صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

... و اين است فتح‌الفتوح

محمدباقر ذوالقدر
کد خبر: ۴۶۵۳
| |
11217 بازدید
امروز 2 سال از عروج آسماني حاج احمد كاظمي و تني چند از برادران همرزم‌مان گذشت.
آنها، يكي از بهترين روزهاي خدا (عرفه)، دل از دنيا و دنياييان شستند و زمين را با همه زرق و برق و دلبستگي‌هايشان وانهادند و به آسمان پركشيدند و جز پاره‌هايي خونين از جسم خاكي‌شان، كه پيش از اين، بارها براي تدارك همين سفر آسماني به حراجش گذاشته بودند، به زمين بازنگشت.

درباره اينان كه هنوز پس از 2 سال، داغشان در قلب‌هامان تازه است، بسي گفته‌اند و بسيار شنيده‌ايم؛ هرچند از كشتگان عشق هرچه بگويند و بگويم كم است... اما آنچه فصل مشترك همه اين پاك‌باختگان بود و هركس آنها را مي‌شناخت، بدان گواهي مي‌دهد، تمناي وصال و آرزوي جان باختن در راه خدا بود كه با جلوه‌هاي گوناگون در اين مجاهدان راه حق ظهور داشت و اوج اين تمناي روحاني و شوق آسماني و شيفتگي و دلباختگي به حضرت دوست در حاج احمد تجلي داشت.

اين حقيقت را من در همه سال‌هاي آشنايي با او دريافته بودم و به وضوح مي‌شد ديد كه اين آتش مقدس روز به روز در او شعله‌ورتر مي‌شود.

شايد رمز اين همه بي‌تابي و بي‌قراري او براي رفتن و پركشيدن، در آخرين تماس بي‌سيمي او با مهدي باكري، فرمانده دلاور لشكر 31 عاشورا نهفته باشد؛ آنجا كه در عمليات بدر، از آن سوي دجله، در قلب دشمن و در مصاف خون و گلوله، او را براي ضيافت بزرگ ملاقات با خدا فراخوانده بود و احمد خود بارها با حسرت از اين گفت‌وگوي رمزآلود براي ما گفته بود؛ «... آقا مهدي پشت بي‌سيم به من گفت: احمد بلند شو بيا اينجا كنار دجله. اينجا جايي بسيار عالي است. اگر نيايي ديگر معلوم نيست بتوانيم همديگر را ببينيم...»

و وعده اين ديدار عاشقانه به قيامت افتاد و احمد همواره در آتش آن مي‌گداخت و گاه و بيگاه با اشكي كه از گوشه چشمانش فرو مي‌غلتيد آن را بر زبان مي‌راند.

طنين صداي بغض‌آلود و لرزان او را هيچ‌گاه از ياد نمي‌برم وقتي كه در مراسم توديعش از نيروي هوايي سپاه، با آه و حسرت مي‌گفت: «دلم مي‌خواست يا فكر مي‌كردم در نيروي هوايي شهيد شوم اما مثل اينكه خواست خدا اين است كه در نيروي زميني شهيد شوم...»

و همين شد؛ به فاصله‌ كوتاهي، شايد 5 ماه پس از آن، درست در سالروز عمليات كربلاي 5 كه يار ديرينش حاج حسين خرازي، فرمانده سلحشور لشكر 14 امام حسين(ع) در آن شهيد شده بود، او نيز به آسمان پركشيد و به آرزوي خويش رسيد.

آنچه احمد كاظمي، آن نوجوان رزمنده نجف‌آبادي را به حاج احمد كاظمي، قهرمان اسطوره‌اي افتخارات ملت ايران تبديل كرد، صرفاً آن نبود كه در نوجواني به لبنان رفت و در آنجا آموزش نظامي ديد و در كنار رزمندگان فلسطيني با صهيونيست‌ها جنگيد؛

احمد كاظمي كه ما مي‌شناسيمش فقط آن رزمنده ريزنقش سرازپا نشناخته‌اي نبود كه در جبهه شمالغرب كشور در مصاف با گروهك‌هاي ضدانقلاب بارها تا مرز شهادت پيش رفت و در بسياري از پيروزي‌هاي كردستان حماسه آفريد؛ در جبهه فياضيه در شمال آبادان با چنگ و دندان، پيشروي قواي بعث را متوقف كرد و از سقوط آبادان جلوگيري كرد و از آن جمع كوچك بچه‌هاي نجف‌آباد، يكي از نيرومندترين لشكرهاي سپاه را بنيان نهاد و آن لشكر در طول جنگ، ستاره تمامي پيروزي‌هاي شگرف سپاه اسلام شد؛ در طريق‌القدس و فتح بستان، در ثامن‌الائمه(ع) و شكست محاصره آبادان، در فتح‌المبين كه جبهه دشوار رقابيه را شكافت، از پشت نيروهاي دشمن سر برآورد و گره عمليات ظفرمند فتح‌المبين را با سرانگشت تدبير و توكل گشود و در بيت‌المقدس لشكر او جزء اولين واحدهايي بود كه از غرب خرمشهر، - جايي كه دشمن هرگز تصور آن‌را نمي‌كرد - وارد خرمشهر شد تا فتح عظيم خرمشهر به‌دست خدا تحقق يابد و همين‌طور در خيبر كه بيش از 30 كيلومتر عمق هورالعظيم را بدون عقبه، بي‌هيچ راهي و جاده‌اي، در آب و باتلاق درنورديد و جزيره مجنون را تا پايان جنگ در اختيار داشت و نيز در آن شب رؤيايي و خيال‌انگيز بي‌محابا از درياي خروشان اروند گذشت.

همچنين در سخت‌ترين محورهاي عمليات نفس‌گير فاو، 70 شبانه‌روز گريبان ارتش شيطان را رها نكرد و ايستاد و ايستاد تا بزرگ‌ترين حماسه تاريخ ملت ايران و شگفت‌انگيزترين عمليات نظامي تاريخ بشر به‌نام فرزندان امام و جوانان انقلاب اسلامي ثبت شود و نيز در كربلاي 5 آن آوردگاه عشق و آتش كه از آسمان آتش گر گرفته‌اش تركش و گلوله مي‌باريد و از زمين تفتيده‌اش خون مي‌جوشيد، وجب به وجب پيش رفت تا غول جنگي ارتش بعث در پشت دروازه‌هاي بصره به خاك افتد و ديگر سر برنياورد و اسطوره شكست‌ناپذيري ملت مسلمان اين مرز و بوم ديگر بار رخ نمايد و شيطان را به تسليم و كرنش در مقابل اراده اين ملت وادارد و تاريخ، سراسيمه و با دستپاچگي تمام، قطعنامه 598 كه سند مظلوميت و حقانيت و پايداري اين ملت است را بنگارد!

آنچه احمد كاظمي جبهه‌ها را احمد كاظمي دل‌هاي ما كرد، اين فتوحات و فتح‌آفريني‌ها نبود! احمد كاظمي را همان چيزي احمد كاظمي كرد كه امام خميني(ره) آن را «فتح‌الفتوح» خواند؛ فتح همه فتح‌ها؛ دروازه ورود به همه پيروزي‌ها.

اين مطلب را امام (ره)‌در پيام خود پس از عمليات طريق‌القدس - كه درواقع دومين پيروزي بزرگ رزمندگان‌مان در آزادسازي مناطق اشغالي بود - بيان فرمود و اين خود منشأ ظهور گفتمان جديدي در عرصه جنگ و دفاع مقدس شد. جمله امام اين بود: «...آنچه براي اينجانب غرورانگيز و افتخارآفرين است، روحيه بزرگ و قلوب سرشار از ايمان و اخلاص و روح شهادت‌طلبي اين عزيزان كه سربازان حقيقي ولي‌الله الاعظم ارواحنا فداه هستند، مي‌باشد و اين است فتح‌الفتوح. من به ملت بزرگ ايران و به فرماندهان شجاع قبل از آن‌كه پيروزي شرافتمندانه و بزرگ خوزستان را تبريك بگويم، وجود چنين رزمندگاني را كه در دو جبهه معنوي و صوري و ظاهر و باطن از امتحان سرافراز بيرون آمده‌اند تبريك مي‌گويم. مبارك باد بر كشور عزيز ايران و بر ملت شريف، رزمندگان چنين قدرتمند و عاشقاني چنين محو جمال ازلي و سربازاني چنين دلباخته دوست كه شهادت را آرزوي نهايي خود و جانبازي در راه محبوب را آرمان اصيل خويش مي‌دانند...»

درست در اوج شور و شعف از پيروزي و آزادي بستان، امام(ره) آن پير حقيقت‌بين، نهيب زد كه به اين پيروزي‌ها دل خوش نداريد. پيروزي بزرگ و فتح‌الفتوح، آن تحولي است كه در روح و جان‌تان واقع شده است. پيروزي واقعي تمناي وصال، عشق به حضرت حق، شوق ديدار معبود و آرزوي جان باختن در راه خداست. همان كه قلم داغدار رهبر عزيزمان در سوگ اين عزيز، بر آن شهادت داد: «...آرزوي جان باختن در راه خدا در دل او شعله مي‌كشيد و او با اين شوق و تمنا در كارهاي بزرگ پيشقدم مي‌گشت. او اكنون به آرزوي خود رسيده است و خدا را در حين انجام دادن خدمت، ملاقات كرده است...»

آري اين همان معجزه بزرگي است كه در اثر انقلاب اسلامي و آن فداكاري‌هاي عظيم در دفاع از اسلام، در ملت ايران ظهور كرد و جلوه كوچكي از آن، همه فتوحات و پيروزي‌هاي شگفت‌انگيز در دوران دفاع مقدس است.

اين همان اكسيري است كه نوجوانان و جوانان كم‌سال را يكباره و يك‌شبه به جايي رساند كه مردان كهنسال با 70 سال رياضت و چله‌نشيني، در آرزوي آن ماندند و بدان نرسيدند! اين همان تحول بزرگي بود كه اسلام در جان احمد كاظمي و هزاران چون او پديد آورد و آنها را سوار بر براق آگاهي و عشق و كجاوه معرفت و عرفان، تا عرش خدا بالا برد و به لقاي حضرت دوست واصل كرد و صدالبته جبهه، آن آوردگاه عظيم عشق و اخلاص، پايگاه و خاستگاه اين عروج معنوي بود.

اين‌را بايد قدر شناخت و با گوهر جان آن‌را پاس داشت و اين همان سلاحي است كه اگر ملتي بدان مجهز باشد، در همه جبهه‌ها و در همه صحنه‌هاي كارزار با هر قدرت و ابرقدرتي، پيروز است و چقدر حقير است انديشه دشمنان اين ملت، كه قدرت ما را با شاخص و ملاك‌هاي مادي خود مي‌سنجند و اين اكسير پيروزي را درنمي‌يابند.

بر روح بلند جان‌باختگان وادي عشق و معرفت، از عرفه تا عاشورا و از عاشورا تا هميشه تاريخ، هزاران درود.

منبع : همشهری آنلاین
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۴ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
اینگونه مطالب در سایت باعث تنوع و ایجاد جذابیت بیشتر می شود. راجع به بقیه قهرمانان و شهدای دفاع مقدس هم مطالبی بگذارید.بسیار متشکرم.
ناشناس
|
-
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
واقعا عالی بود. خدا به این مرد و این قلم زیبا برکت بدهد. تصور نمی کردم یک نظامی اینجوری بنویسد. یک موی این افراد به تمام هیکل بعضی ها که اسم استاد دانشگاه روشون هست و متکبرند می ارزد. حیف این انسانهای آزاده که جانشینان امثال کاظمی هستند اما در این جامعه خرد می شند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۱ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
رحمت و رضوان الهی بر آن امیر بی بدیل که نام و یادش همیشه یادآور افتخارات رزمندگان عزیز اسلام خواهد بود.امیدواریم دست اندرکاران فرهنگی کشور برای معرفی این ستاره درخشان افتخارات دفاع مقدس به نسل جوان کوتاهی نکنند.
ناشناس
|
-
|
۱۰:۵۲ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
واقعا عالی بود. خدا به این مرد و این قلم زیبا برکت بدهد. تصور نمی کردم یک نظامی اینجوری بنویسد. یک موی این افراد به تمام هیکل بعضی ها که اسم استاد دانشگاه روشون هست و متکبرند می ارزد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۴ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۰
حاج احمد فرشته اي بود در غالب انسان يادو نامش تا ابد گرامي باد.
ناشناس
|
United States
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۱
خدا رحمت کند نجف اباد محل تولد مردان بزرگ است.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۹ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۲
ای کاش من هم لیاقت داشتن جایگاهی آبرمند در نزد حضرت حق ، همچون جایگاه شهید حاج احمد کاظمی رو می داشتم.
باتشکر فراوان ازنویسنده این مطلب که چقدر زیباوجذاب وعارفانه نوشته اند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۲
بزرگی خود بخود بوجود می اید . کافی است روح بزرگ داشته باشید .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۶ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۲
شناخت قهرمانان ملی این سرزمین واقعاً آموزنده است . احمد کاظمی از تبار ایرانیان دلاور و بزرگ است .
یادشان گرامی باد .
ناشناس
|
Russian Federation
|
۰۱:۴۱ - ۱۳۸۶/۱۰/۲۳
چو ایران مباشد تن من مباد.یاد تمام دلیرمردان ایران زمین گرامی باد.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟