مانع بازنشستگي 20 استاد شدم
گفتوگو با آيتالله عميد زنجاني
کد خبر: ۴۷۲۱۰
| | 5352 بازدید
آيتالله عميد زنجاني در گفتوگوي مشروح با خبرگزاري مهر از دلايل برکناري خود از رياست دانشگاه تهران، حساسيت شديد بازنشستگي اساتيد در دانشگاه تهران، ميزان همکاري با رياست جديد دانشگاه و مشکلات در راه پژوهشهاي علوم انساني سخن گفت.
آيتالله عباسعلي عميد زنجاني پس از فعاليت در قوه قضاييه و تدريس در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران چهارم آذر سال 1384 با روي کار آمدن دولت نهم از سوي محمد مهدي زاهدي وزير علوم به رياست دانشگاه تهران منصوب شد اما در بهمن ماه سال 86 به صلاحديد وزير علوم از رياست دانشگاه تهران برکنار و فرهاد رهبر که پيش از اين معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان مديريت بود به عنوان رئيس جديد دانشگاه تهران منصوب شد.
در دوران فعاليت آيتالله عميد زنجاني يکي از مباحثي که بيش از پيش مطرح شد و اعتراضاتي را نيز به همراه داشت بحث بازنشستگي اساتيد بود.
بيش از يکسال از خداحافظي آيتالله عميد زنجاني از رياست دانشگاه تهران ميگذرد. به همين دليل فرصت را مغتنم دانسته و به سراغ وي رفتيم تا از دلايل برکناري خود و جريان بازنشستگي اساتيد دانشگاه تهران پرده بردارد. آنچه در زير ميخوانيد ماحصل اين گفتوگوي 40 دقيقهاي است.
• بهترين تجليل از يک استاد دانشگاه چيست؟
آيتالله عميد زنجاني: مشکل است که بهترين نحوه تجليل از يک استاد دانشگاه را در يک جمله بيان کرد. تجليل جنبههاي مختلف دارد و تجليل از استاد بايد با توجه به زواياي مختلف صورت گيرد.
شايد نياز روحي اساتيد به تجليل بيشتر از نياز مادي آنها باشد به عنوان مثال ارج نهادن به مقام علم به نوعي تجليل از استاد است چنانچه تجليل از وارستگيها و آراستگيهاي اخلاقي و انسانهاي نمونه نيز ميتواند تجليل از مقام استاد باشد. از آنجا که مسائل روحي و مادي انسان به يکديگر مرتبط هستند، خواه ناخواه در تجليل مقام علمي اساتيد تجليل مادي را نيز نبايد فراموش کرد.
يکي از ابعاد تجليل احترام نهادن است احترام به مقام استاد در جوامع مختلف به گونههاي مختلف ادا ميشود. در برخي از کشورهاي پيشرفته دنيا احکام استادي را رئيس جمهور امضا ميکند نه رئيس دانشگاه و نه وزير علوم بلکه بالاترين مقام رسمي يک کشور که اين نيز يک نوع تجليل از مقام اساتيد است.

تجليل از اساتيد متوفي را نيز بايد در نظر داشت. يکي از ابعاد تجليل از اين اساتيد گرفتن تشييع پيکر آبرومند، جمع شدن دوستان بر سر قبور اساتيد و... ميتواند باشد. در برخي مواقع نيز ميبينيم که انجمنهاي علمي به نام استادان متوفي تشکيل ميشود که به نوعي تجليل از استاد به شمار ميرود.
• بسياري از دانشجويان همواره دغدغه از دست دادن اساتيد بزرگ و قديمي را دارند. براي حفظ رابطه اساتيد قديمي و استفاده بهتر از آنها در دانشگاه چه بايد کرد؟
دانشجوياني که چنين دغدغهاي دارند به نحوي به علم علاقه مند هستند. البته تعدادي از دانشجويان نيز بيشتر با اساتيد جوان احساس نزديکي ميکنند به ويژه اگر اين استاد جوان محقق نيز باشد. از اين گذشته برخي استادان باسابقه اساتيدي هستند که ساليان سال تدريس کردهاند اما اهل تحقيق نبودند و آثاري از آنها به جا نمانده که اين اساتيد به مجرد اينکه پا به سن ميگذارند توانايي لازم را براي تدريس در دانشگاه ندارند. اين افراد همان اساتيدي هستند که در طول 30 سال خدمت در مرتبه استادياري باقي ماندهاند و نبودن اين اساتيد در دانشگاه خلايي را به وجود نميآورد. اين اساتيد بايد بازنشسته شوند اگر دانشجويي به اين افراد علاقه داشته باشد صرفا عاطفي است.
به جز اينها اساتيد باسابقهاي هستند که به جز آموزش در تحقيق نيز موفق بودهاند و داراي آثار علمي، مقالات و کتبي هستند که دانشگاه سعي ميکنند تا 70 سالگي اين دسته از اساتيد را نگه دارد و وقتي بازنشسته ميشوند براي آنها 10 ساعت در هفته درس منظور ميشود. حتي سفارش و تاکيد شده اتاقهاي اين اساتيد در دانشگاهها حفظ شود.
دسته سوم نيز اساتيد نمونهاي هستند که بيش از 100 مقاله و 50 کتاب دارند و عمري را به تحقيق گذراندهاند. من با دانشجوياني که فقدان اين اساتيد نخبه را احساس ميکنند، همدردي ميکنم چرا که اين دسته از دانشمندان و محققان برجسته نبايد بازنشسته شوند و دانشگاه بايد سعي کند اين اساتيد را به خاطر مقام بالاي علمي شان حفظ کند.
من در دوره مسئوليتم در دانشگاه تهران حدود 20 نفر از اساتيد برجسته دانشگاه تهران را که همگي سنشان بالاي 75 سال بود از بازنشستگي معاف و سعي کردم دانشگاه تهران افتخار همکاري را با اين اساتيد داشته باشد. الان که اين 20 نفر پس از دوره مسئوليت من بازنشسته شدهاند نيز اين امکان وجود دارد که دانشجويان بتوانند از بهرههاي علمي اين اساتيد استفاده کنند.
• چرا بحث بازنشستگي اساتيد در دانشگاه تهران حساس شده است؟
اجازه بدهيد از اين مسئله بگذريم. اين موضوع در برههاي سياسي بود و دانشجويان ميخواستند از اين قضيه استفاده سياسي کنند استفاده هم کردند و تمام شد. اتفاقا اين دانشجويان در خصوص دسته اول اساتيدي که مفيد نبودند و بارعلمي نداشتند اظهار همدردي ميکردند.
• شما حدود دو سال در سمت رياست دانشگاه تهران مشغول فعاليت بوديد اما وزير علوم به ناگاه فرهاد رهبر را جايگزين شما در رياست دانشگاه تهران کرد. در حالي که در ابتداي رياست شما به شدت مورد حمايت ايشان بوديد. دليل برکناري شما از رياست دانشگاه تهران چه بود؟
دو دليل ذکر ميکنم. اعتقاد شخصي من اين است که تغيير و نصب مديران در مجموعه آموزش عالي کشور با وزير است و اين حق قانوني وزير است که مديراني که با آنها بهتر ميتوانند کار کنند را انتخاب کند بنابراين مدتها بود که دکتر زاهدي علاقه مند بود با فرد ديگري همکاري کند و احترام ما را حفظ ميکرد تا اينکه به توافق رسيديم.

نکته دوم وضع مزاجي من بود. علي رغم مقاومت زياد، من سالها بود که به نارسايي کليه مبتلا بودم و پزشکان من را از فعاليتهاي زياد منع کرده بودند اما بر اساس عادت با آخرين توان کار کردم و مسئوليتم را ادامه دادم اما به جايي رسيده بود که ديگر نميشد کار کرد به طوري که پس از دو هفته کنارهگيري از مسئوليت در دانشگاه مجبور به دياليز شدم.
من با آخرين رمقم دانشگاه تهران را اداره ميکردم لذا با کمال ميل و خوشحالي از اينکه يک مدير لايق به جاي من آمده مسئوليت را در دانشگاه تهران ترک کردم.
• در حال حاضر در اداره دانشگاه با مدير جديد (فرهاد رهبر) همکاري داريد؟
برخلاف مديران اسبق من کاملا با دکتر رهبر همسو هستم و همکاري دارم. سعي ميکنم در برنامههاي دانشگاه مشارکت داشته باشم. دکتر رهبر با وجود اينکه مديري توانا است اما باز به خاطر مسائل مربوط به تجليل از استاد همواره ميگويند من راه شما را ادامه ميدهم.
• خود شما درحال حاضر به صورت تمام وقت در دانشگاه تهران مشغول فعاليت هستيد يا بازنشسته شده ايد و به صورت قراردادي فعاليت ميکنيد؟
نه من هنوز بازنشسته نشدم و وظايف يک استاد موظف را انجام ميدهم. يعني استاد تمام وقت دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران هستم. تنها ارفاقي که در حق من صورت ميگيرد اين است که درس کمتري براي من ميگذارند.
• علاقه شما بيشتر به تحقيق است يا تدريس؟
در طول دو سال و دو ماهي که مسئوليت دانشگاه تهران را بر عهده داشتم اولويت را به پژوهش داده بودم چون آموزش به صورت روتين طبق برنامه ريزيهايي که معاونتهاي آموزشي انجام ميدهند پيش ميرفت و ما با راهاندازي کميته ارزيابي، آموزش را فعال تر کرديم. از اين رو اولويت را به پژوهش داديم. مشوق محققان بوديم به طوري که در عرض يک سال و نيم رتبه دانشگاه تهران در ميان دانشگاههاي دنيا از دو هزار به 500 رسيد. اين ارتقا به دليل سياستهاي پژوهش بود.
خود من نيز که سابقه بيش از 50 سال تدريس دارم همواره در کنار تدريس پژوهش را فراموش نکردم همين الان نيز که به لحاظ مزاجي و سلامت بدن کمبود دارم، کار تحقيق را کنار نگذاشته ام و تا اين زمان تعداد تأليفات من از 50 گذشته اما مهم اين است که من خودم را در آغاز کار ميبينم.
• انگيزه دانشجويان را براي تحقيق و پژوهش چگونه ميبينيد؟
در دوره کارشناسي متأسفانه نتوانسته ايم براي دانشجويان انگيزه تحقيق فراهم کنيم يکي از دلايل آن اين است که اساتيد سعي ميکنند ابهتي را از خود ايجاد کنند که دانشجو احساس کند فاصله اش با استاد زياد است و اين ناخودباروي باعث شده تحقيق در ميان دانشجويان کارشناسي کم اهميت باشد. دانشجويان در اين دوره تحقيق را امري تحميلي ميدانند تا آن را از کتب مختلف کپي کنند. متأسفانه جز مواردي نادر تحقيقات دانشجويي کارشناسي را دور ريختني ديدم.
يک دليل ديگر اين است که در علوم انساني کارگاهي براي تحقيق وجود ندارد که در آنجا دانشجويان به صورت گروهي به پژوهش بپردازند
• چه راهکاري را براي حل اين مشکل پيشنهاد ميکنيد؟
اساتيد اندکي فاصلهها را در ذهن دانشجو کم کنند که دانشجو احساس کند اگر استاد امتيازي دارد براي پژوهش، دانشجو نيز ابزاري دارد که استاد ندارد و آن هوش سرشار است بنابراين اساتيد ميتوانند اين فاصله را کم کنند و به دانشجو جرأت بدهند که وارد گود تحقيق شود. همچنين در علوم انساني بايد شبه کارگاههايي را پيش بيني کنيم تا دانشجويان در آنجا دسته جمعي به کار تحقيقي بپردازند.
• وضعيت پرداختن به پژوهش را در ميان دانشجويان تحصيلات تکميلي چگونه ارزيابي ميکنيد؟
در دوره کارشناسي ارشد روح تحقيق شکفته ميشود و به هنر استاد مربوط ميشود که اين شکوفههاي پژوهشي را که در دل دانشجويان برآمده چگونه پرورش دهد. البته در برخي از دروس اين شکوفههاي پرپر ميشود و روح تحقيق مبدل ميشود به رونويسي صحبتهاي استاد و جزوه دستي تهيه کردن. اما در دکتري که صرفا دوره تحقيق است و معمولا اساتيد باتجربه حضور دارند که سعي ميکنند به دانشجويان دکتري تجربيات خود را منتقل کنند. از اين گذشته نيمي از 40 درصد ارزيابي در دوره دکتري به تحقيق مربوط ميشود. دانشجويان دکتري نيز اهل تحقيق هستند و افرادي که به اين دوره وارد ميشوند اهل علم هستند و پيشرفت علم براي آنها اهميت دارد.

• تحقيقات در علوم انساني چگونه ميتواند در جهت حل مشکلات جامعه مفيد باشد؟ وضعيت کاربردي کردن تحقيقات علوم انساني در کشور چگونه است؟
در علوم انساني هر گاه صحبت از تحقيق به ميان ميآيد به سمت مبناي نظري ميرويم در حالي که علم بايد به فناوري تبديل شود و اين موضوع تنها به علوم تجربي اختصاص ندارد. فناوري در علوم انساني نيز وجود دارد به عنوان مثال علم اخلاق و عرفان که مباني نظري دارند را ميتوان در جامعه نيز نفوذ داد. با فرهنگ سازي اخلاق به فناوري تبديل ميشود و عرفان نيز ميتواند با يک خط توليد در چند مرحله به يک فرهنگ عمومي تبديل کرد به طوريکه توليد حداکثر و مصرف حداقل رواج يابد.
در ادبيات نيز ميتوان علم را به فناوري تبديل کرد به ويژه امروزه که زبان فارسي در کشور ما درحال خراب شدن است، ميتوان با تبديل علم به فناوري در ادبيات، اين مشکل را رفع کرد.
ساير رشتهها در علوم انساني نيز به همين ترتيب در علوم اجتماعي و روانشناسي که بيش از اينها ميتوان علم را به فناوري تبيدل و در جامعه کاربردي کرد. کاربرد فناوريهاي حاصل از علوم انساني بسيار بيشتر از کاربرد فناوريهايي نظير برق و مکانيک خواهد بود. اين رشتهها زندگي را شاداب تر ميکنند اما فناوريهاي حاصل از علوم انساني جامعه را ميسازند.
اساتيد بايد خطوط توليد را در تبديل علوم انساني به فناوري ايجاد کنند زيرا خط توليد در علوم اسناني بسيار پر شورتر از خطوط توليد در ساير علوم است.
• استاد با تشکر از وقتي که گذاشتيد. اميدوارم سلامتي خود را بازيابيد.
من هم سپاسگزام. موفق باشيد.
آيتالله عباسعلي عميد زنجاني پس از فعاليت در قوه قضاييه و تدريس در دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران چهارم آذر سال 1384 با روي کار آمدن دولت نهم از سوي محمد مهدي زاهدي وزير علوم به رياست دانشگاه تهران منصوب شد اما در بهمن ماه سال 86 به صلاحديد وزير علوم از رياست دانشگاه تهران برکنار و فرهاد رهبر که پيش از اين معاون رئيسجمهور و رئيس سازمان مديريت بود به عنوان رئيس جديد دانشگاه تهران منصوب شد.
در دوران فعاليت آيتالله عميد زنجاني يکي از مباحثي که بيش از پيش مطرح شد و اعتراضاتي را نيز به همراه داشت بحث بازنشستگي اساتيد بود.
بيش از يکسال از خداحافظي آيتالله عميد زنجاني از رياست دانشگاه تهران ميگذرد. به همين دليل فرصت را مغتنم دانسته و به سراغ وي رفتيم تا از دلايل برکناري خود و جريان بازنشستگي اساتيد دانشگاه تهران پرده بردارد. آنچه در زير ميخوانيد ماحصل اين گفتوگوي 40 دقيقهاي است.
• بهترين تجليل از يک استاد دانشگاه چيست؟
آيتالله عميد زنجاني: مشکل است که بهترين نحوه تجليل از يک استاد دانشگاه را در يک جمله بيان کرد. تجليل جنبههاي مختلف دارد و تجليل از استاد بايد با توجه به زواياي مختلف صورت گيرد.
شايد نياز روحي اساتيد به تجليل بيشتر از نياز مادي آنها باشد به عنوان مثال ارج نهادن به مقام علم به نوعي تجليل از استاد است چنانچه تجليل از وارستگيها و آراستگيهاي اخلاقي و انسانهاي نمونه نيز ميتواند تجليل از مقام استاد باشد. از آنجا که مسائل روحي و مادي انسان به يکديگر مرتبط هستند، خواه ناخواه در تجليل مقام علمي اساتيد تجليل مادي را نيز نبايد فراموش کرد.
يکي از ابعاد تجليل احترام نهادن است احترام به مقام استاد در جوامع مختلف به گونههاي مختلف ادا ميشود. در برخي از کشورهاي پيشرفته دنيا احکام استادي را رئيس جمهور امضا ميکند نه رئيس دانشگاه و نه وزير علوم بلکه بالاترين مقام رسمي يک کشور که اين نيز يک نوع تجليل از مقام اساتيد است.

تجليل از اساتيد متوفي را نيز بايد در نظر داشت. يکي از ابعاد تجليل از اين اساتيد گرفتن تشييع پيکر آبرومند، جمع شدن دوستان بر سر قبور اساتيد و... ميتواند باشد. در برخي مواقع نيز ميبينيم که انجمنهاي علمي به نام استادان متوفي تشکيل ميشود که به نوعي تجليل از استاد به شمار ميرود.
• بسياري از دانشجويان همواره دغدغه از دست دادن اساتيد بزرگ و قديمي را دارند. براي حفظ رابطه اساتيد قديمي و استفاده بهتر از آنها در دانشگاه چه بايد کرد؟
دانشجوياني که چنين دغدغهاي دارند به نحوي به علم علاقه مند هستند. البته تعدادي از دانشجويان نيز بيشتر با اساتيد جوان احساس نزديکي ميکنند به ويژه اگر اين استاد جوان محقق نيز باشد. از اين گذشته برخي استادان باسابقه اساتيدي هستند که ساليان سال تدريس کردهاند اما اهل تحقيق نبودند و آثاري از آنها به جا نمانده که اين اساتيد به مجرد اينکه پا به سن ميگذارند توانايي لازم را براي تدريس در دانشگاه ندارند. اين افراد همان اساتيدي هستند که در طول 30 سال خدمت در مرتبه استادياري باقي ماندهاند و نبودن اين اساتيد در دانشگاه خلايي را به وجود نميآورد. اين اساتيد بايد بازنشسته شوند اگر دانشجويي به اين افراد علاقه داشته باشد صرفا عاطفي است.
به جز اينها اساتيد باسابقهاي هستند که به جز آموزش در تحقيق نيز موفق بودهاند و داراي آثار علمي، مقالات و کتبي هستند که دانشگاه سعي ميکنند تا 70 سالگي اين دسته از اساتيد را نگه دارد و وقتي بازنشسته ميشوند براي آنها 10 ساعت در هفته درس منظور ميشود. حتي سفارش و تاکيد شده اتاقهاي اين اساتيد در دانشگاهها حفظ شود.
دسته سوم نيز اساتيد نمونهاي هستند که بيش از 100 مقاله و 50 کتاب دارند و عمري را به تحقيق گذراندهاند. من با دانشجوياني که فقدان اين اساتيد نخبه را احساس ميکنند، همدردي ميکنم چرا که اين دسته از دانشمندان و محققان برجسته نبايد بازنشسته شوند و دانشگاه بايد سعي کند اين اساتيد را به خاطر مقام بالاي علمي شان حفظ کند.
من در دوره مسئوليتم در دانشگاه تهران حدود 20 نفر از اساتيد برجسته دانشگاه تهران را که همگي سنشان بالاي 75 سال بود از بازنشستگي معاف و سعي کردم دانشگاه تهران افتخار همکاري را با اين اساتيد داشته باشد. الان که اين 20 نفر پس از دوره مسئوليت من بازنشسته شدهاند نيز اين امکان وجود دارد که دانشجويان بتوانند از بهرههاي علمي اين اساتيد استفاده کنند.
• چرا بحث بازنشستگي اساتيد در دانشگاه تهران حساس شده است؟
اجازه بدهيد از اين مسئله بگذريم. اين موضوع در برههاي سياسي بود و دانشجويان ميخواستند از اين قضيه استفاده سياسي کنند استفاده هم کردند و تمام شد. اتفاقا اين دانشجويان در خصوص دسته اول اساتيدي که مفيد نبودند و بارعلمي نداشتند اظهار همدردي ميکردند.
• شما حدود دو سال در سمت رياست دانشگاه تهران مشغول فعاليت بوديد اما وزير علوم به ناگاه فرهاد رهبر را جايگزين شما در رياست دانشگاه تهران کرد. در حالي که در ابتداي رياست شما به شدت مورد حمايت ايشان بوديد. دليل برکناري شما از رياست دانشگاه تهران چه بود؟
دو دليل ذکر ميکنم. اعتقاد شخصي من اين است که تغيير و نصب مديران در مجموعه آموزش عالي کشور با وزير است و اين حق قانوني وزير است که مديراني که با آنها بهتر ميتوانند کار کنند را انتخاب کند بنابراين مدتها بود که دکتر زاهدي علاقه مند بود با فرد ديگري همکاري کند و احترام ما را حفظ ميکرد تا اينکه به توافق رسيديم.

نکته دوم وضع مزاجي من بود. علي رغم مقاومت زياد، من سالها بود که به نارسايي کليه مبتلا بودم و پزشکان من را از فعاليتهاي زياد منع کرده بودند اما بر اساس عادت با آخرين توان کار کردم و مسئوليتم را ادامه دادم اما به جايي رسيده بود که ديگر نميشد کار کرد به طوري که پس از دو هفته کنارهگيري از مسئوليت در دانشگاه مجبور به دياليز شدم.
من با آخرين رمقم دانشگاه تهران را اداره ميکردم لذا با کمال ميل و خوشحالي از اينکه يک مدير لايق به جاي من آمده مسئوليت را در دانشگاه تهران ترک کردم.
• در حال حاضر در اداره دانشگاه با مدير جديد (فرهاد رهبر) همکاري داريد؟
برخلاف مديران اسبق من کاملا با دکتر رهبر همسو هستم و همکاري دارم. سعي ميکنم در برنامههاي دانشگاه مشارکت داشته باشم. دکتر رهبر با وجود اينکه مديري توانا است اما باز به خاطر مسائل مربوط به تجليل از استاد همواره ميگويند من راه شما را ادامه ميدهم.
• خود شما درحال حاضر به صورت تمام وقت در دانشگاه تهران مشغول فعاليت هستيد يا بازنشسته شده ايد و به صورت قراردادي فعاليت ميکنيد؟
نه من هنوز بازنشسته نشدم و وظايف يک استاد موظف را انجام ميدهم. يعني استاد تمام وقت دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران هستم. تنها ارفاقي که در حق من صورت ميگيرد اين است که درس کمتري براي من ميگذارند.
• علاقه شما بيشتر به تحقيق است يا تدريس؟
در طول دو سال و دو ماهي که مسئوليت دانشگاه تهران را بر عهده داشتم اولويت را به پژوهش داده بودم چون آموزش به صورت روتين طبق برنامه ريزيهايي که معاونتهاي آموزشي انجام ميدهند پيش ميرفت و ما با راهاندازي کميته ارزيابي، آموزش را فعال تر کرديم. از اين رو اولويت را به پژوهش داديم. مشوق محققان بوديم به طوري که در عرض يک سال و نيم رتبه دانشگاه تهران در ميان دانشگاههاي دنيا از دو هزار به 500 رسيد. اين ارتقا به دليل سياستهاي پژوهش بود.
خود من نيز که سابقه بيش از 50 سال تدريس دارم همواره در کنار تدريس پژوهش را فراموش نکردم همين الان نيز که به لحاظ مزاجي و سلامت بدن کمبود دارم، کار تحقيق را کنار نگذاشته ام و تا اين زمان تعداد تأليفات من از 50 گذشته اما مهم اين است که من خودم را در آغاز کار ميبينم.
• انگيزه دانشجويان را براي تحقيق و پژوهش چگونه ميبينيد؟
در دوره کارشناسي متأسفانه نتوانسته ايم براي دانشجويان انگيزه تحقيق فراهم کنيم يکي از دلايل آن اين است که اساتيد سعي ميکنند ابهتي را از خود ايجاد کنند که دانشجو احساس کند فاصله اش با استاد زياد است و اين ناخودباروي باعث شده تحقيق در ميان دانشجويان کارشناسي کم اهميت باشد. دانشجويان در اين دوره تحقيق را امري تحميلي ميدانند تا آن را از کتب مختلف کپي کنند. متأسفانه جز مواردي نادر تحقيقات دانشجويي کارشناسي را دور ريختني ديدم.
يک دليل ديگر اين است که در علوم انساني کارگاهي براي تحقيق وجود ندارد که در آنجا دانشجويان به صورت گروهي به پژوهش بپردازند
• چه راهکاري را براي حل اين مشکل پيشنهاد ميکنيد؟
اساتيد اندکي فاصلهها را در ذهن دانشجو کم کنند که دانشجو احساس کند اگر استاد امتيازي دارد براي پژوهش، دانشجو نيز ابزاري دارد که استاد ندارد و آن هوش سرشار است بنابراين اساتيد ميتوانند اين فاصله را کم کنند و به دانشجو جرأت بدهند که وارد گود تحقيق شود. همچنين در علوم انساني بايد شبه کارگاههايي را پيش بيني کنيم تا دانشجويان در آنجا دسته جمعي به کار تحقيقي بپردازند.
• وضعيت پرداختن به پژوهش را در ميان دانشجويان تحصيلات تکميلي چگونه ارزيابي ميکنيد؟
در دوره کارشناسي ارشد روح تحقيق شکفته ميشود و به هنر استاد مربوط ميشود که اين شکوفههاي پژوهشي را که در دل دانشجويان برآمده چگونه پرورش دهد. البته در برخي از دروس اين شکوفههاي پرپر ميشود و روح تحقيق مبدل ميشود به رونويسي صحبتهاي استاد و جزوه دستي تهيه کردن. اما در دکتري که صرفا دوره تحقيق است و معمولا اساتيد باتجربه حضور دارند که سعي ميکنند به دانشجويان دکتري تجربيات خود را منتقل کنند. از اين گذشته نيمي از 40 درصد ارزيابي در دوره دکتري به تحقيق مربوط ميشود. دانشجويان دکتري نيز اهل تحقيق هستند و افرادي که به اين دوره وارد ميشوند اهل علم هستند و پيشرفت علم براي آنها اهميت دارد.

• تحقيقات در علوم انساني چگونه ميتواند در جهت حل مشکلات جامعه مفيد باشد؟ وضعيت کاربردي کردن تحقيقات علوم انساني در کشور چگونه است؟
در علوم انساني هر گاه صحبت از تحقيق به ميان ميآيد به سمت مبناي نظري ميرويم در حالي که علم بايد به فناوري تبديل شود و اين موضوع تنها به علوم تجربي اختصاص ندارد. فناوري در علوم انساني نيز وجود دارد به عنوان مثال علم اخلاق و عرفان که مباني نظري دارند را ميتوان در جامعه نيز نفوذ داد. با فرهنگ سازي اخلاق به فناوري تبديل ميشود و عرفان نيز ميتواند با يک خط توليد در چند مرحله به يک فرهنگ عمومي تبديل کرد به طوريکه توليد حداکثر و مصرف حداقل رواج يابد.
در ادبيات نيز ميتوان علم را به فناوري تبديل کرد به ويژه امروزه که زبان فارسي در کشور ما درحال خراب شدن است، ميتوان با تبديل علم به فناوري در ادبيات، اين مشکل را رفع کرد.
ساير رشتهها در علوم انساني نيز به همين ترتيب در علوم اجتماعي و روانشناسي که بيش از اينها ميتوان علم را به فناوري تبيدل و در جامعه کاربردي کرد. کاربرد فناوريهاي حاصل از علوم انساني بسيار بيشتر از کاربرد فناوريهايي نظير برق و مکانيک خواهد بود. اين رشتهها زندگي را شاداب تر ميکنند اما فناوريهاي حاصل از علوم انساني جامعه را ميسازند.
اساتيد بايد خطوط توليد را در تبديل علوم انساني به فناوري ايجاد کنند زيرا خط توليد در علوم اسناني بسيار پر شورتر از خطوط توليد در ساير علوم است.
• استاد با تشکر از وقتي که گذاشتيد. اميدوارم سلامتي خود را بازيابيد.
من هم سپاسگزام. موفق باشيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
اصل موضوع که تغییری نکرد
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



