PLAY STATION-6
عدد 6 در كركريهاي فوتبالي جاي ويژهاي دارد و در فرهنگ لغات جماعت عشق فوتبال عمق واژه تحقير تلقي ميشود. در نظر بگيريد واژه 6 تاييها پس از حساسترين نبرد فوتبالي دنيا ورد زبان علاقهمندان تيم برنده شود.
به نوشته خراسان، آن وقت حتما طرف مقابل از خجالت تا آستانه مرگ پيش خواهد رفت. اما اگر رئالمادريد باشيد و حريفتان اين بارساي رويايي، حداقل آرزوي نابودي نميكنيد چون مقابل زيباي مطلق كم آوردهايد! تازه اگر كاسياس درون دروازه نبود احتمالا تقدس 7 با هيجان 6 جمع بسته ميشد و پيروزي 13 بر يك رئالمادريد در دهههاي پيشين با اندكي تفاوت در كميت، روي اسكوربورد به ثبت ميرسيد.
اهميت فضا
اصليترين عامل برتري بارسا، در اختيار گرفتن فضاي بازي بود. اصلا شايد اطمينان فراوان از حبس شدن رئاليها در دايره بستهاي که محيطي به اندازه طول زمين داشت، جرأت حملههاي بيوقفه و با برنامه را به آبي و اناريپوشان ميداد. گوارديولا خيلي زود متوجه شد فراغت هيگواين به عنوان تك مهاجم رئالمادريد ميتواند امكان تكرار گلزني از سوي او را به بالاترين ميزان برساند. به همين دليل فضاي بازيسازي از رائول گرفته شد تا هيگواين از ترس شروع حملههاي بارسا از آخرين نقطه خط دفاعي، بيهدف سر جاي خود بايستد و نتواند براي خودش موقعيت بسازد.
فاكتور ژاوي
در يك بازي حساس روحيه فراوان تمامكنندهها تفاوتها را عيان ميكند اما اساسا و معمولا در اين رابطه دو سؤال بيجواب ميماند؛ آرامش آنها در هنگام ضربهزني توسط چه كسي تأمين ميشود؟ فرود آمدن توپ در جاي مناسب تا چه ميزان ستارهها و گلزنها را در رسيدن به اهدافشان ياري ميكند؟ بارسا، شنبه شب مهاجمان تمامكننده خوبي داشت. چرا؟ چون ژاوي را آماده ميديد؛ مردي كه با پاسهاي كوتاه (آنچه تخصص وي محسوب ميشود) بنيان از هم گسيخته دفاعي رئالمادريد را بهم ريخت و يك آمار باور نكردني (ارسال 19 پاس گل) را به نام خود ثبت كرد.
تعدد پاسورها
ژاوي براي ارائه و القاي سبك بازي بيهمتاي خود به يك شريك دونده نياز دارد. اينيستا دقيقا همان زوج مورد نظر پنجمين بازيكن برتر سال 2008 تلقي ميشود. او با تكنيكي بالاتر از ژاوي بارها سرخيو راموس را كه يكي از ستارگان بازي بود، ناكام گذاشت.
مسي هم پاسور است...
وقتي ليونل مسي در نقش يك تمامكننده ظاهر ميشود، شما ميتوانيد بيقاعدگي بازي بارسا را به وضوح ببينيد. معمولا از ستاره آرژانتيني ميخواهند در نقش يك مهاجم كناري، استهلاك مدافعان حريف را به بالاترين ميزان برساند تا آنها با از دست دادن تمركز، براي گلزني اتوئو فرش قرمز پهن كنند اما گوارديولا چون ميدانست منطقه بازي مسي كليديترين نقطه ميدان است، جنبههاي متنوعتر بازي مسي را خواستار شد. ليونل هم نبوغ را به داشتههايش افزود و شد آنچه ديديم.
معما و پلياستيشن
قيل و قالهاي الكلاسيكو هم جاودانگي اين سؤال را خدشهدار نميكند؛ بارسا مقابل ضد بازي (و نه ضد فوتبال) كم نميآورد؟ مربياني با افكار هيدينك كه براي خنثي كردن عمليات تهاجمي حريف مثلث ميسازند، به افسانه گوارديولا خاتمه ميدهند؟ فعلا ما هواداران فوتبال (چه رئالي و چه بارسايي) واقعيتها را فراموش ميكنيم و از بازي پلياستيشن و از صدرنشيني لاليگا لذت ميبريم.


