بانوی اول هر ستاد کیست؟
گزارشی از نقش زنان در ستادهای انتخاباتی
کد خبر: ۴۷۸۸۹
| | 25999 بازدید
هریک از چهار نامزد اصلی انتخابات ریاستجمهوری چه کسانی را در کنار خود دارند؟
تا انتخابات ریاستجمهوری 29 روز مانده است؛ چهار نامزد اصلی در میدان هستند و هریک با جدیت تلاش میکند خود را بهترین گزینه برای انتخاب مردم معرفی کند. هنوز زمان تا اعلام نهایی اسم نامزدهای صاحبصلاحیت از سوی شورای نگهبان باقی مانده است و شاید فهرست اعلامی شورای نگهبان حاوی نام افراد واجد شرایط برای ریاستجمهوری بر ایران، یک شگفتی را نیز در خود داشته باشد؛ نام یک زن.
برخی با اشاره به اظهارات پیشین سخنگوی شورای نگهبان حدس میزنند که شاید این بار بتوانیم از حضور نام یک زن در فهرست اعلامی این شورا به شگفت بیاییم. کدخدایی گفته بود اگر تاکنون زنان متقاضی نامزدی برای انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت شدهاند، علتش زنبودن آنها نبوده بلکه اساساً شرایط احراز این سمت را نداشتهاند. کسانی که تأیید صلاحیت یک زن (احتمالاً رفعت بیات) را محتملتر میبینند، حدس میزنند حضور او بتواند رأی نامزدهای اصلاحطلب را بشکند.
این حدس را بهخصوص زنان فعال در میان اصلاحطلبان مطرح کردهاند. اما از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
فاطمه رجبی در کنار احمدینژاد
همان اندازه که احمدینژاد و توپخانه تبلیغیاش هنوز آشکارا وارد میدان نشدهاند، کمتر میتوان درباره این اردوگاه کنکاش کرد. اما در همه این چهار سال نام یک زن همواره به نام رئیسجمهور و دولت نهم گره خورده است: فاطمه رجبی. این زن که بهخصوص با کتاب اسمدرکردهاش «معجزه هزاره سوم» شناخته شد، نامههای سرگشاده داغ و متعددی در این چهار سال نوشته که تقریباً اکثر چهرههای نظام جمهوری اسلامی را در آنها مورد عتاب و نوازش خود قرار داده است.

رجبی همچنین همسر سخنگوی دولت، غلامحسین الهام، نیز هست ولی بیانصافی است که او را صرفاً و در وهله اول به این خصوصیتش بشناسیم؛ چه اینکه زبان و قلم او در دفاع از دولت نهم حتی از همسر سخنگویش نیز فعالتر بوده است. هرچند شاید بتوان پروین احمدینژاد، خواهر رئیسجمهور و عضو شورای شهر تهران را نیز در اردوگاه انتخاباتی احمدینژاد سراغ گرفت، اما هنوز نمیتوان زنی را به نامآوری فاطمه رجبی در اطراف محمود احمدینژاد سراغ گرفت.
معصومه خدنگ در کنار محسن رضایی
دیگر نامزد اصولگرای مطرح، محسن رضایی است. تاکنون بارزترین حضور زنان در اردوگاه او، یکی حضور همسرش معصومه خدنگ هنگام ثبتنام در ستاد انتخابات وزارت کشور بود و یکی دیگر انتصاب لیلی بروجردی به سمت مشاور رضایی در امور بانوان. لیلی بروجردی، از نوادگان امام خمینی (ره) و البته از بستگان سببی محسن رضایی است. جز این دو نام، تاکنون بروز برجسته دیگری از حضور زنان در اردوگاه انتخاباتی محسن رضایی دیده نشده است.

جمیله کدیور در کنار شیخ
مهدی کروبی، اولین نامزد اصلاحطلب و اساساً اولین نامزدی که رسماً و صریحاً پا به رقابتهای انتخاباتی دوره دهم ریاستجمهوری گذاشت، حضور دو زن را به طور جدی در کنار خود دارد: همسرش فاطمه کروبی و همچنین جمیله کدیور. فاطمه کروبی که خودش از چهرههای سیاسی است و سابقه نمایندگی مجلس در دوره پنجم را دارد و دبیر کل مجمع اسلامی بانوان هم هست. او در دوره ریاست بنیاد شهید توسط شوهرش مهدی کروبی در دهه ۶۰، رئیس برخی از مراکز درمانی این بنیاد بود. نام فاطمه کروبی در انتخابات مجلس هشتم در فهرست حزب اعتماد ملی و مجمع اسلامی بانوان برای راهیابی به مجلس از تهران بود که البته با آرای پایینی شکست خورد.
فاطمه کروبی در جریان راهاندازی تلویزیون صبا، شبکه ماهوارهای مهدی کروبی، با مطرحشدن شایعه انتخاب هدیه تهرانی به عنوان مجری این شبکه، بهتندی در اینباره واکنش نشان داد و گفت: هنوز نمردهایم که هدیه تهرانی بشود مجری تلویزیون صبا!
این زن در چند سال گذشته از منتقدان سرسخت آن دسته از اصلاحطلبان که خودش و شوهرش آنها را «اصلاحطلبان تندرو» میخوانند بوده بهخصوص بارها به محمد خاتمی رئیسجمهور سابق تاخته است. او بهتازگی هفتهنامهاش ایراندخت را به روزنامهنگاران اصلاحطلب سپرده تا در کنار روزنامه اعتماد ملی، کروبی را در انتخابات پیش ِ رو یاری کنند.

با این حال شخص فاطمه کروبی هنوز چندان که انتظار میرفته برای تبلیغات به نفع شوهرش به میدان نیامده و جستوجو در خبرگزاریها در این باره، صرفاً یکی دو سخنرانی نه چندان متأخر در شهرستانها را نتیجه میدهد.
اما جمیله کدیور زنی بود که هنگام ثبتنام مهدی کروبی در ستاد انتخابات او را در کنار محمدعلی ابطحی، عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی همراه میکرد. این روزنامهنگار که در مجلس ششم نماینده مردم تهران بود، همچنین عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا هم هست. کدیور، دکترای علوم سیاسی دارد. همسر او، عطاءالله مهاجرانی، نیز از حامیان مهدی کروبی در انتخابات پیش ِ رو است که در حال حاضر در خارج از کشور زندگی میکند. برادر او محسن کدیور نیز یکی از چهرههای روشنفکران دینی است. حضور جمیله کدیور در روز ثبتنام کروبی با روسری بتهجقهایاش، تا اندازهای غیبت همسر همیشه حاضر در صحنه شیخ را جبران میکرد. شاید این توصیه مشاوران شیخ بوده که به نظرشان جمیله کدیور بهمراتب رأیجمعکنتر از فاطمه کروبی بوده است.
زهرا رهنورد در کنار میرحسین
با این همه هنوز حضور هیچیک از این زنان، فاطمه رجبی و همسر محسن رضایی و فاطمه کروبی و جمیله کدیور، به اندازه حضور زهرا رهنورد با روسری گلدار و کیف چرمی بزرگش به چشم نیامده است. رهنورد خودش بهتازگی در گفتوگویی درباره جوانیاش گفته است: من در اوج جوانی از بیحجابی به حجاب رسیدم و این را لطف الهی میدانم. برای همین میدانم که چه چیز ارزشمند و دوستداشتنیای را انتخاب کردهام.
اینطور که از حضور ِ تاکنون رهنورد در کنار شوهرش میرحسین موسوی برمیآید، او بنا دارد همپای رئیس کابینه سالهای جنگ در رقابتهای انتخاباتی حضور داشته باشد. تا جایی که طرفداران میرحسین که روز ثبتنام او در مقابل ستاد انتخابات کشور جمع شده بودند، سه تصویر در دست داشتند: محمد خاتمی، میرحسین و زهرا رهنورد. با این حال میرحسین بهتنهایی برای ثبتنام به خیابان فاطمی رفت؛ نه همسرش رهنورد همراه او بود و نه کس دیگری از حامیان و اطرافیانش؛ شیوهای متفاوت با دیگر سه نامزد مطرح که هریک تلاش کرده بودند مهمترین و شاید رأیجمعکنترین اطرافیانشان را با خود به ستاد ببرند.
زهرا رهنورد که 64سال دارد. رئیس دانشگاه الزهرا بوده و به عنوان روزنامهنگار، هنرمند و نویسنده نیز شناخته میشود. رهنورد، دکترای علوم سیاسی دارد و از او به عنوان هنرمند، مجسمه «نرگس عاشقان» اثری شناختهشده است که در میدان مادر (محسنی) تهران قرار دارد. در دوره نخستوزیری میرحسین موسوی، او در پاسخ به روزنامهنگاری که از او پرسید چرا همسر میرحسین شده است، پاسخ داد: از میرحسین بپرسید چرا مرا برگزیده است!
همراهی فعالانه رهنورد در برنامههای تبلیغاتی شوهرش در انتخابات ریاست جمهوری ایران، جز اینکه با استقبال وبلاگنویسهای ایرانی و سایتهای خبری روبهرو شد، به سوژهای جالب برای رسانههای خارجی تبدیل شد و از جمله روزنامه گاردین در این باره یک گزارش نوشت.

این روزنامه انگلیسی در گزارشی با عنوان «زهرا رهنورد، بانوی اول آینده ایران؟» نوشت: خانم رهنورد همچون میشل اوباما، همسر رئیسجمهور آمریکا نقشی فعال در انتخابات ریاست جمهوری ایران ایفا میکند و در اکثر سفرهای تبلیغاتی شوهرش حضور دارد.
به نوشته گاردین، دکتر رهنورد در تلاش برای جذب آرای زنان به نفع شوهرش، نقشی بیهمتا در انتخابات ریاست جمهوری ایران برعهده گرفته است.
این گزارش نوشته است: شاید میرحسین یکی از سیاستمداران قدیمی با اندیشههای مربوط به گذشته باشد، اما او قطعاً سبکی مدرن را برای مبارزات انتخاباتی خود برگزیده است؛ دستکم از این نظر که در همه سفرهای انتخاباتی همسر خود را به همراه دارد.
محمد عطریانفر که از چهرههای اصلاحطلب حامی میرحسین است، از نظر میزان نفوذ رهنورد را همتراز با شوهرش دانسته و به گاردین گفته است: در روزهایی که موسوی نامزد سمت نخستوزیری بود، همه ترجیح میدادند او را به عنوان شوهر خانم زهرا رهنورد خطاب کنند.
زهرا رهنورد خودش درباره حضورش در کنار میرحسین گفته است: تاکنون رئیسجمهورها و سایر مقامات بالا حاضر بودهاند با خانمهای دیگر به مأموریت بروند اما از مسافرتهای رسمی با خانم خودشان خودداری میکردند. نمیدانم چه چیزی باعث ترسشان شده است؟به نظر من این اتفاق یک اتفاق بسیار عادی، طبیعی، شرعی و عقلی است که پیش از اینها باید موردنظر قرار میگرفت تا در سطح جهانی هزینههای آن را نمیپرداختیم و در سطح داخلی و ملی نیز الگویی از همدلی و همکاری بین زن و شوهر را ارائه میدادیم. شاید دلیل این غفلت، غالببودن فضای جاهلانه از روابط سازنده بین زن و شوهر بر لایههایی از سلیقهها باشد که فرصت این جرأت را به مسئولین ما نمیداده اما امیدوارم پس از این، چنین اتفاقی بیفتد.
پیروز این انتخابات ریاستجمهوری هر یک از این چهار تن که باشد، زنان از آن یک امتیاز گرفتهاند: آنان اگر یارای رقابت با مردان را پیدا نکردهاند، دستکم توانستهاند در این رقابت همپای مردانی شوند که از صافی رجل سیاسی گذشتهاند.
منبع: خبرآنلاین
تا انتخابات ریاستجمهوری 29 روز مانده است؛ چهار نامزد اصلی در میدان هستند و هریک با جدیت تلاش میکند خود را بهترین گزینه برای انتخاب مردم معرفی کند. هنوز زمان تا اعلام نهایی اسم نامزدهای صاحبصلاحیت از سوی شورای نگهبان باقی مانده است و شاید فهرست اعلامی شورای نگهبان حاوی نام افراد واجد شرایط برای ریاستجمهوری بر ایران، یک شگفتی را نیز در خود داشته باشد؛ نام یک زن.
برخی با اشاره به اظهارات پیشین سخنگوی شورای نگهبان حدس میزنند که شاید این بار بتوانیم از حضور نام یک زن در فهرست اعلامی این شورا به شگفت بیاییم. کدخدایی گفته بود اگر تاکنون زنان متقاضی نامزدی برای انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت شدهاند، علتش زنبودن آنها نبوده بلکه اساساً شرایط احراز این سمت را نداشتهاند. کسانی که تأیید صلاحیت یک زن (احتمالاً رفعت بیات) را محتملتر میبینند، حدس میزنند حضور او بتواند رأی نامزدهای اصلاحطلب را بشکند.
این حدس را بهخصوص زنان فعال در میان اصلاحطلبان مطرح کردهاند. اما از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
از نامزد(های) زن که بگذریم، این نیمه مؤنث از جامعه ایرانی در بخشهای دیگری از رقابتهای انتخاباتی ریاستجمهوری امسال میتوان سراغ گرفت. در اردوگاههای انتخاباتی این چهار نامزد، میتوان زنانی را سراغ گرفت که تلاش میکنند از یکسو مطالبات این نیمه اغلبنادیدهگرفتهشده را به نامزدها منتقل کنند و از سوی دیگر دستکم زنان را قانع کنند به نامزد موردنظر آنان رأی بدهند. روشن است که هیچیک از این نامزدهای اصلی حاضر نیست از نیمی از آرای احتمالی یعنی آرای نیمه مؤنث جامعه چشم بپوشد.
فاطمه رجبی در کنار احمدینژاد
همان اندازه که احمدینژاد و توپخانه تبلیغیاش هنوز آشکارا وارد میدان نشدهاند، کمتر میتوان درباره این اردوگاه کنکاش کرد. اما در همه این چهار سال نام یک زن همواره به نام رئیسجمهور و دولت نهم گره خورده است: فاطمه رجبی. این زن که بهخصوص با کتاب اسمدرکردهاش «معجزه هزاره سوم» شناخته شد، نامههای سرگشاده داغ و متعددی در این چهار سال نوشته که تقریباً اکثر چهرههای نظام جمهوری اسلامی را در آنها مورد عتاب و نوازش خود قرار داده است.

معصومه خدنگ در کنار محسن رضایی
دیگر نامزد اصولگرای مطرح، محسن رضایی است. تاکنون بارزترین حضور زنان در اردوگاه او، یکی حضور همسرش معصومه خدنگ هنگام ثبتنام در ستاد انتخابات وزارت کشور بود و یکی دیگر انتصاب لیلی بروجردی به سمت مشاور رضایی در امور بانوان. لیلی بروجردی، از نوادگان امام خمینی (ره) و البته از بستگان سببی محسن رضایی است. جز این دو نام، تاکنون بروز برجسته دیگری از حضور زنان در اردوگاه انتخاباتی محسن رضایی دیده نشده است.

مهدی کروبی، اولین نامزد اصلاحطلب و اساساً اولین نامزدی که رسماً و صریحاً پا به رقابتهای انتخاباتی دوره دهم ریاستجمهوری گذاشت، حضور دو زن را به طور جدی در کنار خود دارد: همسرش فاطمه کروبی و همچنین جمیله کدیور. فاطمه کروبی که خودش از چهرههای سیاسی است و سابقه نمایندگی مجلس در دوره پنجم را دارد و دبیر کل مجمع اسلامی بانوان هم هست. او در دوره ریاست بنیاد شهید توسط شوهرش مهدی کروبی در دهه ۶۰، رئیس برخی از مراکز درمانی این بنیاد بود. نام فاطمه کروبی در انتخابات مجلس هشتم در فهرست حزب اعتماد ملی و مجمع اسلامی بانوان برای راهیابی به مجلس از تهران بود که البته با آرای پایینی شکست خورد.
فاطمه کروبی در جریان راهاندازی تلویزیون صبا، شبکه ماهوارهای مهدی کروبی، با مطرحشدن شایعه انتخاب هدیه تهرانی به عنوان مجری این شبکه، بهتندی در اینباره واکنش نشان داد و گفت: هنوز نمردهایم که هدیه تهرانی بشود مجری تلویزیون صبا!
این زن در چند سال گذشته از منتقدان سرسخت آن دسته از اصلاحطلبان که خودش و شوهرش آنها را «اصلاحطلبان تندرو» میخوانند بوده بهخصوص بارها به محمد خاتمی رئیسجمهور سابق تاخته است. او بهتازگی هفتهنامهاش ایراندخت را به روزنامهنگاران اصلاحطلب سپرده تا در کنار روزنامه اعتماد ملی، کروبی را در انتخابات پیش ِ رو یاری کنند.

اما جمیله کدیور زنی بود که هنگام ثبتنام مهدی کروبی در ستاد انتخابات او را در کنار محمدعلی ابطحی، عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی همراه میکرد. این روزنامهنگار که در مجلس ششم نماینده مردم تهران بود، همچنین عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا هم هست. کدیور، دکترای علوم سیاسی دارد. همسر او، عطاءالله مهاجرانی، نیز از حامیان مهدی کروبی در انتخابات پیش ِ رو است که در حال حاضر در خارج از کشور زندگی میکند. برادر او محسن کدیور نیز یکی از چهرههای روشنفکران دینی است. حضور جمیله کدیور در روز ثبتنام کروبی با روسری بتهجقهایاش، تا اندازهای غیبت همسر همیشه حاضر در صحنه شیخ را جبران میکرد. شاید این توصیه مشاوران شیخ بوده که به نظرشان جمیله کدیور بهمراتب رأیجمعکنتر از فاطمه کروبی بوده است.
زهرا رهنورد در کنار میرحسین
با این همه هنوز حضور هیچیک از این زنان، فاطمه رجبی و همسر محسن رضایی و فاطمه کروبی و جمیله کدیور، به اندازه حضور زهرا رهنورد با روسری گلدار و کیف چرمی بزرگش به چشم نیامده است. رهنورد خودش بهتازگی در گفتوگویی درباره جوانیاش گفته است: من در اوج جوانی از بیحجابی به حجاب رسیدم و این را لطف الهی میدانم. برای همین میدانم که چه چیز ارزشمند و دوستداشتنیای را انتخاب کردهام.
اینطور که از حضور ِ تاکنون رهنورد در کنار شوهرش میرحسین موسوی برمیآید، او بنا دارد همپای رئیس کابینه سالهای جنگ در رقابتهای انتخاباتی حضور داشته باشد. تا جایی که طرفداران میرحسین که روز ثبتنام او در مقابل ستاد انتخابات کشور جمع شده بودند، سه تصویر در دست داشتند: محمد خاتمی، میرحسین و زهرا رهنورد. با این حال میرحسین بهتنهایی برای ثبتنام به خیابان فاطمی رفت؛ نه همسرش رهنورد همراه او بود و نه کس دیگری از حامیان و اطرافیانش؛ شیوهای متفاوت با دیگر سه نامزد مطرح که هریک تلاش کرده بودند مهمترین و شاید رأیجمعکنترین اطرافیانشان را با خود به ستاد ببرند.
زهرا رهنورد که 64سال دارد. رئیس دانشگاه الزهرا بوده و به عنوان روزنامهنگار، هنرمند و نویسنده نیز شناخته میشود. رهنورد، دکترای علوم سیاسی دارد و از او به عنوان هنرمند، مجسمه «نرگس عاشقان» اثری شناختهشده است که در میدان مادر (محسنی) تهران قرار دارد. در دوره نخستوزیری میرحسین موسوی، او در پاسخ به روزنامهنگاری که از او پرسید چرا همسر میرحسین شده است، پاسخ داد: از میرحسین بپرسید چرا مرا برگزیده است!
همراهی فعالانه رهنورد در برنامههای تبلیغاتی شوهرش در انتخابات ریاست جمهوری ایران، جز اینکه با استقبال وبلاگنویسهای ایرانی و سایتهای خبری روبهرو شد، به سوژهای جالب برای رسانههای خارجی تبدیل شد و از جمله روزنامه گاردین در این باره یک گزارش نوشت.

به نوشته گاردین، دکتر رهنورد در تلاش برای جذب آرای زنان به نفع شوهرش، نقشی بیهمتا در انتخابات ریاست جمهوری ایران برعهده گرفته است.
این گزارش نوشته است: شاید میرحسین یکی از سیاستمداران قدیمی با اندیشههای مربوط به گذشته باشد، اما او قطعاً سبکی مدرن را برای مبارزات انتخاباتی خود برگزیده است؛ دستکم از این نظر که در همه سفرهای انتخاباتی همسر خود را به همراه دارد.
محمد عطریانفر که از چهرههای اصلاحطلب حامی میرحسین است، از نظر میزان نفوذ رهنورد را همتراز با شوهرش دانسته و به گاردین گفته است: در روزهایی که موسوی نامزد سمت نخستوزیری بود، همه ترجیح میدادند او را به عنوان شوهر خانم زهرا رهنورد خطاب کنند.
زهرا رهنورد خودش درباره حضورش در کنار میرحسین گفته است: تاکنون رئیسجمهورها و سایر مقامات بالا حاضر بودهاند با خانمهای دیگر به مأموریت بروند اما از مسافرتهای رسمی با خانم خودشان خودداری میکردند. نمیدانم چه چیزی باعث ترسشان شده است؟به نظر من این اتفاق یک اتفاق بسیار عادی، طبیعی، شرعی و عقلی است که پیش از اینها باید موردنظر قرار میگرفت تا در سطح جهانی هزینههای آن را نمیپرداختیم و در سطح داخلی و ملی نیز الگویی از همدلی و همکاری بین زن و شوهر را ارائه میدادیم. شاید دلیل این غفلت، غالببودن فضای جاهلانه از روابط سازنده بین زن و شوهر بر لایههایی از سلیقهها باشد که فرصت این جرأت را به مسئولین ما نمیداده اما امیدوارم پس از این، چنین اتفاقی بیفتد.
پیروز این انتخابات ریاستجمهوری هر یک از این چهار تن که باشد، زنان از آن یک امتیاز گرفتهاند: آنان اگر یارای رقابت با مردان را پیدا نکردهاند، دستکم توانستهاند در این رقابت همپای مردانی شوند که از صافی رجل سیاسی گذشتهاند.
منبع: خبرآنلاین
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ولی به نظر من فرست لیدی ایران همون خانم رهنورد بشه!!
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





