از روی دست بارسا نگاه نمی کنیم
در جریان انتخابات یکطرفه در روز دوشنبه، فلورنتینو پرس بار دیگر به تاج و تخت ویران رئالمادرید بازگشت تا ققنوسهای سپید را از خاکسترشان به پرواز درآورد. طبق پیشبینیها او به محض تکیه زدن بر مسند ریاست، همراه قدیمیاش خورخه والدانو را به باشگاه بازگرداند و اسطوره آرژانتینی را به سمت مدیر اجرایی رئالمادرید منصوب کرد یعنی حتی چند پله بالاتر از سمتی که والدانو در دوره قبلی حضورش به عنوان مدیر ورزشی باشگاه عهدهدار بود.
به نوشته وطن امروز و به نقل از Marca؛ اما والدانو هم انتخاب کوچکی نیست. او یکی از تئوریسینهای فلسفه فوتبال هجومی و تماشاگرپسند در روزگار فعلی است که دستی هم در شعر و ادبیات دارد و کتابهای شعر فوتبالش مخاطبان جهانی بسیار داشته است.
والدانو علاوه بر سمت مدیر اجرایی باشگاه رئالمادرید، عنوان قائممقامی فلورنتینو پرس را هم دریافت کرده که این سمتها، جایگاه او را در عریضو طویلترین تشکیلات فوتبالی جهان پراهمیتتر از دوران نخست حضورش میسازند؛ دورانی که او واژه «تیم کهکشانی» را در دهان پرس گذاشت و نظریه زیدانها و پاونها را ارائه داد که هر دو ابتکار والدانو بهرغم جهانی ساختن برند رئال و سود سرشار اقتصادی مادریدیها، در زمین فوتبال به شکست انجامید.
بر اثر انگیزههای نژادپرستانه هواداران دست راستی برنابئو ملقب به «فرنته سور»ها که والدانو را یک غیراسپانیایی سرخپوست میخواندند، آن شکستها جلوهای مضاعف یافتند و پرس مجبور شد پیش از آنکه دوران مدیریتش به پایان برسد والدانو را از کابینهاش کنار بگذارد. او که زمانی پیراهن سفید تیم سلطنتی اسپانیا را بر تن میکرد حالا یک بازگشت دیگر را تجربه میکند.
نخست پس از آنکه کفشها را در مادرید آویخت و مربیگری را با تنریف آغاز کرد و پس از دو سال به عنوان یکی از مربیان سمبل فوتبال هجومی به برنابئو بازگشت، بار دیگر زمانی که از نیمکت رانده شد و بعد همراه فلورنتینو پرس به بخش مدیریتی باشگاه بازگشت و حالا او به عنوان بالاترین مقام اجرایی پس از پرس، خود را به منتقدانش تحمیل کرده است. والدانو نخستین انتخاب فلورنتینو پس از بازپس گرفتن کرسی ریاست رئال بود و همه میدانند که نخستین انتخاب والدانو هم به نوبه خودش «مانوئل پلگرینی» بوده است.
شاید این دو مرد آرژانتینی و شیلیایی، تنها آرژانتینیها و شیلیاییای باشند که به جای خصومت و دشمنی، با هم پیوند دوستی نزدیکی دارند. والدانو پیشتر هم اعتراف کرده بود که پلگرینی یکی از معدود مربیانی است که افکار او در زمینه فوتبال را میفهمد. از آنجا که مربی شیلیایی در دوران حضور موفق خود در ویارئال، بیشتر به دفاع و ضدحمله تمایل داشته است، شاید در برخورد اول نتوان او و والدانو را صاحب تفکری مشابه دانست اما اعتراف والدانو وقتی قابل باور میشود که ریشهها و خاستگاه لاتینی هر دو را درنظر آوریم و اینکه والدانو هرگز سرمربی دیگری در قواره رئالمادرید را نمیتوانست پیدا کند که تا این حد بر او تسلط داشته باشد و بتواند فلسفه فوتبال خاص خود را به او دیکته کند. اهالی برنابئو هنوز دوران تیم کهکشانی را فراموش نکردهاند که فلورنتینو پرس در پاسخ به هر سوال جزئی درباره فوتبال رئال میگفت: «از خورخه والدانو بپرسد!»
والدانو در طول یک سال اخیر همواره حرکت گوآردیولا در بارسا را تمجید کرده و با نفوذی که روی پرس دارد او را مجاب کرده که سرمایهگذاری روی پلگرینی به عنوان سرمربی دومین تیم موفق لالیگا در مجموع 5 سال اخیر، درست همانند سرمایهگذاری یک سال پیش بارسا روی گوآردیولا است.
گوآردیولایی که در آغاز کارش هیچکس دستاوردهای امروزش را باور نداشت. این آرژانتینی متفکر قصد دارد انقلابی شبیه به انقلاب گوآردیولا، در برنابئو راه بیندازد. اگر به سابقه او هم رجعت کنیم چنین ردپایی را میبینیم. مثل دوران کوتاهمدت سرمربیگریاش در رئال 1997 که مصادف بود با نیمکتنشینی و سرانجام خداحافظی اسطوره گلزنی اسپانیا «امیلیانو بوتراگنو» آن هم به نفع یک جوان 17 ساله برخاسته از آکادمی باشگاه؛ رائول گونسالس!
«ال بوتره» بعدها در سال 2004 به جای والدانو بر مسند مدیر ورزشی باشگاه نشست و از او انتقام گرفت اما خودش خیلی زود مجبور شد جایش را به پردراک میاتوویچ بدهد؛ نکتهای که از نگاه خبرنگار روزنامه «مارکا» هم پنهان نمانده و در مصاحبه اختصاصی دیروز با والدانو، با لحن کنایی و در همان نخستین سوال، ارتباط مرد آرژانتینی با این دو انتخاب جدید را جویا شده است.
در این میان انتخاب «میگل پاردسا» برای پست مدیریت ورزشی باشگاه یک بدعت بزرگ به شمار میرود و کاملا پیداست که او تنها یک واسطه بین والدانو و پلگرینی خواهد بود. در باشگاههای بزرگ مثل رئال و بارسا سنتی وجود دارد که همیشه یکی از اسطورههای فوتبالشان را برای این سمت درنظر میگیرند اما «پاردسا» پیشینهای مجهول دارد. در گفتوگویی که در زیر میخوانید والدانو سعی کرده وضعیت حال و آینده رئالمادرید را برای روزنامهای که حکم ارگان این باشگاه سلطنتی را دارد روشن کند:
پلگرینی یا پاردسا، کدامیک امضا میکند و کدامیک دستور میدهد؟
قضیه به این شکل نیست. برای من خیلی مهم است که نام پاردسا پیش از نام سرمربی مطرح شود. ما باید به این نظام عادت کنیم. پاردسا چند روز دیگر خودش به حرف خواهد آمد. ما به توافق رسیدهایم و بویژه در پارهای از موارد این اهمیت زیادی دارد. اول اینکه در فاصله 14 تا 20 سالگی را در آکادمی رئالمادرید سپری کرده و البته مقایسه او با بوتراگنو غیرممکن است. دوم اینکه ما مردان فنی کمی در باشگاه داریم که باید با کار کردن در بخش اداری کنار بیایند ولی او در شش سال اخیر مدیر ورزشی (فنی) رئال ساراگوسا بوده است و سرانجام سومین دلیل آن است که او مردی فوقالعاده باهوش است و با آدمهای باهوشي کار میکند که این کار همیشه نتیجه میدهد
و چرا پلگرینی؟
اول بهخاطر اینکه او یک پیشینه خدشهناپذیر دارد. کار او در اسپانیا چیزی فراتر از یک کار جالب بوده است. در واقع ویارئال با او رشد کرد و به ثبات رسید.
آیا موفقیتهای بارسلونا، رئالمادرید را مجبور نمیکند که به چشماندازی گستردهتر نگاه کند؟
پاسخ مثبت است، چنانکه دوست دارم اشاره کنم که دستاوردهای بارسا هم واکنشی بودهاند به دستاوردهای مادریدیها. ما فوتبال خوب و موفقیت آنها را تحسین میکنیم و حالا سعی میکنیم عناوین را به همراه توپ از آنها بگیریم. این همان کاری است که در دوران تاریخی دیگر هم انجام دادهایم و حالا دوباره باید راهمان را پیدا کنیم. من با این گفته بعضیها که میگویند مادرید باید اینیستا یا گوآردیولای خودش را بیابد مخالفم. مادرید هرگز به دنبال یافتن راهحلی از روی دست بارسا نبوده و نیست. حتی داستان عکس این بوده است. ما نمیتوانیم نقطهضعفهایمان را به دیگران نشان دهیم.
شما 9 سال پیش هم همین جا نشسته بودید، در این فاصله چه تغییری در مادرید، فوتبال اسپانیا، والدانو و فلورنتینو به وجود آمده است؟
من از آخر آغاز میکنم. فلورنتینو و من امیدواریم كه ديگران اشتباه كرده باشند، اگرنه خبرهای بدی در راه خواهد بود. در آن زمان ما شعاری داشتیم که تبدیل به نقشه راه شد و آن در «زیدانها و پاونها» بود. فکر میکنم اشتباهی که کردیم این بود که میخواستیم بدون گذشت زمان کافی میوهای رسیده را بچینیم. پسران ما از تیم «ب» به تیم اصلی میآمدند بیآنکه دوران گذار را تجربه کنند. نمونه حال حاضرش «نگردو» است که بهتر است پیش از بازی برای تیم اصلی در چند بازی آزمایشی شرکت میکرد.
تازگیها صحبتی با کاپیتان رائول داشتهاید؟
من با کاپیتانهای تیمهای فوتبال و بسکتبالمان حرف زدهام و راهحلهای زیادی اندیشیدهام. تو نمیتوانی پا به این باشگاه بگذاری و فکر کنی که مافوق بازیکنان هستی چون این بازیکنان هستند که هر یکشنبه از حیثیت باشگاه دفاع میکنند.


