بازاری پر از ملیپوش!
آزمون و خطا را بیش از هر روش دیگری دوست داریم؛ ابتدا علی دایی را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردیم سپس تا آنجا به او اختیار عمل دادیم که هر گاه خواست لیگ را تعطیل کرد، هر چه خواست انجام داد، هر که را دوست نداشت در پس ذهن پنهان کرد و نتیجه در پایان چیزی نبود جز در انتظار شگفتی نشستن تا رسیدن به سرزمین جام جهانی.
به نوشته وطن امروز، پرداختن به آنچه دایی کرد، موضوع بیاتی است که پرداختن به آن دیگر چندان اهمیت ندارد اما نگاه به اتفاقاتی که این روزها پیرامون تیم ملی رخ میدهد فضایی را ترسیم میکند که زمان حکومت دایی را یادآور میشود، البته از نوع وارونهاش.
آن روزها دایی متکلم وحده بود و چنان با قاطعیت فلسفهاش را دنبال میکرد که در روز خروج (واژه محترمانهتر اخراج) هیچ شریکی را نتوانست برای آن تراژدی پیدا کند. اما اینک آزمون دیگری را پشت سر میگذاریم، انتخاب افشین قطبی یک گزینش صد درصد فدراسیونی بود و علی کفاشیان با این انتخاب نشان داد برای جبران گذشته هنوز توان لازم را دارد.
مغضوبان بازگشتهاند، حتی بازیکنانی که پیش از این به غیر از زیرپوش سفیدشان دیگر هیچ پیراهن سپیدی را بر تن نکرده بودند، امروز ناباورانه با جامهای در کمپ تیم ملی تمرین میکنند که گشادی آن از دهها کیلومتر دورتر هویداست.
افشین قطبی دکترین صلح و دوستی را به هر نوع سیاست دیگر ترجیح میدهد از این رو کمیت لیست او به فهرست یک گروهان نظامی میماند. فهرست 40نفره تنها یک پیغام ویژه داشت؛ همه شانس حضور در تیم ملی را دارند حتی آنهایی که ذخیره هستند و آنانی که پای سالمی برای راه رفتن ندارند.
غلاف کردن قلم انتقاد به بهانه آرامش تیم ملی را پیش از این تجربه کردیم و پس از دیدار با عربستان شاهدش بودیم که همان قلم زنگ زده به شمشیری میزد که برای رسیدن به آرامش، تنها لمس کردن استخوان کادر فنی را طلب میکرد. محمد مایلیکهن، رسانه ملی را مقصر میدانست که مانع از بسط نقد کارگشا شد و اگر ایمانی به حرف آن روز مایلی داشته باشیم امروز وظیفه ایجاب میکند مقابل حوادث این روزهای تیم ملی ری اکشنی در خور توجه داشته باشیم.
قطبی برای داشتن چند تیم کامل برای تمرینات گروهی به افراد زیاد اعتقاد دارد اما چند معضل در پی این خواسته زایش میشود که بیتفاوت نمیتوان از آن گذشت؛ سرمربی تیم ملی مهمترین دغدغه فعلیاش را خط زدن نیمی از این بازیکنان بیان میکند؛ اتفاقی که باید سرانجام رخ دهد تا در فاصله کمتر از 20 روز تا دیدار پیونگیانگ به انسجام نهایی برسیم. آیا نگاه کردن به این مجموعه شلوغ در کمپ تیم ملی بر دلشورههای شما به عنوان یک هوادار تیم ملی نمیافزاید؟
دغدغه قطبی همان دلشوره امروز خیلی از هواداران تیم ملی است که نمیدانند چرا در این شلوغی باید مازیار زارع (یکی از بهترینهای لیگ هشتم) خروج را بر تمرین ارجحیت دهد. شاید خارج شدن مازیار زارع از گروهان قطبی با توجه به تعداد مدعوین چندان نگران کننده نباشد، اما وقتی بلافاصله سه نفر دیگر به تیم ملی دعوت میشوند آن وقت است که این پرسش به میان میآید؛ روی کدام متر و معیار میثاق معمارزاده رنگ لباس تیم ملی را میبیند؟
چه کسی پاسخ صریح این پرسش را میداند؟ اینکه میثاق به طور حتم خط خواهد خورد (همانطور که خیلیهای دیگر به چنین سرنوشتی دچار میشوند) یک واقعیت قابل حدس و قریبالوقوع است اما در این میان یک واقعیت دیگر وجود دارد؛ میثاق در بازار نقل و انتقالات با برند یک ملیپوش معرفی میشود. این اتفاق برای خیلیهای دیگر رخ میدهد و به نظر میرسد آنهایی که لپتاپ قطبی را پر از نام بازیکن ریز و درشت کردند درست به وسط هدف کوباندهاند!


