مصائب قهرماني
زمزمه بازگشت امير قلعهنويي به استقلال چه زماني مطرح شد؟ فصل هفتم ليگ برتر را به ياد داريد؟ هفته هفتم بود. استقلال ناصر حجازي در تهران و در آزادي پيشچشم هوادارانش پس از چند هفته ناكامي مكرر بار ديگر شكست خورد (2 بر صفر). همان زمان بودكه تماشاگران استقلال به ياد روزهاي اوج تيم محبوبشان در فصل پنجم ليگ برتر و قهرماني در آن دوره افتادند و شعار سردادند كه سرمربي آن زمان تيمشان را ميخواهند.
به نوشته جام جم، علي فتحاللهزاده (مديرعامل وقت استقلال) كه عرصه را برخود و تيم باشگاهش تنگ ميديد، در حالي كه قلبا (در آن برهه) تمايلي به همكاري با قلعهنويي نداشت، اما در يك جلسه اضطراري با اعضاي هيات مديره تصميم گرفت تن به خواسته هوادارانش بدهد و ضمن مذاكره با فيروز كريمي با امير قلعهنويي هم صحبت كند. قلعهنويي آن زمان سرمربي هيچ تيمي نبوده و بتازگي از سرمربيگري تيم ملي كنار گذاشته شده بود. آن شب هم او به دفتر فتحاللهزاده رفت و هم كريمي اما در آخر اين فيروز كريمي بود كه به خواست ناصر حجازي سرمربي استقلال شد. قلعهنويي هم در نيم فصل به مس رفت و اين تيم را در نيم فصل دوم تا رتبه سوم جدول ردهبندي بالا كشيد.
استقلال اما حال و روز خوشي نداشت و اواخر فصل تا مكان سيزدهم هم سقوط كرده بود. آنجا بود كه علي فتحاللهزاده تصميم نهايياش را اتخاذ كرد و امير قلعهنويي را براي رساندن استقلال به سرمنزل مقصود در جام حذفي (87 - 86) به تيم بازگرداند. قلعهنويي نيز پيش از بازي با فولاد تيم را تحويل گرفت و با 4 بازي استقلال را قهرمان جام حذفي كرد تا محبوبيتش نزد هواداران بيش از پيش شود. روزهاي خوش استقلال و امير اما تا هفته دوم ليگ برتر هشتم به طول نينجاميد. شروع نااميدكننده استقلال در ليگ هشتم عدهاي را نسبت به تواناييهاي امير قلعهنويي مشكوك كرد.
قلعهنويي ابتدا در مقام پاسخگويي برآمد و از سيستم اتخاذياش دفاع كرد، اما توضيحات او كارشناسان و منتقدان را قانع نكرد و روزي نبود كه در صفحات روزنامهها از شيوه بازي استقلال انتقاد نكنند. مديرعامل وقت استقلال نيز كه پس از ناكام ماندن ناصر حجازي و فيروز كريمي تا آن روزها جواب منتقدان را با مطرح كردن قهرماني تيمش در جام حذفي ميداد كمكم به صف آنها پيوست و سيستم دفاع سه نفره را منسوخ شده دانست؛ البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه وقتي يك مربي تيم سيزدهم جدول را تحويل ميگيرد و كمتر از يك سال 2 عنوان قهرماني برايش كسب ميكند كوچكترين بهانهاي براي تغيير، دست مديران باشگاه نميدهد، اما از آنجا كه فصل پيش فصل بدبياريهاي اين مربي هم بود، استقلال در ابتداي كار ضربات شديدي را متحمل شد.
استقلال به مكان هفدهم جدول سقوط كرد و حالا وضعيت بحراني بر باشگاه بزرگ استقلال حاكم شده بود. با وجود اين امير قلعهنويي بود كه در آن شرايط نيز قول قهرماني داد و تيمش را شايسته كسب اين عنوان مطرح كرد. وقوع اين اتفاق، تغييرات گستردهاي در كادر مديريتي باشگاه ايجاد كرد و علي فتحاللهزاده در اقدامي غيرمنتظره پس از تغيير رئيس مجمع باشگاه با حكم زريبافان از كار بركنار شد و اميررضا واعظ آشتياني روي كار آمد. به محض خروج فتحاللهزاده ناگهان در استقلال متحول شد و بيامان به حريفان تاخت و هربازي جشنواره گل به راه انداخت.
در حالي كه استقلال خيلي زود از مكان هفدهم جدول به صدر رسيد خيليها بيكار ننشستند و از هر فرصتي براي ضربه زدن به امير قلعهنويي و استقلال استفاده كردند. فاز دوم مشكلات قلعهنويي زماني شروع شد كه علي دايي بازيكنان مليپوش استقلال را در اختيارش قرار نداد و خيلي زود برابر هواداران باشگاه استقلال ايستاد. جدال لفظي اين دو مربي در برنامه 90 تا حدودي از مقبوليت عمومي دايي كاست و حركتهاي صورت گرفته پس از آن ماجرا به نوعي بيانگر اختلافات زيرپوستي اين دو نفر بود.
پس از انتقاد قلعهنويي از نحوه برگزاري اردوهاي تيم ملي، دايي هم به تيم استقلال ايراد گرفت كه وابسته به يك بازيكن است و چنين تيمي كه به فرد وابسته است را تيم ندانست. پس از آن برهه و آن اتفاقات بار ديگر استقلال روند حركتياش را با قدرت ادامه داد كه شايعه مذاكره قلعهنويي يا دستيارانش با بازيكنان حريفان استقلال فاز جديدي از مشكلات را براي اين سرمربي ايجاد كرد.
شايعهپراكنان بر اين نكته اصرار و ابرام داشتند كه سرمربي استقلال يا عوامل او پيش از برخي بازيهاي حساس در مذاكره با بازيكنان كليدي و شاخص حريف به آنها وعده حضور در استقلال فصل بعد را ميدهند و دليل موفقيت تيم قلعهنويي را به اين شكل مطرح ميكردند.
البته اين ادعاها هرگز به اثبات نرسيد تا همچون شايعه دوپينگ بازيكنان استقلال به شكل مقطعي مطرح و سپس از يادها برود. بخش ديگر مشكلات قلعهنويي كه در فصل پرپيچ و تاب ليگ هشتم با آن دست و پنجه نرم كرد، از ناحيه بازيكنان تيم بود.
قلعهنويي در فصل گذشته با برنامههاي تلويزيوني هم (بعضا) به مشكل برخورد. او از بهرام شفيع و برنامه ورزش و مردم دلگير بود. چند بار نيز عليه عادل فردوسيپور و جهانگير كوثري موضع گرفت
مجتبي جباري از ابتداي كار چند بار بناي مخالفت گذاشت و دست آخر هم به شكل علني گفت كه طبق بندي از قراردادش تا پولش را نگيرد حق دارد در تمرينات استقلال شركت نكند و هيچ كس هم اين اجازه را ندارد كه به او ايراد بگيرد. او حتي در چند نوبت هم سعي داشت تعدادي از بازيكنان تيم را در اين وادي با خود همسو كند كه هر بار اين اتفاق به شكلي خنثي شد.
علاوه بر جباري، ميثم منيعي و سياوش اكبرپور هم در طول فصل گذشته چند بار به شكل جسته و گريخته در مصاحبههايشان به انتقاد از قلعهنويي پرداختند. به طور مثال، درگيري ميثم منيعي در فرودگاه مهرآباد با مسوول روابط عمومي باشگاه استقلال از ديگر مواردي بود كه باعث شد تا حدودي امير قلعهنويي تحتالشعاع اتفاقات حاشيهاي تيمش واقع شود و از اين بابت روزهاي دشواري را سپري كند. در فاز بازيكنان البته دردسر بزرگتري كه امير قلعهنويي با آن دست به گريبان بود نيز مصدوميتهاي آنها بود.
آنجا كه به واسطه برگزاري اردوهاي بلند يا كوتاهمدت تيم ملي از بدنساز تيمش ميخواست شاگردانش را در فرم مطلوب حفظ كند و همين بدنسازيهاي چندباره سبب بروز مصدوميتهاي پيدرپي بازيكنانش ميشد. او در چندين بازي نفرات ارزشمند تيمش همچون مجتبي جباري، فابيو جانواريو و ... را در اختيار نداشت و اميدرضا روانخواه را هم كه از همان هفته اول (دقيقه 20 بازي برابر استقلال اهواز) از دست داده بود و به مدت 7 ماه در اختيار نداشت.
البته يادمان نرود كه فرهاد مجيدي هم در مقطعي كوتاه نسبت به نيمكتنشينياش در استقلال لب به اعتراض گشود، اما خيلي زود از اين تصميماش صرفنظر كرد. امير قلعهنويي اما در فصل گذشته با برنامههاي تلويزيوني هم (بعضا) به مشكل برخورد. او از بهرام شفيع و برنامه ورزش و مردم به دليل عملكرد پس از جام ملتهاي آسيا دلگير بود. چند بار نيز به شكل واضح و آشكار عليه عادل فردوسيپور و جهانگير كوثري موضع گرفت. مشكل قلعهنويي و كوثري پس از داستان فابيوبالا علني هم شد.
البته بايد به تمام مشكلاتي كه تاكنون ذكر شده است معضلات داوري و پنالتيهاي گرفته نشده براي استقلال هم اشاره كرد. همچنين فرصتسوزيهاي آرش برهاني و سياوش اكبرپور در بازيهاي حساس آخر. اما انگار مشكلات قلعهنويي در فصل هشتم ليگ برتر با رسيدن به روزهاي پاياني بزرگ و بزرگتر هم ميشد. چرا كه پس از كسب نتايج ضعيف در ليگ قهرمانان آسيا ضمن رو آمدن پرونده سيستم 2 5 3 توسط كارشناسان، او در يك جدال رسانهاي غيرمستقيم با جواد زرينچه به يكباره متهم به تباني شد. تباني استقلال تهران و اهواز در دوران سرمربيگري قلعهنويي در تيم همنام اهوازي.
اين مشكل اما به مراتب بزرگتر و سختتر از تمام معضلات قلعهنويي در طول فصل هشتم بود بويژه آنجا كه محمد مايليكهن هم وارد اين بحث شد و با صدور بيانيهاي عليه قلعهنويي، روزگار او را تيره و تار كرد تا قلعهنويي در مصاحبه با خبرنگاران مجبور شود بگويد «شبهاست كه نخوابيدهام و از خدا مرگم را خواستم.» فراموش نكنيم رابطه ميان مديرعامل استقلال با امير قلعهنويي هم در روزهاي خوشي و ناخوشي اين تيم چندان صاف و آفتابي نبود.
واعظ در روزهاي پاياني فصل و پس از حذف تيمش در جام حذفي در برنامه ورزش از نگاه دو راجع به پيشنهاد 5/1 ميلياردي قلعهنويي آن را به وارد شدن ارز به كشور تعبير كرد و (به قول قلعهنويي) دل سرمربياش را به درد آورد. كسي كه 5 روز پيش از آن استقلال را در سختترين شرايط ممكن به عنوان قهرماني هشتمين دوره ليگ برتر رسانده بود.
به اين حجم فراوان مشكلات و ناخوشيهاي قلعهنويي در فصل هشتم باز هم ميتوان نكاتي را اضافه كرد كه از آن جمله ممنوعيت حضور هواداران قلعهنويي و استقلال در تمرينات اين تيم بود. جايي كه شايد قلعهنويي تنها در آن احساس راحتي بيشتري ميكرد و فضا را مناسب براي تمرين تيمش ميدانست.
بيشك ذهن پوياي خواننده فوتبالي اين متن نكات از قلم افتاده ديگري را نيز از مصائب سرمربي مستعفي فصل هشتم استقلال به ياد ميآورد كه همه و همه در كنار هم به اضافه كسب عنوان قهرماني ليگ هشتم ارزشهاي اين جام را براي هواداران استقلال افزون ميكند.
بيشك نفر جايگزين امير قلعهنويي در استقلال كاري بس دشوار در پيش خواهد داشت و بايد ديد آيا تحمل اين همه فشار (كه بخشهايي از آن را به رشته تحرير در آورديم)، را دارد يا نه. گذر زمان خيلي مسائل را مشخص خواهد كرد.


