فضیلت جا شدن در کمد
1- فارغ از نتیجه برگشت و مشخص شدنچهره تیم صعود کننده، چلسی سهشنبه شب در نوکمپ یک مجموعه نزدیکتر به فینال بود؛ تیمی که توانست بهتر از میزبان قوی خود ظاهر شود و بسته نگه داشتن دروازه پیتر چک، مثل همان چند گلی بود که بارسا به دنبال آن میگشت اما چلسی با مقاومتش به آن رسید.
به نوشته وطن امروز، گاس کبیر، گاس هجومی، گاس جادویی و در نهایت گاس هیدینک معجزهگر، چیزی بود مثل تیم تحت اختیارش که با همه بزرگی، قابلیت مچاله شدن در یک کمد کوچک را هم داشت. مسی بهتر بود یا مالودا؟ لیونل در فوجی از مدافعان زرد پوش گم میشود و اینیستا بعد از عبور از چند مدافع خشن تازه چند نفر دیگر را میبیند؛ درست مثل دویدن روی «تردمیل» که هیچگاه مسیر برای رسیدن تمام نمیشود و همواره چند قدم تا مقصد باقی است. اما در سوی مقابل مالودا برای نشان دادن هنرش تنها لازم است از بند آلوس رها شود یا دروگبا از اشتباه مهلک مارکس استفاده کند و فقط او بماند و ویکتور والدس.
2- در معادله بارسا و چلسی در زمین نوکمپ، متغیرها با قوانین این بازی تعریف میشدند؛ لمپارد و بالاک به زیر صفر میل میکردند چون شناسه برتری آنها هجوم و ساختن است اما در عوض الکس و اسین ستاره بودند زیرا زدن و تخریب مهمترین ماموریت آنها بود و اینچنین است که چلسی پرزورتر از بارسا ظاهر میشود. اینک فوتبال نتیجهگرا و تدافعی زردها که به بهترین نتیجه ممکن رسید، نزدیکتر از بارسا به رم است چون گاس و چلسی برای رفتن به فینال از استخوانهای نرمتری برخوردارند و اگر غیر از این بود هرگز 11 ستاره گرانقیمت، بیش از نیمی از بازی را نمیتوانستند در فضایی به کوچکی یک باکس هجده قدم، زندگی کنند آن هم با کمترین اشتباه.
3-گاس میتواند مدعی شود دفاع نمیکنیم اما در عمل، تدافعی بودن را معنی جدیدی کند، چلسی میتواند برای رسیدن به اولین جام لیگ قهرمانان در همه عمرش، به اندازه ضعیفترین تیم لیگ برتر دفاع کند یا به عبارت منطقیتر فوتبال نتیجهگرای مدرن ارائه دهد چون استخوان آنها آنقدر نرم است که به غضروف میزند. اگر غیر از این بود حتما استخوانبندیشان به خاطر تجمع بیش از اندازه در یک سلول چند نفره با دو جین مدافع، خرد میشد.
4- و باز هم چلسی به رم نزدیکتر است چون آنها مجددا قادرند در استمفورد بریج، همانطور که 30 دقیقه نخست مقابل لیورپول در فضای یک سوم دفاعی خود جمع شده بودند، این بار هم برابر بارسا دفاع کنند. نه هواداری برای آنها سوت میکشد و نه دستمال سفیدی به علامت اعتراض به اهتزاز در میآید چون زردهای شب نوکمپ، اصولا با گاس کبیر هم قابلیت دفاع صرف در زمین خودی را دارند چرا که فلسفه چلسی نه آبشخوری در فوتبال رویایی دارد و نه همانند بارسا استخوانهای محکمی که به هنگام نیاز، مانع از جا شدن آنها در یک کمد تنگ شود.
5- چلسی به رم نزدیکتر است چرا که غالبا با هر ضربه کرنر یا ایستگاهی از پشت محوطه جریمه قادرند حلقه شادی گل تشکیل دهند بدون آنکه نیازی به بیش از 500 پاس صحیح یا 70 درصد مالکیت توپ و زمین داشته باشند. یک گل این شکلی در خانه خودی،سپس رو آوردن به همان دکترین شب نوکمپ و رسیدن به رم و نخستین جام لیگ قهرمانان در همه دوران. آن وقت است که بیاستخوان بودن فضیلت است و دفاع 11 نفره در زمین خودی ارزش.
6- اعتراف به بیشتر بودن شانس چلسی دلیلی بر ناتوانی بارسا در زمینه فوتبال نیست چرا که فیلا یکی از فنیترین کشتیگیران چند دهه اخیر را پسرکی از کرج میدانست که با همه فنون و ریزهکاریهایش هرگز نتوانست برای رسیدن به قله، حریف رقیبی از گرجستان شود. فنون حیدری بکر بود اما دستان کورتانیدزه آنتی بکر.


