ليگ، زير خط فقر جواني
فصلي که از مسابقات ليگ برتر فوتبال ايران پشت سر نهاده شد فصلي پرتلاطم و پر از تنش بود. در اثناي برگزاري بازيهاي ليگ، بحران تيم ملي را فراگرفت و هر چه انرژي در کف فوتبال بود، صرف جدل هاي کلامي بر سر افشاي مفسده جويي هاي مالي اين و آن گذشت و سرانجام کسي پيدا نشد تا جمع هست را بر سر نيست بکوبد و بگويد که دستاوردهاي فني، اقتصادي و اجتماعي اين فصل از فوتبال باشگاهي و ملي ايران چه بود؛ چه کاشتيم، چه درو کرديم و براي فصل پيش رو کدام آفت را زدوديم.
به نوشته قدس، آنچه در اين ميان هرگز مورد توجه قرار نگرفت، مقايسه کيفيت کار نسبت به فصل گذشته و نسبت به ساير ليگهاي قاره آسيا بود و البته کسي هم نگفت که پس از انجام 306 مسابقه آيا حتي يک پديده هم ظهور کرد يا آنکه همه به دنبال آن هستند تا در فصل آينده نيازهاي خود را براي جذب بازيکن از اين سو و آن سوي عالم رفع کنند!
فصل هشتم ليگ برتر فوتبال ايران حتي يک استعداد تازه را معرفي نکرد. تيم هايي مثل مقاومت، ملوان و فولاد که در سالهاي گذشته بازيکناني را پرورش مي دادند و به عنوان ستاره هاي تازه معرفي مي کردند، در اين فصل از بازيها چيزي براي عرضه نداشتند. ملوان که در ابتداي فصل با جذب سه مهره خارجي رسماً خود را از گردونه پرورش بازيکن معاف کرده بود و مقاومت هم برعکس فصول قبل در اين زمينه کاري از پيش نبرد.
حاصل يک فصل اين سه تيم بازيکنان جواني مثل محمد ايران پوريان(مقاومت)، محمدنزهتي(ملوان) و سجاد فيض اللهي(فولاد) بودند که هرگز در قواره يک بازيکن ممتاز ظاهر نشدند و اگرچه در چند بازي درخشيدند، اما به عنوان يک پديده شناخته نشدند.
آنچه در اين فصل از مسابقات مانع از ظهور پديده ها شد، گسترش بيش از پيش مصرف گرايي و دوري جستن از انجام کار سخت بود که البته در کمال تعجب موجب افزايش درآمد هم مي شد! باشگاه هاي فوتبال بيشتر از فصول قبل به نهادهاي مسؤول خود براي دريافت پول فشار آوردند و سپس پولها را صرف خريد بازيکن کردند. نکته اينجاست که محض نمونه حتي در يکي از باشگاه هاي ايران به ميزان دستمزد يک بازيکن بزرگسال هم در تيم هاي پايه سرمايه گذاري و هزينه نشد و اين در حالي بود که ادعاهاي مديران درباره توانمندي هاي مديريتي شان گوش فلک را کر مي کرد، مديران که عمده کار آنان دريافت پول از نهادهاي دولتي و انتقال آن به حساب باشگاه ها بود نهايت تلاش خود را به کار مي بستند تا در موفقيت تيم هايشان سهمي کلان هم براي خود دست و پا کنند يا در هنگام ناکامي تيم، خود را مبري جلوه دهند؛ در حالي که عملاً حتي اصول اوليه مديريت يک باشگاه را که رسيدگي به امور همه تيمهاي آن باشگاه باشد به درستي انجام نمي دادند.
پر واضح است که در چنين چرخه معيوبي بازيکن جديدي در فوتبال ايران پرورش نخواهد يافت و بايد منتظر بود که در سالهاي پيش رو تيم ملي فوتبال ايران با مشکلات جدي روبه رو شود.در حالي که در کشورهاي صاحب فوتبال قاره آسيا کوشش هاي دامنه داري براي پرورش بازيکن مطابق با استانداردهاي جهاني صورت مي گيرد، در باشگاه هاي ايران مقوله اي تحت عنوان پرورش استعداد اصولاً به رسميت شناخته نمي شود و عجيب آنکه حتي اگر به رغم همين اوضاع بازيکن مستعدي هم در رده هاي پايه کشف شد، راهي براي ورود به تيم هاي بزرگسال پيدا نمي کند؛ زيرا قيمت او هنوز ارزان است و واسطه هاي نقل و انتقال بازيکن که با بسياري از مربيان و مديران روابط تنگاتنگي هم دارند، موفق به پيدا کردن تيم براي اين بازيکنان نمي شوند، زيرا پورسانت ناچيز اين انتقال ها باب دندان مربيان و ساير مسؤولان نيست! به اين ترتيب فصل مسابقات ليگ برتر بي آنکه هيجاني را در زمينه کشف و معرفي استعدادهاي جديد به تماشاگران خود اهدا کند، به پايان رسيد و اين پرسش را بر جا گذاشت که چنانچه کار به همين روال ادامه پيدا کند در فصول آينده چه چيز از فوتبال ايران باقي مي ماند؟



