قانون ناكامي قهرمانان
قبل از اين كه بركنارم كنند خودم رفتم. امير قلعهنويي سرمربي (سابق) تيم استقلال تهران چندي پيش كه استعفاي خود را از ادامه همكاري با اين تيم مطرح كرده بود در توجيه دلايل كنارهگيري خود اين پاسخ كوتاه را بر زبان آورد هرچندكه وي و مديرعامل اين باشگاه چندي بعد اختلافات با يكديگر را تكذيب كردند اماخيلي طول نكشيد تا اين سرمربي و مديرعامل به پاي هم بپيچند و مشكلات را علني كنند.
به نوشته ایران، جنگ رسانهاي قلعهنويي و واعظ آشتياني اگرچه براي بسياري از نشريات خوراك خبري را آماده كرد و به نوعي شادماني برخيها را به دنبال داشت تا از اين آب گلآلود ماهيهاي جورواجور صيد كنند اما به همان اندازه نگرانيهايي را براي هواداران استقلال به وجود آورده است.
آنها معتقدند اين اختلافها سرآغاز تزلزل استقلال براي فصل آينده ليگ برتر است. كنار كشيدن قلعهنويي، آن هم در روزهايي كه همگان انتظار داشتند پس از قهرماني در ليگ برتر ، تيم قدرتمندي را براي فصل آينده جفتوجور كند تا ناكامي در ليگ قهرمانان اين فصل آسيا را به نوعي جبران كند براي آبيدوستان نگران كننده است. آنها متصور بودند طلسم ناكامي تيمهاي قهرمان ليگ برتر در فصل بعد هم بشكند و استقلال به اين بدعت بد پايان دهد.
البته هنوز چيزي مشخص نيست و فرصت به اندازه كافي براي استقلال وجود دارد تا تيم خود را تقويت كند و نخستين تيمي لقب گيرد كه دو فصل متوالي قهرمان ليگ برتر شود. اما مشكل اينجاست كه طرفداران اين تيم با توجه به اتفاقات اخير چندان به آينده خوشبين نيستند.
يك سناريو
شعلهور شدن آتش اختلافات در استقلال مثل يك سناريوي از قبل نوشتهشده براي هر تيمي است كه قهرمان ليگ برتر شود . انگار اين تيمها بلافاصله پس از كسب جام طلسم ميشوند و با دست خود، خواسته يا ناخواسته زمينههاي نزول تيم قهرمان را مهيا ميكنند. نگاهي گذرا به آنچه كه بر سر قهرمانهاي ادوار مختلف آمده است خود گواه اين ادعا ميتواند باشد.
در نخستين دوره ليگ برتر اين تيم پرسپوليس بود كه با علي پروين قهرماني را جشن گرفت. قرمزها در فصل بعد اشميت آلماني را به عنوان مربي روي نيمكت خود نشاندند تا از اتهام سنتيبودن تبرئه بشوند ولي اين جابهجايي نتيجه نداد تا در كنار اختلافات مديريتي، پرسپوليس نتواند براي دومين سال متوالي قهرمان بشود. در دومين دوره ليگ قرعه قهرماني به نام سپاهان اصفهان افتاد. آنها نخستين تيم شهرستاني بودند كه جام را مال خود كردند ولي در باد آن خوابيدند. با وجود اين كه سپاهان به لحاظ تشكيلاتي و مديريتي يكي از باثباتترين تيمهاي ايران است اما آنها هرگز پس از قهرماني در دوره دوم طعم قهرماني در ليگ برتر را نچشيدند. پاس با تفكرات مجيد جلالي در سومين دوره قهرمان شد.
پاسي ها در آن سال مثلث عزيزي، نكونام و برهاني را در اختيار داشتند و با آن كمر هر تيمي را شكستند ولي موفقيت آنها به همان سال ختم شد. درست چند هفته پس از آغاز فصل بعد مجيد جلالي با نامه سرگشاده مصطفي آجرلو، مديرعامل وقت باشگاه پاس تهران بركنار شد و اين تيم به زحمت خود را در ليگ حفظ كرد!
اوضاع براي تيم قهرمان دوره چهارم وخيمتر بود. فولاد خوزستان كه توسط ملادن فرانچيچ بالاتر از همه مدعيان ايستاد و قهرماني را جشن گرفت. بعد از اين عنوان ستارههاي مليپوش خود را به حراج گذاشت و دست به جوانگرايي غيرمنطقي زد. كار به جايي رسيد كه قهرمان دوره چهارم در فصل بعد به ليگ يك فوتبال باشگاهي ايران سقوط كرد كه يك اتفاق نادر در فوتبال ما به حساب مي آيد. در فصل پنجم ليگ برتر استقلال قهرمان شد.
امير قلعهنويي كه اين افتخار را براي هواداران آبي به ارمغان آورده بود با پيوستن به تيم ملي، هدايت استقلال را به صمد مرفاوي سپرد تا خود به طور غيرمستقيم سكان تيم باشگاهياش را نيز در دست داشته باشد. اين طرح هم چيزي جز ناكامي را براي آبيها به دنبال نداشت. سايپا كه يك فصل بعد با عليدايي روي سكوي قهرماني ايستاد هم سرنوشت خوبي بعد از قهرمانشدن نداشت.
نارنجيپوشان در مقطعي از فصل حتي در خطر سقوط قرار گرفتند. اين سرنوشت شوم براي پرسپوليس نيز تكرار شد. اين تيم كه دو فصل پيش قهرماني دراماتيكي در آخرين روز جام هفتم داشت در فصلي كه پشت سر گذاشتيم حتي جزو چهار تيم نخست جدول ردهبندي نشد. آيا اين سناريو با اختلافات اخير آبيها در فصل آينده براي استقلال تكرار خواهد شد؟
پيشنهاد جان واريو
فابيو جان واريو، بهترين بازيكن استقلال در اين فصل معتقد است توجه بيش از حد به مسائل حاشيهاي زمينهساز تزلزل تيم ميشود. اگر به اتفاقات پيراموني توجهي نشود استقلال در فصل بعد نيز قهرمان خواهد شد. اين بازيكن تكنيكي ميگويد: «در تيمهاي بزرگ اين مسائل هميشه وجود دارد اما مهم اين است كه انرژي را صرف جريانات حاشيهاي نكنيد. من در طول فصل بارها شنيدم كه برخيها با سرمربي تيم اختلاف دارند اما دنبال اين جريانات نگشتم.»
جان واريو عامل اصلي ناكامي تيمهاي قهرمان در فصول بعد را در مسائل حاشيهاي ميبيند كه گريبان تيم قهرمان را مي گيرد. در اين باره افشين پيرواني هم به پرسش «ايران» پاسخگو بوده است. مربي فصل پيش قرمزها با اشاره به اين نكته كه تيمهاي ديگر با انگيزههاي زيادي مقابل تيم قهرمان قرار ميگيرند، ميگويد: «هميشه قهرمان شدن آسان است اما حفظ عنوان قهرماني بسيار مشكل خواهد بود زيرا تيمها با انگيزههاي مضاعفي مقابل تيم قهرمان ميايستند. به هر حال تيمي كه قهرمان شده است تلاش خود را ميكند. نمونه آن پرسپوليس اين فصل است. ما خيلي تلاش كرديم ولي مسائل مختلفي دست به دست هم دادند تا پرسپوليس نتواند به اهدافش دست يابد.»
پرويز مظلومي مربي موفق فصل گذشته تيم مس كرمان نيز در پاسخ به اين پرسش كه چرا تيمهاي قهرمان ليگ برتر ايران در فصل بعد با ناكامي مواجه ميشوند، آن را به تفكرات مديران نسبت ميدهد. وي خاطرنشان ميكند: «متأسفانه باشگاهها فكر ميكنند به راحتي و با همان پتانسيل قبلي ميتوانند قهرمان شوند در حالي كه رقبا خود را كاملاً تقويت ميكنند. براي قهرماني مجدد بايد دو برابر تلاش كرد اما در اينجا از اين خبرها نيست. همه در باد قهرماني ميخوابند.»
جلال چراغپور، كارشناس فوتبال نيز در اين زمينه حرفهاي خوبي براي گفتن دارد: «متأسفانه همه فكر ميكنند با يك قهرماني همه چيز تمام شده است و خيلي زود انگيزهها فروكش ميكند و از عطش قهرماني مجدد خبري نيست. اين موضوع مثل اين ميماند كه تيمهاي ما به يك گل بسنده ميكنند و پس از اينكه يك گل به ثمر رساندند خيلي سريع عقبنشيني ميكنند تا از همان دفاع كنند. در فوتبال ما بسترسازي خوبي انجام نميگيرد و هرازگاهي تيمي قهرمان ميشود كه فصل بعد حتي در نيمههاي جدول هم به چشم نميآيد. در حالي كه تيمها بايد براي حفظ جايگاه خود تقويت شوند حتي در حفظ انسجام قبل خود هم ناكام هستند كه اين موضوع را بايد در نوع مديريتي كه بر باشگاهها حاكم است و عموماً سليقهاي تصميم ميگيرند جستوجو كرد. به هر حال تا زماني كه تفكرات حرفهاي در مديريت باشگاههاي ما حاكم نشود نميتوان انتظار داشت تيمها باثبات كافي پيش بروند.»
ناكامي قهرمانهاي ادوار مختلف ليگ برتر ايران در حالي به يك عادت بدل شده است كه در عالم حرفهاي فوتبال جهان اوضاع كاملاً متفاوت است. در فرانسه تيمي مثل ليون هفت سال متوالي قهرمان ميشود، در انگليس عطش قهرماني منچستر با سرآلكس فرگوسن فروناپذير است و در ايتاليا اينترميلان با آقاي خاص قهرماني را تكرار ميكند. از اين موارد در فوتبال جهان بسيار است. آيا نبايد از آنها درس گرفت؟


