12 ماه، 12 تغییر
سه سال پس از واپسین قهرمانی لالیگا، بارسا سه هفته مانده به پایان فصل 9-2008 قهرمان شد تا برای چهارمین بار در کمتر از دو هفته، کاتالانها در میعادگاه کانالتس در بلوار رامبلاس بارسلونا جشن بگیرند.
به نوشته وطن امروز و به نقل از مارکا، جشن 6 تایی کردن رئال در برنابئو، جشن صعود به فینال لیگ قهرمانان، جشن فتح بیست و پنجمین جام پادشاهی و حالا جشن فتح نوزدهمین جام قهرمانی لالیگا. اما این جشن قهرمانی آخری با سالروز تشییع تیم رایکارد مصادف شده است.
سال گذشته در چنین روزهایی بود که هواداران متعصب بارسلونا یا همان کولهها یک هفته پس از شکست تحقیرآمیز آبیواناریها در الکلاسیکو شعار سر دادند: «بارسا آری، لاپورتا نه!» و بارسای شکست خورده فرانک رایکارد را در همین میعادگاه کانالتس – جایی که خانواده بارسا در شادی و غم احساسات خود را در آن بروز میدهند – تشییع کردند. حالا 12 ماه از آن روز گذشته و شرایط به کلی دگرگون شده اما چگونه روزگار نوی نوکمپ از راه رسید؟
1- گوآردیولا: او در ابتدا در نقش مامور آتشنشانی برای نجات لاپورتا سر رسید. پپ بدون آنکه دماغش را بالا بگیرد از همان ابتدا مثل یک کارگر اصیل، اصالت کار را به نمایش گذاشت تا امروز که کشتی کاتالانها را به ساحل بهشت رسانده. انگار تندیس کریستوفر کلمبوس در بندر بارسلونا که دستش را به سوی غرب نشانه رفته، به پپ اشاره میکند.گوآردیولا اصلاحات را از روی نیمکت آغاز کرد و برخلاف کرویف و رایکارد که در فصل اول چیزی نبردند، در همین اولین سال تاکنون دو جام برده و در یک قدمی سومین جام است.
2- بازده: با بدرقه «گوسفندهای سیاه» رختکن یعنی رایکارد، رونالدینیو و دکو تغییراتی وسیع در روال کاری رختکن آغاز شد. دیگر سالن بدنسازی بهانهای برای فرار از تمرین و همینطور قانون گوآردیولا نبود.
3- حرکت به سوی ثبات: وقتی لاپورتا اساسنامه باشگاه را بهانه قرار داد تا از مجمع عمومی بارسا رای اعتماد بگیرد، فقط به 60 درصد آرا دست یافت در حالی که برای حفظ اتوریته کامل خود به 66 درصد آرا نیاز داشت و در این شرایط بود که او مدیر دست راستش «فران سوریانو» و هفت مدیر اجرایی منصوب خود را از دست داد. اما امروز کمتر کسی روزهای بیثبات اواخر تابستان گذشته را به یاد میآورد.
4- اتوئو: وقتی از تعطیلات بازگشت و چمدان به دست دم در ایستاد، هیچکس او را به جا نیاورد، دست آخر گوآردیولا فقط او را به عنوان یکی از ذخیرهها پذیرفت. سرانجام با آغاز پاییز بود که مروارید سیاه تسلیم شرایط جدید سرمربی شد.
5- آنری: پس از یک سال بیثبات (یا اگر بهتر بگوییم یک سال مرخصی) غرق در مشکلات شخصی و خانوادگی و اسیر درد کمر شده بود و بیشتر از هر زمان دیگری حاشیه داشت. اما پپ با او صحبت کرد و هنوز کسی نمیداند به او چه گفت. شاید به او گفته باشد: «تیتی، رم منتظر تو است!»
6- معدن: در حالی که مردان فنی لاماسیا (آکادمی بارسلونا) به اندازه کافی نیروهای جوان را برای تیم اصلی تربیت کرده بودند (پویول، ژاوی، والدس، مسی، اینیستا، ژورکرا و بویان) تازه گوآردیولا از راه رسید و در نخستین بازی رسمی فصل، پیکه و بوسکتس را رو کرد. حالا باید منتظر کارتهای جوان دیگری باشیم که پپ رو خواهد کرد.
7- گروه: شاید برای اولین بار در تاریخ معاصر بارسا، بازیکنان کاتالان کنترل رختکن را در دست گرفتند و این سرآغاز زوال فردگرایی افسارگسیخته در نوکمپ بود. این بار یک گروه متحد شکل گرفت که «ویانوا» دستیار پپ هم در سازمان دادن آن نقش داشت. اتوئو هم بهتر دید که به رژیم جدید رختکن احترام بگذارد.
8- زنبیل: از پنج خرید این فصل دوتایشان بلااستفاده ماندند اما بقیه نقش محوری ایفا کردند. آلوس دیگر تانک سنگین سویا نبود بلکه حالا به یک موتوسیکلت پرشتاب بدل شده بود، پیکه حالا برای خودش «پیکنباوئر» شده و چه کسی است که به تحول فوتبال کیتا اعتراف نکند. اما هلب و کاسرس بیکار ماندند و شاید اصلاً بروند.
9- اینیستا: گلی که در استمفوردبریج زد کوه یخ را شکست. خبر خوب این است که شماره 8 بارسا دیگر یک بازیکن بیخانمان نیست بلکه حالا در همه جای زمین عالی بازی میکند، مسؤولیت به عهده میگیرد، یارگیری میکند و... بهطوری که هرکس عاشقش میشود. او حالا جزو بهترینهای جهان است.
10- مسی: اگر این فصل خیلیها را به خاطر اینکه شگفتیسازی چندانی نکرده شگفت زده کرده باشد اما شگفتی بزرگتر مسی این است که او یک سال کامل را بدون مصدومیت سر کرده، آن هم در حالی که تقریباً در تمام مسابقات بارسا شرکت کرده و گل زده است: در برنابئو، در فینال جام حذفی. مسی! توپ طلا انتظار تو را می کشد.
11- سرگرمی: وقتی کولهها برای تیم فصل قبل سوت میکشیدند شاید باور نداشتند که سوتهایشان اینقدر سریع به تولد تیم گوآردیولا بینجامد که آن وقت هواداران مجبور شوند برای یک جشن و سوت کشیدن به افتخار یک تیم رویایی جدید، شب و نيمهشب به کانالتس بروند.
12- افتخارات: گوآردیولا چند هفته پیش گفت: «اگر در پایان این فصل رویایی، جامي بالا نبریم مزهاش از بین میرود». پویول چهارشنبه گذشته به خوبی پاسخ سرمربی را داد و جام پادشاهی را بالا برد: «من آنقدر قوی هستم که جامهایی خیلی بیشتر از این را بالا ببرم».


