سايه نشينى، رمز موفقيت
چقدر خوب است كه آدميزاد در سايه بنشيند و كار خودش را انجام دهد و كارى هم به آنانى كه در آفتاب سوزان، بى خود و بى جهت عرق مى ريزند نداشته باشد. اشتباه نفرماييد، قرار نيست كلاس تنبلى داير كنم. نه بابا. اتفاقا اعتقاد دارم كه بعد از نادانى، چيزى بدتر از تنبلى نيست. ولى الكى دويدن را هم نشانه زرنگى نمى دانم. شما بفرماييد! وقتى مى شود در سايه، بى دغدغه و سرحوصله نشست و كار خود را پيش برد، چرا بايد وسط آفتاب ظهر تابستان، دنبال قاپيدن ليوان آب از دست اين و آن بود؟
به نوشته جوان، كم كم داريد فكر مى كنيد كه، اين جناب نويسنده ديوانه شده است و صفحه ورزشى را با كلاس علوم دبستان اشتباه گرفته است، شما ديگر چرا عجله مى كنيد، سراپاى اين يادداشت بيست - سى سطر است كه ظرف چند دقيقه خوانده مى شود، اگر در پايان خط آخر، آنجا كه نقطه مى گذاريم، يك حرف ورزشى نزده بوديم، انتقاد بفرماييد. اگر از آفتاب و سايه حرف مى زنم به خاطر اين است كه عرض كنم كه حكايت باشگاهدارى ما هم اينطورى هاست. هر باشگاهى كه به جاى داخل شدن در فضاى سر وصدا و جنجال، سرش را بيندازد پايين و زندگى اش را كند، موفق تر است.
وجداناً چند سال اخير را مرور كنيد، در بيشتر مواقع تيم هاى بى سر و صدا و يا بهتر بگويم آن دسته از تيم هايى كه حاشيه كمترى داشته اند، توفيقاتشان بيشتر بوده است. در عوض آنهايى كه عمرشان را پاى جار و جنجال ريخته اند هم خودشان را گيج كرده اند و هم مردم را. پرسپوليس و استقلال هم وقتى موفق شدند كه حاشيه كمترى داشته اند.
سپاهان را درنظر بگيريد! آن زمانى كه تيم طراز اول به حساب نمى آمد خيلى بهتر نتيجه مى گرفت در عوض ذوب آهن كه تيم دوم حاشيه زاينده رود است، سرش را انداخته پايين و حواسش به زندگى خودش است، روزگار را هم به خوبى مى گذراند. اصلاً چرا راه دور برويم. راه آهن، همين باشگاهى كه با هر ترفندى بود شهر رى را شهرستان معرفى كرد تا در تهران بماند را ببينيد!
مديرعاملش همان كسى است كه ۲۰ ماه در پرسپوليس بود و كلى مربى و بازيكن معروف هم داشت ولى دستش به هيچ جا نرسيد. در راه آهن اما الان يك قدم بيشتر تا سكوى اولى جام حذفى فاصله ندارد. بله، در سايه، معروفيت آفتاب نشينى نيست ولى، بهتر مى توان نتيجه گرفت، از شما چه پنهان، سود دلالى در سايه هم بيشتر و بى دردسرتر از كاسبى در آفتاب است! جالب بود؟ پس تا بعد.


