آن سوي شعارها
در دنـيـاي جـديـد امـروز اخذ ميزبانيهاي بازيها و مسابقات ورزشي مهم، يكي از شاخصهاي رشديافتگي، نه تنها در ورزش، بلكه در ساير عرصههاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و ... تـلـقـي مـيشـود. بـعضي از كشورهاي آسيايي توانستهاند در اين زمينه پيشرفتهاي بسيار زيـادي داشـتـه باشند. در اين ميان كشورهاي چين، ژاپن، كره جنوبي، تايلند، هند و قطر در بين كـشـورهـاي آسـيـايـي توانستهاند گوي سبقت را از ساير كشورها تصاحب نمايند.
به نوشته کلمه، قبل از انقلاب شكوهمند اسلامي، ايران توانسته بود دو رويداد مهم را ميزباني نمايد و در آستانه ميزباني برگزاري الـمـپـيـك 1984 بـود (پـس از بـازيهاي آسيايي 1974 تهران IOC تصميم گرفته بود ميزباني المپيك 1984 را به ايران بدهد.) در سال 1347 19688) ايران ميزبان «جام ملتهاي آسيا» در بخش فوتبال بود كه رژيم گذشته توانسته بود تبليغات گستردهاي را از اين رويداد مهم ساماندهي نمايد. در سال 1353 19744) نيز ايران ميزبان «بازيهاي آسيايي» بود كه توجه تمام جهانيان را به سوي كشورمان معطوف نمود.
گرچه رژيم گذشته اهداف خاصي را در گرفتن اينگونه ميزباني دنـبـال ميكرد ولي به هر حال اين ميزبانيها عليرغم اهداف غيراخلاقي خود در كارنامه ورزشي ملت ثبت گرديد. اكنون بيش از 30 سال از عمر انقلاب اسلامي ميگذرد و گرچه دستاندركاران ورزش تـلاشهـايـي را در ايـن زمينـه كـردهانـد ولـي هيـچگـاه نتـوانستهاند مانند ساير عرصهها به مـوفقيت برسند و از اين بابت عقبماندگي بسيار آشكاري وجود دارد.
در بيستسال گذشته جهان شاهد برگزاري هشت ميزباني در بازيهاي المپيك 19800 تا 2008) هشت ميزباني در جام جهاني 19788 تا 2006) هشت ميزباني در بازيهاي آسيايي 19788 تا 2006)، و هشت ميـزبـانـي در مسـابقـات فـوتبال جام ملتهاي آسيا 19800 تا 2007)، جمعا 32 ميزباني بوده اسـت (از آنجـايـي كه ميزبانيهاي يك دوره جدي چهار تا 10 سال قبل تعيين ميشود و اين تعـداد بـه بيش از 36 دوره ميزباني ميرسد.) گرچه اخذ ميزباني در سطح المپيك و جهاني فـوتبال به يك فرآيند بسيار پيچيده و نياز به يك فعاليت مسترم و گسترده حداقل 10 ساله را طلب ميكند، ولي گرفتن ميزباني در بازيهاي آسيايي و جام ملتهاي آسيا با نگاه و رويكرد مديريت ورزشي در يك برنامه 5 تا 8 ساله قابل دسترسي است.
عليرغم اهميت بسيار زيادي در ايـن مـوضـوع و با توجه به فقدان شناخت مسئولين ورزشي و سطوح مديريت عاليه نظام، عقـبمـانـدگيهاي غيرقابل جبران در اين زمينه ملموس ميباشد. حتي كشورهاي آسيايي دسته دوم و سوم از نظر ورزشي، نظير هند، تايلند و قطر، آنها فعاليتهاي بسيار چشمگيري داشتهاند ولي كشورمان حرفي براي گفتن در اين زمينه ندارد و اگر صحبتهاي شعار گونه از زيـرساختهاي فيزيكي از زبان مسئولين ورزشي گفته ميشود، بسياري از آنها قابليتها و اسـتانداردهاي بينالمللي براي برگزاري ايـنگونه مسابقات را ندارند و هزينههاي چـنـد بـرابـر جهت استانداردكردن آنها از ضـروريات ميباشد.
فقدان درك صحيح مـسـئـولـيـن به امر مهم ميزباني; ورزشي بـاعث گرديد كه ساير بخشهاي وابسته از جمله توريسم، اقتصاد، شهركسازي، زيرساختهاي ورزشي و غير ورزشي و ... نتوانند به تواناييهاي بالقوه خود برسند. عوامل كلي اين تاخير (توقف) در گرفتن اين گونه ميزبانيها 4 شـامـل: 1 نـداشـتـن بـرنـامـه استراژيك در افق 20 ساله 2 فقدان آگاهي مسئولين ورزش و مسئولين عالي 3 فقدان زيرساختهاي ورزشي داراي استانداردهاي بينالمللي 4 ضعف در بــكـارگـيـري نـيـروهـاي بـا تـجـربـه در عـرصههاي بينالمللي 5 ضعف در حمايتهاي مـالي مـوردنـيـاز 6 پـراكندهكاري بسيار زياد و موازي كاري و بعضائ متضاد 7 ساختار كهنه و ضـعيف تـشـكـيـلات ورزش كـه از رژيـم گـذشـتـه بـه ارث رسـيـده اسـت. 8 ورود نـيروهاي انساني از حـوزههـاي غيرمرتبط در حوزه ورزشي و صرفا براي كسب تجربه براي دورههاي كوتاه مدت و...


