حاشيهها يا عدم كفايت؟
كادر فني استقلال و بخصوص سرمربي مستعفي اين تيم در هفتههاي اخير اصرار عجيبي داشتهاند كه ناكامي آبيها در مسابقات جامباشگاههاي آسيا و حذفي ايران را نتيجه و محصول مسائل حاشيهاي و اثر منفي آن بر روي خود و بازيكنان تيم توصيف كنند.
به نوشته جام جم، به گفته آنها اگر استقلال در 4 ديدار اول خود در گروه سوم باشگاههاي آسيا فقط 2 امتياز اندوخت و در قعر جدول جاي گرفت، به اين سبب بود كه بدخواهان با شايعهپراكني و بيشتر كردن حاشيههاي گرداگرد تيم از كارايي آن كاسته و پيوسته در حال متهم كردن و تضعيف امير قلعهنويي و كل تيم وي بودهاند.
با اين حال حتي يك بررسي ساده و گذرا هم نشان ميدهد كه اولا بحرانهاي نخستين در استقلال هفتهها قبل از ستيزهاي حاشيهاي مورد اشاره شروع شده بود كه از تصميمهاي اشتباه همين كادر فني نشات ميگرفت.
در آن زمان هنوز مسائل مورد اشاره قلعهنويي تحقق نيافته بود. اين همان مقطعي است كه استقلال از ذوبآهن 6 امتياز پيش بود و قهرمانياش به زعم عدهاي حتمي بهنظر ميرسيد. اما اشتباهات تاكتيكي و برخي تعوضهاي قلعهنويي در بعضي مسابقات مهم و برخورد تند او با كساني كه خودش با ماموريتهاي ويژه به ميدان فرستاده بود، بر سر تيمش بلا آورد. در حقيقت آنچه وي از رواج حواشي پيرامون تيمش ياد ميكند، از همين كارها نشات گرفت و نه از اقدامات كساني كه او اينك عوامل اصلي سقوط آبيها در آخرين روزهاي فصل توصيف ميكند.
به اين ترتيب بود كه استقلال ار زمان بازي برگشت دربي تهران در هفته بيست و پنجم ليگ برتر در حاشيه فرو رفت و نتايجش از آن موقع بد و بدتر شد. يكي دو شكست تلخ و تساويهاي متعدد، امتيازات زيادي را پراند و ذوبآهن كه برعكس آنها در هفتههاي پاياني ليگ پيوسته بهتر ميشد را به طور موقت از آنها پيش انداخت. همان كم تدبيريها و تعدد اشتباهات و البته بعضي بداقباليها پرونده استقلال را در جام باشگاههاي آسيا بسرعت بست. در نتيجه ماجراي اتهامزني زرينچه و نوازي به قلعهنويي و ساير حاشيههاي مورد اشاره او ديرتر از آن حادث شدند كه بر نتايج استقلال تاثير بگذارند.
اينكه قلعهنويي بگويد تيمش بد نتيجه گرفته، زيرا از فدراسيون با او تماس برقرار كرده و وعده بيهوده مربيگيري تيم ملي را به او داده و از تمركز بر كارش جلوگيري كردهاند، گم كردن تصويري كليتر و مهمتر و علميتر زير سايه تصويري تكبعدي به قصد فرار از تبعات ماجراست وگرنه استقلال به اندازه كافي، مشكلسازان داخلي (قلعهنويي و با ابعادي بسيار كمتر جباري، منيعي و اميرآبادي) داشت كه ديگر نيازي به ياران سابقي نداشته باشد كه به زعم قلعهنويي، ادعاي تباني 6 سال پيش را درست در هفتههاي پاياني ليگ داخلي مطرح كردند تا او تضعيف و تسليم شود.
ظاهرا قلعهنويي از ياد برده است (يا ميخواهد از ياد ديگران ببرد) كه سير نزولي تيم وي از هفتهها پيش شروع شده و او نه تنها راهي براي مهار آن نيافته بود، بلكه با برخوردهاي عصبياش با آن، بر استرس موجود در تيم افزوده بود.
اينجا بحث «حاشيهها يا عدم كفايت» به ميان ميآيد كه به نظر ميرسد هر فرد منصفي بتواند جواب سريع و صحيح و صريحي به اين بحث بيابد.
حتي ناگفته پيداست كه كدام عوامل و فاكتورها در حذف آبيها از جامحذفي نيز نقش بارزي را بازي كرده است و آن عوامل، قطعا حاشيهها نيستند.


