی را فرا راه رئیس جمهور منتخب آینده می گذارد. چه استراتژی، چه ساختاری با چه دید و با چه پشتوانه فکری می تواند استمرار این وضعیت به سمت پرتگاه را متوقف و آب از دست رفته را با برنامه ای مشخص و توانمند و تجربه شده قادر به جوی برگرداندن است . در مناظره آخر حریف ثابت کرد که از این محتوا خالی است و اصرار به عدم اصلاح و تغییر دارد. چیزی که میل جامعه غیر از آن را به انتظار نشسته است. به طور خلاصه آقا محسن گفت مولفه های قدرت ملی دچار چالش شده اند. باید آنها را تصحیح کرد و من هم این آسیب پذیریها را شناخته ام و تئوری و برنامه اصلاح آنهارا داشته و توانمندی اجرای آن را دارم.
5. همرزمان، صاحب نظران اگر قبول دارید کمک کنید و اگر مایلید راجع به اصولگرایی بدلی و اصول گرایی ریشه ای و نیز تشابه تاثیرات مناظره دوم با حوادث بعد از جنگ و فریاد حضرت امام، نسبت به اقدامات دشمن شاد کن و مایوس کننده سنگر داران و ولی نعمتان اصلی انقلاب یعنی خانواده شهدا و ملت ایران قلم بزنید بنویسید و بگویید و فریاد بزنید یا زهراء یا زهراء یا زهراء.


