دايي، سپر جنگ با هدايتي
شايد تصور اين كه پرسپوليس فصل آينده بتواند با همين روال كنوني راهي به سوي موفقيت (كه از ديدگاه هوادار اين تيم فقط در عنوان قهرماني خلاصه ميشود) بيابد آنقدر، دوراز ذهن است كه بسياري به انتظار يك معجزه نشستهاند.
به نوشته جام جم، پرسپوليس كه خود را در تمامي طول فصل قبل به كانون خبرسازي و بحران تبديل كرده بود، امروز به خانهاي ناامن بدل شده كه كمتر كسي ميتواند با خيالي آسوده يك سال در آن سكني گزيند. آيا باور ميكنيد مجموعه مديريت كنوني باشگاه كه البته چند پاره نيز شده است، بتواند اين تيم را نجات دهد؟
بازگويه تاريخ اشتباه است. اين كه تيم قهرمان با تغيير مديريت روبهرو شد و تمامي اعضاي اصلي و اركان مهم قهرمانياش در بخش مديريت از مجموعه اين تيم جدا شدند، بيشتر به دلايلي غيرورزشي بازميگردد. همان جرياني كه 3 سال قبل فدراسيون فوتبال را دستخوش تغييراتي بيموقع و بيحاصل كرد تا حتي شخص اول دولت نيز در گفتگويي تلويزيوني به مخالفت سرسختانه خود با كنار رفتن محمد دادكان از راس فدراسيون فوتبال اعتراف كند و آن را تصميمي خودسرانه از سوي مديريت ورزش كشور بداند، سال قبل در چنين روزهايي با تصميمي عجولانه، مديريت پرسپوليس را بدون هيچ توجيه منطقي از كار كنار گذاشت تا باز هم مجموعه دولت از نگاه هواداران عام زير ذرهبين قرار بگيرد. شكستهاي مكرر پرسپوليس در ليگ و ثبت تاريخيترين ناكامي اين باشگاه در قطر، جزئي از دستاوردهاي اين تغييرات بود.
حالا خوشبينانهترين نگاه هم نميتواند مجموعهاي كه طي يك سال 2 مديرعامل را به خود ديده و 3 سرمربي تغيير داده تا در نهايت پنجم ليگ شود را مدعي فصل آينده بداند، بخصوص كه امروز شكافهاي داخلي در اتاق مديريت باشگاه نيز لحظه به لحظه بيشتر و عميقتر ميشود.
احتمالات شكلگيري پرسپوليس جديد به اتفاقاتي كه در خرداد داخل سازمان تربيت بدني رخ خواهد داد، برميگردد. اين شايعه كه ممكن است مجموعه مديريتي سازمان تربيت بدني تغيير كند روز به روز قوت بيشتري ميگيرد و در اين ميان عباس انصاريفرد بيتوجه به آنچه در پرسپوليس ميگذرد، خود را مهياي خريدهاي جديد تيمش ميكند. اين در حالي است كه حسين هدايتي، در نقش متملكي كه هزينههاي كلي باشگاه را بر عهده ميگيرد، مدعي شده تا وقتي عباس انصاريفرد در اين باشگاه مدير عامل است، ريالي از جيب خود هزينه نخواهد كرد. با اين حساب ميتوان اختلاف شديد فرخزادي با انصاريفرد را هم به سياهه اختلافات دروني باشگاه افزود. عباس انصاريفرد در حقيقت پشتوانه خود را صرفا در سازمان تربيت بدني ميبيند. آيا اين پشتوانه تا انتها براي او باقي خواهد ماند؟
انصاريفرد براي مقابله با جرياني كه حسين هدايتي يك سوي آن قرار دارد، از اهرم اختيار تام خود استفاده كرده است. او كه اين روزها براي بستن پرسپوليس با بازيكناني كاملا متوسط و غيردرجه اولي بيتابي ميكند و با تمامي مدير برنامههاي اين بازيكنان وارد گفتگو و رايزني (بياجازه هيات مديره) شده حالا پروندهاي جديد را براي مقابله با هدايتي باز كرده است.
او از طريق روابط رسانهاياش، بحث حضور علي دايي در راس كادر فني اين تيم را پيش كشيده و همين براي شعلهور شدن آتش اختلافات ميان هدايتي و انصاريفرد كفايت ميكند. در حالي كه هدايتي ميكوشيد با پيش كشيدن گزينههايي مانند قطبي و پروين، وجاهت خود را روي سكوها و ميان هواداران بالاتر ببرد، انصاري فرد در عين حال به واسطه ارتباطات نزديك خود با دوستان صميمي دايي و جلب حمايت سازمان تربيت بدني، به سوي دايي چرخيده است.
اما جدال داخلي فقط به اتاق مديريت باشگاه خلاصه نميشود. پيش از اين، وقتي آري هان در زمان مديريت محمد حسن انصاري فرد اعلام كرد بايد علي دايي به اين تيم اضافه شود، واكنش شديد بازيكنان سر ميز شام (در اردوي اتريش) نظر او را براي حضور وي تغيير داد.
بعدها جواد كاظميان ادعا كرد او به دليل جملات تندي كه همان روز به زبان آورده است ديگر به اردوي تيم ملي در زمان دايي دعوت نشده بود؛ اما اين بار پيشقراول مخالفان حضور دايي به عنوان سرمربي پرسپوليس، علي كريمي است. او كه براي بقاي خود شرطي مانند بقاي هدايتي در تيم را گذاشته، ادعا كرده است در صورت حضور دايي در راس كادر فني از اين تيم جدا خواهد شد. آيا او در اين اعلام مخالفت خود تنها مانده؟
رحمان رضايي، نيكبخت و چند نامي ديگر در كنار كريمي قرار ميگيرند. هرچند بقاي نيكبخت و رضايي پس از يك فصل ملال آور در اين تيم بعيد به نظر ميرسد، اما نبايد فراموش كرد جو كنوني كاملا عليه مواضع انصاري فرد است. «من كاري را ميكنم كه خودم ميخواهم. كسي كه مخالف است ميتواند از تيم برود...» اين جمله مشهور آقاي مديرعامل است كه بارها مقابل بازيكنان تيمش ايستاد و سرانجام افشين پيرواني را به دليل همراهي با بازيكنان از پرسپوليس اخراج كرد.
روابط سرد ميان اتاق مديريت باشگاه و بازيكنان، مربيان و اعضاي هيات مديره، هرچند تا امروز با پافشاري و حمايتهاي عجيب سازمان تربيت بدني بيحاصل مانده، اما در نهايت به يك نقطه ختم خواهد شد: «فرو رفتن پرسپوليس در بحران» امروز مديرعامل باشگاه، نهتنها خود را برابر تمامي اعضاي هيات مديره ميبيند و از هيچ حمايتي از سوي فرخزادي و هدايتي (2 عضو پرنفوذ هيات مديره باشگاه) برخوردار نيست كه حتي نفوذي در جمع بازيكنان و كادر فني كنوني هم ندارد. آيا او همه را عوض ميكند؟


